خانه / شخصيت‌ها / ائمه و مشاهیر / ابن تیمیه (رح) و فیلسوف سکولار مشرب

ابن تیمیه (رح) و فیلسوف سکولار مشرب

نوشته ی از: محمد عماره
برگردان: سمیع الله داعی

دوکتور «مراد و‌هبه» که عده ی از نویسندگان به او پسوند فیلسوف سیکولار مشرب را می دهند مدتی است که دندان تیز کرده‌ و ‌یکسره به اندیشه ها و افکار ابن تیمیه (۶۶۱-۷۲۵) حمله می کند. او که خود در حال پرچم برداری و دفاع از ارزش های گروه «گوبنهاغن» است. گروهی که دغدغه ی تطبیق اندیشه های صهیونی را در خیال دارد و بر طبل تطبیق آن می کوبد.

در مجله «الاهرام» شماره ۱۴، ماه مارچ ، سال ۲۰۱۷ دوکتور مراد وهبه در باره ابن تیمیه اینگونه می نویسد: «داعش گروهی است که بر آراء و اندیشه های فقهی ابن تیمیه استناد می کند، و ستون های حرکت شان را بر اندیشه های او استوار نگه می دارند. ابن‌ تیمیه کسی‌است که به تعطیل و عدم إعمال عقل اسلامی حکم کرده و به نحوی کمر به قتل و روش عقلگرایی دینی بسته است.»

آیا دوکتور مراد آثار ابن تیمیه را مطالعه کرده است؟ که این گونه سرد و ناجوانمردانه به ترور شخصیت و اندیشه های او قلم و قدم می زند؟!

ابن تیمیه می گوید: « آنچه را که عقل نیکو بپندارد، حتم دارم  که در هیچ پهلویی با نقل صحیح در تکر قرار نمی گیرد. اکثر نحله های کلامی در باب حسن و‌قبح به عقل تکیه کرده اند و مذموم پنداشتن این روش نه سخن سلف این امت است و نه حرف پیشوایان با ارزش آن.»

هم چنان او‌ می گوید:« تأویلی که مقبول و‌ مستحسن باشد بی گمان که مراد و منظور متکلم را به نمایش می گذارد»

او هم چنان تکرار می کند که :« آنچه که من بعد از تفحص و تدبر به آن گرویده ام اینست که ما اهل قبله را کافر نمی پنداریم .»

او به عام بودن آیه «لا اکراه فی الدین» باورمند است که این ٱیه منسوخ نیست بلکه نص (متن) عامی است که جمهور علمای پیشینیان و پسینیان به عدم خاص بودن و‌ نه منسوخ پنداشتن آن اتفاق دیدگاه دارند و بدان معترف اند. در اندیشه های طلایی او جملاتی همچون: «ما هیچ کسی را جبرا و‌اکراها به اسلام دعوت نمی کنیم و با کسی می جنگیم که با ما میجنگد به چشم‌ می خورد.»

او می گوید: «اهل ذمه و کسانی را که با ما پیمان بسته اند در امنیت نگه می داریم و بالای آنها شمشیر بر نمی داریم،خون و اموال آنها نزد ما محترم و محفوظ است، و آنها در زیر حکم این آیه «و جادلهم بالتی هی احسن» داخل اند. دست به قتل آنها بر نمی داریم و آنها را جزء محاربین نمی دانیم.

ابن تیمیه ی را که فیلسوف سکولار مشرب (مراد وهبه) آبشخور تفکر داعشی معرفی می کند، شیخ مصطفی عبدالرزاق (۱۳۰۲-۱۳۶۶) پیشوای بیدارگران اسلامی می داند و به‌ او لقب فیلسوف را داده و این گونه از اندیشه‌هایش پرده بر می دارد: «نگرش ابن تیمیه در علم کلام، تصوف و فلسفه، نگرش بس بزرگ و‌ عمیقی است که از فهم بلند و بالایی او بر مکتب های فلسفی و تاریخ آنها سخن می گوید. تصویر زیبای که او بر نقد مکتب های فلسفی کشیده، و روش نیکویی که او بر تقسیم و تبیین اندیشه های منطقی انتخاب کرده، حامل فهم فهیم و درک بی نظیر او می باشد.

هدف از یازیدن او بر مکاتب فلسفی تنها ناسازگاری فلسفه با دین (از جهاتی) نبود، بلکه با تازیانه ی تمرد بر فرق فلسفه می کوبید، چون سنخیت منطقی میان بعضی از مکاتب فلسفی و عقل سالم‌ نمی دید.  قاموس فکری ابن تیمیه شاهد نانوایی و‌ستیز  عقل سلیم با نقل صحیح نیست.

باری او گفته بود که : «در شریعت حکمی نداریم که  مخالفت با قیاس را روا بداند، کما کان قیاس سالم و دست ناخورده نیز مؤید احکام شرعی بوده و مثبت شریعت را در حالت اثبات اش نیکو پنداشته و حکم منهی عنه شرعی را در حالت نهی اش مکره و ناپسند می پندارد. الله و رسول او از حکمی خبر نداده اند که در تناقض و مصاف عقل صریح قرار بگیرد. همچنان در شریعت حکمی وجود ندارد که آن را نتوان با ترازوی عقل سبک و‌ سنگین کرد. انبیاء و فرستادگان پروردگار از مواردی پرده برداشته اند که عقل به آن حکم می کند. ناممکن است که در احادیث پیامبر (ص) حکمی وجود داشته باشد که به تعطیل و مرگ عقل بیانجامد، کما کان ناممکن و غیر معقول است که دو دلیل قطعی( عقلی و سمعی) و یا یکی عقلی و دیگر سمعی نافی همدیگر قرار بگیرند.»

احترامی که ابن تیمیه به عقل داشت او را مجبور کرد که قلاده تقلید را از گردن برون آرد، تا جای که وقتی به حکمی دستور و یا فتوا می داد به هیچ مذهب خاصی التزام نمی کرد و از هیچ آدرس ‌معینی حرف نمی زد، بلکه دلیل و برهان در آغاز فهرست تفکر او‌ قرار داشت. او برای پی ریزی ته پایه های معرفت راهی بجز وحی و عقل نمی شناخت، در افق اندیشه های او نقد های متفاوت و ظریفی بر فلاسفه،متکلمین و اهل تصوف به چشم می خورد که رهنمون و چراغ سبز پایداری برای منهج فلسفی ما می تواند قرار بگیرد.

اگر روش و‌ منهج تدریسی فن منطق ما به جای شرح و تعلیق «بیگانگان» به شیوه انتقادی ابن تیمیه هماهنگ باشد، بی گمان که در این فن پیشقراول شده و سبقت را از دیگران می ربایم.

آری
ابن تیمیه از چشم اندازه و دوربین های مصطفی عبدالرزاق این گونه به چشم میخورد!

آیا فیسلوف سیکولار اندیش ( مراد وهبه) از علم فلسفه چیزی میداند که اینگونه نامهربانانه بر ابن‌تیمیه تاخته است؟!

پ.ن : برای شناخت ابن تیمیه  رح به کتاب « رجال الفکر و الدعوه» اثر علامه ابوالحسن ندوی مراجعه کنید.

درباره ی سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

همچنین ببینید

tabyeen.com

نگاهی به زندگانی ابن رشد اندلسی

ابو ولید محمد بن احمد بن احمد قرطبی معروف به ابن رشد درسال ۱۱۲۷ م …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *