خانه / مقالات / مطالعات اسلامی / از گذشته ها باید گذشت / بخش سوم

از گذشته ها باید گذشت / بخش سوم

نویسنده: دکتر محمد عماره
برگردان: سمیع الله داعی

(نگرشی بر عقلگرایی اسلامی)

– قدسیت متن
امام احمد ابن حنبل ( ۱۶۴ – ۲۴۱ ه ق ) تابوی مستحکم نقل گرایی در تمدن اسلامی قلمداد میشود او در زندگی خود در بغداد در زمان عباسی ها بعنوان قدرتمندترین دژ مستحکم در مقابل جریان عقلگرایی اسلامی قرار گرفته بود، با پیام آوران و پیام فیلسوفان یونانی سر ستیز داشت و مهر و عطوفت اش را یخ زده بود، جرح و تعدیل های گونه گونی بر پیکر تازه به دوران رسیده علم کلام و اصحاب او وارد ساخت!!
فرار و تنفر او را از عقلانیت بسوی نص گرایی مطلق کشانید، بحق که او از ظاهر گرایان انحصاری زمان خودش محسوب میشد.
حقیقتا اینکه احمد ابن حنبل نه فیلسوف بود و نه متکلم و نه مکتب فقهی ی را پایه گذاری کرده بود تمام فرآورد های علمی او در علم حدیث خلاصه میشد او یکی از برجسته ترین محدثان زمان خود بحساب می آید. یکی از بزرگترین مسانیدی که در تدوین علم حدیث امروزه به دست ما رسیده است به دستان نیرومند این بزرگوار به رشته تحریر در آمده است.
همچنین او بنیانگذار ” روش نص گرایان ” بعد از خودش نیز میباشد که وقتی نصی به او برسد در مقابل او هیچ نوع برهان،مباحثه و اندیشیدن عقلانی را نمی پذیرد و اینها برای خودشان در قاموس فکری احمد ابن حنبل محلی از اعراب ندارند.
ابن قیم جوزی ( ۶۹۱ – ۷۵۱ ه ق) اصول پنجگانه نص گرایان را اینچنین بر میشمارد ۱- «نصوص» ۲- آنچه که اصحاب به آن فتوا داده اند ( این هم بخشی از نصوص است) ۳- هنگام اختلاف صحابه یکی از اقوال مختلف فیه را به اجتهاد خودت اختیار کن ( در میان متنی از متون صحابه تو مختار استی، اختیار شکستن این دایره را نداری) ۴: استمداد جستن از احادیث مرسل و ضعیف ( این هم بخشی از نصوص و متون است مع الوصفی که ضعف آن ثابت شده است باز هم از استدلال و رأی افضل است ) ۵: وقتی نیاز جدی پیش آمد وضرورت مبرم گشت قیاس پا به میدان میگذارد – البته در صورتی که نصوص اربعه فوق وجود نداشته باشد- !!
وقتی با این رویکرد به سراغ نص گرایی احمد ابن حنبل میروید او را  از سخت جان ترین دشمنان عقلانیت می یابی.
همچنین منقول است که یاران او پرسش های شرعی را از أهل رأی جواز نمیداستن و میگفتن: « بیگمان ضعیف ترین حدیث از استدلال عقلانی والاتر است»
احمد ابن حنبل قصدا مکتب نص گرایی را در متون اسلامی پر اهمیت جلوه داد؛ در شعری او روش خود را اینگونه ستایش میکند:
دین پیامبر ص چیزی نیست جز آثار منقول
چه نیک است برای جوان آنچه از آثار به او میرسد
خود را از حدیث و اهل او بی نیاز مساز
استدلال شبیه شب است در حالیکه حدیث به مانند روز میماند
خیلی از اوقات شاید جوان ره خود را گم کند
آفتاب (حدیث)  که طلوع کرد بی تردید که نور اش منتشر میشود
دستگاه دینی و علم در نزد او مجموعه ی از نصوص وظواهر نصوص قلمداد میشد که فهم و آگاهی ی را بیرون از این محدوده به رسمیت نمیشناخت.
کتاب « إعلام الموقعین »  مجموعه ی از ابیات را از احمد ابن حنبل در همسویی و همنوایی با جریان نص گرایی روایت میکند که قرار ذیل است.
علم چیزی نیست جز گفته ی پروردگار و پیامبرش
این چیزیست که صحابه نیز آنرا گفته اند و در آن شکی نیست
علم چیزی نیست که در میان هوا و هوس
آنرا در میان نصوص مقدس و رأی سفیه دربیابیم
هرگز! اینچنین نیست ، قسم است که جهالت است
میان قول رسول و اندیشه فقیهی مقایسه کنیم
برحذر ! نصوص شرعی را قصدا رد مکنید
از ترس اینکه به اندیشه تجسیم و تشبیه میرسی
بدون شک نصوص شرعی مبرا و پاک است
از فرق کلامی ی که به تعطیل و تمویه رسیده اند
مخلص بحث اینکه ، نصوص شرعی – حتا ظاهر آن –  در دستگاه فکری امام احمد ابن حنبل مطلق علم و آگاهی ثواب است با وجودی که اگر ظاهر این نصوص به عقایدی مثل تجسیم و تشبیه در ذات باری تعالی منتهی شود.
به تبعیت از از روش نص گرایانه امام احمد ابن حنبل قیاس و رأی را منحیث ادله شرعی که احکام توسط آنها به اثبات برسد قبول ندارد و آنها را بی محل میداند، اما وقتی نص وجود نداشت – گرچند ضعیف ترین نص هم باشد – بعدا به قیاس و رأی رجوع میشود.
پذیرفتن قیاس و رأی نیز در نزد او شروط متعدده ی دارد – گویا اصلا اینها حجت و برهان نیستن – از جمله اینکه تاویلی در آنها نباشد، از گرایاشات عقلانی به دور باشد؛ رابطه سبب و مسبب در آن پذیرفته شده نباشد..

جریان نص گرایی احمد ابن حنبل مورد پذیرش و قبول عامه مردم که توجه جدی به نص و ظواهر نصوص داشتن شده بود و روی همین ملحوظ بخش عظیمی از مردم جذب اندیشه های او گردیده بودن.
هنگامی که معتزله شروع به تفتیش فکر و اراده خیل کثیری از دانشمندان کردن – البته این ادعای بیش نیست (۱) – احمد ابن حنبل را نیز زیر فشار و تحمیل باوری های که نسبت به « خلق قرآن » داشتن قرار دادن و از این بابت احمد ابن حنبل هم آوا و همسو با اندیشه های تحمیلی آنها در زمان حکومت سه پادشاه عباسی ( مأمون، معتصم و واثق ) نگردید و سختی های بس فزون و دلخراشی را به جان خرید و به عنوان تابوی قدرتمند اهل حدیث قلمداد شد..

پ . ن : ۱) نویسنده (دکتر عماره) در مسئله خلق قرآن جانب تفکر معتزلی را می گیرد و دلایل آنها را شکننده تر و مقنعتر میداند.
بلای خانمانسوزی که از سوی تفکر معتزلی در آن زمان به اندیشمندان اسلامی وارد شد و دادگاه های تفتیش فکری که بر پا شده بود همه اینها را ساده اندیشانه و مجمل قلمداد می نماید.
با وجود تمام دلایل مطرح شده از طرف نویسنده این دیدگاه ایشان هنوز هم جای چون و چند کردن را در خودش داشته و صحت تفکر او را به چالش میکشد.- مترجم-

درباره ی سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

همچنین ببینید

«رجب» ماه کاشت است

ماه رجب در سیرۀ عملی رسول‌خدا صلى الله علیه وسلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *