خانه / مقالات / اخلاق و تربیت / آداب انتقاد را بیاموز تا به هدفت رهیاب شوی!

آداب انتقاد را بیاموز تا به هدفت رهیاب شوی!

منبع: http://www.startimes.com

ترجمه:‌ عبدالخالق احسان

۱- خودمانی:

باید انتقاد برادرت و کسی دیگری بین خود تان باشد، یعنی بین تو و بین کسی که انتقادش می کنی، در مقابل دیگران انتقادش مکن؛ اگر چه نقد تو هدفمندانه، راهگشا و موضوعی باشد؛ اما نقد نزد کسانی که هیچ ارتباطی به موضوع ندارند، طرف انتقاد را وادار به اصرار دیدگاهش نموده و به فکر دفاع از خود بر می خیزد که درین صورت نمی توانیم او را متوجه خطاءاش کنیم؛ در حدیثی آمده : ( کسی که برادرش را به صورت تنهایی و سری نصیحت کند، او را عزت بخشیده و کسی که او را آشکار و در محضر دیگران نصیحت کند، او را عیب گویی کرده است.)

۲- انصاف:

نقد حالت ارزشیابی ، سنجش عادلانه و برابر را دارد، به هر اندازه که در نقد خویش دقیق بوده و بدون ستم، جانبداری، تعصب، افراط و تجاوز، نقد نمایی؛ به عدالت و انصاف نزدیک می باشد و علاوه برآن به تقوا و پارسایی نزدیک خواهی بود. در مورد شخص مورد انتقاد خویش، آن چه را بگو که در او هست، آن چه را بگو که دیده ای و از حق یک ذره تجاور نکن؛ چون کسی که در خصومت و مجادله زیاده روی کند گنهکار است.

۳- نکات مثبت را با نکات منفی یکجا کن!

این روش از بهترین روش های پذیرفته شده در نقد است که اول به امور مثبت پرداخته و آنان را خوب فربه نمایی و سپس امور منفی را تذکر بدهی. توسط این روش می توانی با استفاده از مثبت ها دریچه ی نقد را باز کنی و پیش از گوش ها قلب شخص را باز نمایی تا نقد و نصیحتت را به خوبی بشنود. در واقع برایش می گویی که شما شخصیت نیکو، صالح و محترمی هستید؛ اما برخی اموری هستند که اگر به آنان توجه کنی بهتر و نیکوتر است و نیکوکاری شما افزایش میابد.

آنگاه که امور مثبت شخص مورد انتقاد را احترام گذاشته و حفظ نموده و خوبی هایش را بخاطر گناه و خطا و بدی او، نابود و مصادره نکردی؛ در واقع پرده های شنوایی اش را به سوی گفته هایت باز نمودی و درین صورت به هدف نقد نایل گردیده ای که عبارت از رساندن پیام است برای شخص مورد انتقاد، تا برخی مسایل را رعایت نموده و اندرز بپذیرد؛ هم چنان شما احساسات او را جریحه دار نکرده و مشاعر او را مخدوش نکردی. قرآن کریم، مسلمانان را به احترام به امور مثبت مردم فراخوانده و می فرماید: {وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ} [الأعراف: ۸۵] از حقوق مردم چیزی نکاهید.

۴- اهتمام به امور مثبت، اگر چه اندک باشد :

گاهی امور منفی شخص، آنقدر زیاد است که امور اندک مثبت او را تحت الشعاع قرار می دهد، این امور مثبت کمیاب باعث می شود که نخواهی به آن بپردازی، این گونه مباش و آن قضایای اندک مثبت را نیز مورد توجه قرار بده تا نزد شخص مورد انتقاد قابل پذیرش باشی.

روزی حضرت عیسی علیه السلام و یارانش در مسیر راه متوجه لاشه ی گندیده ی سگی شدند و یاران حضرت عیسی گفتند: چه قدر لاشه این سگ بد بوی است! حضرت عیسی فرمودند: دندان هایش را ببینید چه قدر سفید است!

یاران حضرت عیسی علیه السلام در نقد شان نسبت به لاشه بوناک شده که بوی بدی داشت، به حق بودند؛ اما آنان فقط به جنبه منفی مسئله توجه نمودند در حالی که حضرت عیسی علیه السلام به گونه ی به نقد پرداخت که یک مثبت کوچک و بی ارزش را که در بین این همه سلبیات و گندیدگی ها بود، فراموش نکرد.

این درس انتقادی مهمی است و برای ما می آموزاند که نباید مسائل مثبت را اگر چه کم و اندک باشند به باد فراموشی بسپاریم؛ و لو که شخص مورد انتقاد مالامال از سلبیات باشد.

۵- فرصت دفاع را برایش بده:

اگر چهره منفی شخص نزدت واضح هم هست، با عجله در موردش حکم صادر مکن، اول سخنانش را بشنو، برایش فرصت کافی بده تا سخن بگوید و از خود و موقف خود دفاع نماید. برایش بگو: چنین خبری برایم رسیده است، سپس رهایش کن تا خود دفاع کرده و مسئله را واضح سازد؛ یعنی مانند قاضی عادل باش که تهمت وارده را بیان می کند و برای متهم فرصت دفاع می دهد که خودش یا وکیل مدافعش از او دفاع نماید، قاضی با عجله فیصله نمی کند تا این که شاهدان شهادت دهند و وکیل مدافع از موفق مؤکلش دفاع نماید، برای این که مبادا حق متهم تلف گردد.

۶- براساس ظاهر ، شخص را محاسبه کن:

پیش از بیان نقد و آثار مرتب بر آن، به نیت شخص مورد انتقاد احترام بگذار و او را بر مبنای ظاهرش محاسبه کن؛ شاید عذری داشته که قابل ملامتی نیست. برین اساس است که مربی مسلمان ما را فرا می خواند که سخن و عمل شخص را به چند وجه توجیه کنیم و باید این توجیهات ما بر مبنای گمان نیک باشد نه گمان بد. شاید شخص مجبور بوده و مجبوریت و ضرورت احکام خاص خود را دارد ( ضرورت ها امور حرام مباح می گردانند) و شاید فراموش کرده و این عمل را از روی قصد انجام نداده باشد، شخص فراموش کار و بی خبر مورد بازپرس قرار نمی گیرد، شاید او دلیلی داشته باشد که ما از آن بی خبریم؛ لذا باید بدانی که تو مسؤول آگاهی از نیت شخص نیستی؛ بلکه تنها از ظاهر اعمال انسان مسؤولیت داری و باید مورد نقد قرار دهی.

۷- در جریان نقد از تجربه هایت استفاده کن!

هر کدام ما تجربه های از نقد از دیگران و نقد دیگران از ما داریم، بر اساس تجربه هایت، از نقدی که جریحه دارت نموده یا جراحت قدیمی ات را عمق بخشیده و یا سبب نفرت و خستگی ات شده و یا به حیث عکس العمل بر خطایت اصرار کردی؛ دوری گزین.
هر قسمی که به آتش داغ شدی، دیگران را داغ مکن و تلاش نما خودت را درجای شخص مورد انتقاد قرار دهی، از هر روشی که جریحه دار شدی و تاوان پرداختی، اجتناب کن.

یکی از ادیبان جوان – یکبار- نوشته اش را به یکی از مجله های ادبی مشهور فرستاد، وقت نشر شمار جدید مجله با شتاب و شوق و ولع به سوی بازار رفت تا نوشته اش را ببیند، مجله را پیدا کرده و با عجله صفحاتش را ورق می زد؛ اما نوشته اش را نیافت و دید که مسؤول مجله نوشته است که این مقاله قابل نشر نیست و صاحب آن برای ادبیات مناسب نمی باشد، باید دنبال شغل دیگری برود. درین لحظه جوان ادیب حیرت زده شده و به ستونی برخورد کرد و پایش شکست. اما همت این جوان نکشت و در مسیر ادبیات ادامه داد تا این که یکی از ادیبان مشهور و انگشت شمار گردید. تو ای کسی که انتقاد می کنی! شخص مورد انتقاد خویش را مشکن؛ چون کسی که مؤمنی را بشکند، باید جبران خسارت بپردازد.

۸- باید پیام انتقادی شما واضح و شفاف باشد:

در مقابل اشتباه دیگران مجامله مکن، سرزنش کننده خجالتی که با مجامله سخن می گوید، سخنش تأثیر ندارد و در رساندن پیام انتقادی مفید واقع نمی شود. اگر اشتباه و تعدی صریحی را می بینید، در نقد آن صریح باشید، خلق صراحت لهجه و پروا نداشتن را ازین فرموده الله متعال بیاموزید: {وَاللَّهُ لَا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ} [الأحزاب: ۵۳] ولی خدا از بیان حق شرم نمی کند ( و اباء ندارد ) . حق را بگو و انتقادت را بکن، گرچه بر ضرر خودت باشد.

یکی از ادیبان در مورد کلمه حق می گوید: اگر حق را بگویی، می میری و اگر حق را نگویی باز هم می میری؛ پس حق بگو و بمیر!!

۹- برخورد دوگانه نداشته باش!

مقتضای عدالت و انصاف این است که در انتقاد خویش برخورد دوگانه نداشته باشی، اگر از یک دوست خویش انتقاد نمودی و از دوست دیگرت که عین همان اشتباه را انجام داده بود،‌ انتقاد نکردی؛ تو انتقادگر ظالم و ستمگری نسبت به شخص انتقاد شده می باشی؛ چون ترا می بیند که تعامل یک بام و دو هوا را داری، وقتی از او اشتباهی دیدی انتقاد می کنی و اگر عین اشتباه از دوست دیگرت سر زند، از آن چشم پوشی کرده و با مجامله از او طرفداری می کنی.

گاهی برخورد دوگانه طوری است که تو یک خصلت و خلق و عملی را مورد انتقاد قرار می دهی که آن خصلت در وجود خودت هست، درین صورت توقع داشته باش که از طرف مقابل، انتقادت با شدت رد می گردد. شاعر می گوید: آهای معلم و آموزگار دیگران، چرا خودت را آموزش نمی دهی؟ از بدی این حالت این است که شخص مورد انتقاد ترا با نقدت سبک شمرده و ترا جنایت کار و کارت را ستمگرانه می داند.

دو کودک نامه های نوشته و نزد حسن بن علی علیه السلام آورده و گفتند: خط کدام ما بهتر است، در آنجا حضرت علی رضی الله عنه نیز حضور داشت و برای حسن گفت: بین شان عادلانه فیصله کن؛ این قضاوت است! وقتی که عدالت همراه کودکان مطلوب باشد، پس عدالت با بزرگان چطور خواهد بود؟

۱۰- دوسیه های قدیمی را باز مکن!

از اشتباه جدید انتقاد کن و گذشته را فراموش نما، از گذشته هیچ مگو؛ چون دوسیه آن بسته شده است، زخم را تازه مکن؛ چون اگر نقد خیلی پس مانده شود، هدف آن بر آورده نمی شود؛ بسا مواقع نقد با تأخیر سبب بسته شدن شنوایی شخص مورد انتقاد می گردد؛ چون او تصور می کند که شما کسی هستید که اشیای دفن شده را نبش می کنید. بیان خطا های گذشته، شخص را شرمنده می کند و شاید او از خطای قبلی اش پیشمان شده و برای اصلاح آن اقدام کرده باشد، اگر خطاهای گذشته را به خطای جدید ربط بدهی، در نظر او کسی خواهی بود که هیچ تسامح نداشته و عفو و بخشش در زندگی ات راه ندارد، گویا که برایش می گویی: تو هنوز بر گمراهی قدیمی ات پایبند هستی؛ این گونه انتقاد نه تنها تأثیر ندارد، بلکه باعث می شود که شخص بر انگیخته شده و بخواهد بدون دلیل از عملکردش دفاع نماید.

۱۱- در انتقاد از تدریج بهره گیرید!

کسی که یک کلمه برایش کفایت می کند، سرزنشش مکنید، کسی که به یک عبارت کوتاه متوجه می شود، نقد طولانی را برایش مطرح نکنید؛ اشخاص متفاوت اند، برخی را اگر انتقاد کنی، مقابله کرده و به مجادله می پردازند و برخی دیگر زود متوجه اشتباهش شده و به خطای خویش اعتراف می کنند و برخی دیگر بین این دو دیدگاه را دارند. گاهی بیان این جمله ها برای فهماندن شخص کفایت می کند: ( آیا حیاء نمی کنی؟) ( آیا در مورد این مسئله خوب اندیشیده ای؟)، ( آیا این عمل برای تو به حیث یک مسلمان مناسب است؟) ( آیا این سخن یا عمل منصفانه است؟)؛ آن چه در انتقاد تدریجی مهم است و باید رعایت شود‌، این است که از آسانگیری شروع نموده و حسب نیاز به شدت و سختگیری برسیم.

۱۲- فقط خودش را مورد انتقاد قرار بده!

گاهی برخی دوستان و همکارانت، از حدود ادب انتقاد تجاوز نموده و به نقد شخصی شما بسنده ننموده و به والدین و برادران شما تعدی می کند و تیر انتقاد را به سوی آنان شلیک نموده و نقد را به دعوا و کشمکش می کشاند؛ برای شما انسان با رسالت و هدفمند اجازه نیست که این گونه باشی، هر گاه خواستی او را مورد نقد قرار بدهی، خودش را انتقاد کن؛ چون اوست که مورد انتقاد قرار می گیرد نه پدر و مادرش. الله متعال می فرماید:‌ {وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى} [الأنعام: ۱۶۴] هیچ کسی گناه دیگری را بر دوش نمی کشد.

۱۳- راه حل پیشنهاد کن!

نقد خویش را با واضح ساختن مثبت ها و منفی ها، ترکیز بر خطای جدید و نقطه مشخصی تقدیم نما و در هر حالت در حد امکان راه حل، پیشنهاد و راه معالجه ی پیشکش کن تا نقد تو شخص مورد انتقاد را کمک کنند که خویشتن را از مهلکه منفی ها نجات دهد.

بهتر است که پیشنهاد های خود را به روش خیلی نیکو و مناسب مطرح نمایی، مثلاً: ( نظر شما خوب است؛ اما من این گونه پیشنهاد می کنم)، ( این نظر من است، خوب است که درین مسئله بیشتر فکر نمایی)، ( چه می شود؟ اگر این طور عمل نمایی و شاید موضوع دگرگون شود)، ( بیاییم این روش را نیز تجربه کنیم، شاید مفید واقع گردد) و…

۱۴- موقعیت و جایگاه شخص را در نظر داشته باش!

پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرمودند: ما پیامبران مأمور شدیم که با مردم به اندازه عقل های شان سخن بگوییم. حکما نکته ی حکیمانه ی فرمودند که هر جای سخن مناسبی دارد، لذا باید مقام شخص مورد انتقاد در نظر گرفته شود؛ اگر خواستی پدر و مادرت را مورد انتقاد قرار دهی {فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا} [الإسراء: ۲۳] هرگاه یکی از آن دو ( پدر و مادر) ، و یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری برسند ، ( کمترین اهانتی بدیشان مکن و حتی سبکترین تعبیر نامؤدّبانه همچون ) اُف به آنان مگو ! ( و بر سر ایشان فریاد مزن ) و آنان را از پیش خود مران و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو .

احترام والدین را داشته باشد، از هر آن چه احساسات شان را جریحه دار می کند، دوری گزین و انتقاد خویش را در قالب کلمات زیبا و سنجیده این گونه بیان کن: ( شما از من بزرگتر هستید و تجربه ی بیشتر دارید – با تمام فروتنی – می گویم که این کار مناسب نیست.) یا ( با کمال محبت و احترامی که با شما دارم، به نظر من اگر ازین مسئله بگذریم بهتر است) ، ( آن چه می گویید درست است؛ اما به نظر من کار بهتر این خواهد بود) و… یا دیگر عبارت های محبت آمیزی که نقد را به هدف برساند و شخص مورد انتقاد را اذیت نکند.

۱۵- یابنده لغزش ها مباش!

جستجوی عیب ها، دنبال کردن لغزش ها و اشتباهات و ثبت همه خورد و بزرگ تا روزی از آنها برای انتقاد و سرکوبی شخص استفاده شود؛ یک خلق غیر اسلامی است. در حدیثی آمده: ( نزدیکترین عمل به کفر این است که شخصی با دیگری طبل برادری بنوازد و لغزش ها و اشتباهات او را ثبت کند تا روزی او را شرمنده ساخته و مورد نکوهش قرار دهد.)

برای شما و او بهتر این است که در موقع لازم انتقادش نمایی، در جای که فرصت نقد است، لغزش ها و خطا های او را جمع آوری و ذخیره مکن تا روزی غالگیرش کنی، اگر چنین کردی و برایت گفته شد که تو جاسوسی یا دزد سخنانی و یا بر اساس کینه های پنهانی انتقاد کردی؛ اعتراض مکن.

۱۶- نقد یک هدیه است، توجه کن که چگونه آن را تقدیم می کنی!

در روایتی وارد است که ( بهترین دوستم کسی است که عیب هایم را برایم هدیه کند). اسلام، نقد و محاسبه را هدیه دانسته و برای این نقد کننده دعای رحمت می نماید ( خداوند کسی را که عیب هایم را برایم هدیه می دهد، مورد رحمت خویش قرار دهد.)؛ چون نقد و نصیحت و راه نشان دادن در نظر اسلام مقبول بوده و قابل تقدیر است و باید در مقابل آن سپاسگزاری نموده و با لبخند بپذیریم.

هدیه چنان چه معلوم است، محبت و دوستی را جلب می کند ( با یکدیگر هدیه بدهید تا بین تان محبت ایجاد شود.) اگر نقد شما با روش نیکو و خوشایندی بر طبق اخلاص و محبت گذاشته شده و با دقت و حقگرایی تقدیم شود، تأثیر واقعی و مطلوب خویش را بر شخص انتقاد شده – هدیه داده شده – بر جای می گذارد و هدیه شما را به خوشی و طراوت قبول می کند. ( خداوند مرا توفیق دهد تا اطاعت و پیروی کسی را بکنم که ما را به راه راست رهنمایی نمی نماید.)

خاتمه:

به یاد داشته باش که هر کس، خویشتن را دوست دارد؛ لذا با نقد تند و سنگدلانه خود شخصیت او را مشکن و حریص باشد که شخص را با بهترین و زیباترین روش از عیب ها پاک سازی، برایش بگو که هدف از نقد من این است که تو بهترین باشی و من دوست صمیمی تو هستم و با تو دشمنی ندارم.

این روش، در نقد ادبی نیز مورد قبول می باشد که نقد کننده تلاش می کند به جوانب مثبت و منفی هر دو بپردازد تا صورت انتقادی در ذهن خواننده واضح باشد؛ لذا توضیح و کشف و آشکار سازی جوانب مثبت ضروری و غیر قابل انکار می باشد.

درباره ی عبدالخالق احسان

همچنین ببینید

داشتن مسجد، حق مسلم اهل سنت در پایتخت !

نویسنده: کتایون محمودی دو روز  از عید فطر گذشته و فضای مجازی هنوز پر از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *