خانه / مقالات / مطالعات اسلامی / از گذشته ها باید گذشت/ بخش چهارم و پایانی

از گذشته ها باید گذشت/ بخش چهارم و پایانی

نویسنده: دکتور محمد عماره
مترجم: سمیع الله داعی

( نگرشی بر عقلگرایی اسلامی )

– افت و خیز عقلگرایان

بعد از انقلاب ترکان و ملوکیت شدن خلافت؛ قدرت در چنگال های مظلوم ستیز ترکان قرار گرفت و این در حالی بود که آنها نه توان هضم جریان عقلگرایی را داشتن و نه فهمی در این مورد نصیب شان شده بود – حتا آگاهی عموم مردم نسبت به این ها در این زمینه بیشتر بود – دنیای که آنها در آن به سر می بردن غیر آن آروز و افکاری بود که جریان عقلگرایی اسلامی به آنها چشم بسته بود.

به همین علت در تصمیمات و بازی های – فرهنگی؛سیاسی- که آنها بر خلاف جریان عقلگرایی می گرفتن اندیشه ها و نحوه تفکر  عامه مردم به وضوح مشاهده میشد.

آنها کمر به فرو ریزی و از هم پاشی حرکتی بسته بودن که بنیه های مستحکم و اصول نامتغیر او حتی قبل از حکومت ” متوکل عباسی” وجود داشته و ریشه دوانیده بود.

با تمام داشته های فکری که جریان عقلگرایی اسلامی در بطن خود پرورانیده بود اهل قلم وصاحبان فکر این جریان متهم به کم کاری و تکفیر شدن،دست و پاهای نازک شان زنجیر های زندان ها را تجربه کرد،و اندیشه های مصفا و دل انگیز شان در قفس های تحجر به پوسیدن گرفت و اینکه چه بسیاری از آنها از دیار شان به تبعید و به جلا از وطن محکوم شدن.

مبتلا به بی مهری  شدن که قبلا آنرا توسط نص گرایان نیز تجربه کرده بودن. (۱)

انقلابی که بر علیه آنها صورت گرفت مهلکترین انقلابی بود که کمر آنها را شکست و هیمنت شان را نابود ساخت.

حتی کار به جای کشید که باورمند بودن به تفکر اعتزالی نوعی حرام و چی بسا که جرم نابخشودنی پنداشته میشد. هر فردی که تمایل فکری به جریان عقلگرایی معتزلی میداشت  محکوم شدن و شکنجه از بدیهی ترین تصوراتی می بایست در قفس اندیشه اش نقش ببندد.

نتیجتا اینکه وقتی باده ی از مشرب اعتزالی را نوش جان میکردی رفاقت با دیوار های زندان و اهل را نیز به جان خریده بودی.

آره ! علی بن الجهم ( ۲۴۹ ه ق ) نمونه ی از شعرای است که در دربار ” متوکل ” وجود داشت و با اشعار دلربایی که می سرود تفکر اعتزالی را به باد فنا میداد و فحش ناسزا نثار ایشان میکرد، از داستان پیروز شدن حزب ” متوکل ” بر حزب ” واثقیه ” ( حرکتی که الواثق به خلیفه معتزلی نسبت داده شده است که تقریب به اکثریت؛ بالندگی  تفکر اعتزالی در زمان او به وقوع پیوسته است) حرف های به گفتن داشت.

به نمونه شعری علی بن الجهم بنگرید که چگونه تصویر ناسزایی از خود و چهره مظلوم حرکت اعتزال را به نمایش گذاشته است.

روافض و نصارا با هم متحد شدن

اهل گروه معتزله نیر بر بد گویی من متحد شدن

من را دشنام دادن و ناسزا گفتن در حالیکه هیچ گناهی نداشتم

مگر اینکه فهمیده بودم آنها فرزندان « عمل زنا » اند

اندیشه و رأی من متوکلی مشرب است

و این را از هیج واثقی ی پنهان نخواهم کرد

انقلاب و تحول فوق خطرناکترین و زننده ترین انقلابی بود که بر علیه جریان عقلگرایی اعتزالی اتفاق افتید و در خلال آن ” محدثین ” و افرادی که بار علمی و بضاعت اسنادی داشتن از درون زندان ها بیرون کرده شدند و در جای افرادی تکیه زدن که اهلیت عدل و توحید در وجود آنها به وفور دیده میشد ( معتزلیان )  (۲)

در این مبحث ما دنبال آغازگر  شکنجه های که بر پیکر خسته شده جریان عقلگرایی اسلامی وارد شده نیستیم و این را هم نمی خواهیم

می خواهم اشاره کنم به تشدید و فشارهای که در زمان خلیفه ” قادر بالله ”
( ۳۸۱-۳۲۳ ه ق)  از طرف جریان نقل گرایی زیر صدور فرمانی بنام ” اعتقاد قادری” بر حرکت عقلگرایی وارد شد که بر مبنای بنود آن؛ فکریه اعتزال به حاشیه کشانیده شد و حرمت پاره ی از باور های آنان به گوش همگان ترزیق گردید تا مبادا وارد این جریان شوند.

-بدترین قانونی که تاریخ اسلامی شبیه آنرا به خود ندیده است تقنین یافت و حقا که از روح اصیل و فرهنگ والای اسلامی بدور بود –
احکام ذیل در فرمان خلیفه گنجانیده شده بود.

۱- تدریس علم کلام و گفت و شنود در مباحث کلامی علی الخصوص در باره افکار اعتزالی و آثار و متون آنها منع  گردید، افرادی که از این امر سر پیچی میکردن با جزا های مثل زندان و قتل سرنوشت شان گره می خورد.

۲- لعن معتزله در بسیاری از مساجد اسلامی مروج گردید حتی به عنوان سنت حسنه اسلامی نیز قلمداد می گردید.

۳- فرا گرفتن اندیشه های اعتزالی در مورد توحید  و خلق قرآن (۳)  شدیدا محروم گردید.

۴-هم چنین مباحثه در مورد گفته های معتزله در باره عدل  نیز حرام گردید – تا اینکه به این امر منتهی گردید که تمام مخلوقات عاجز اند و هیچ نوع اختیاری از خود ندارند-.

۵- باور معتزلی در مورد بحث ” المنزله بین المنزلتین” (۴) نیز جای خود را به دیدگاه کلامی فرقه ” مرجئه ” سپرد.

فرمان فوق به عنوان باور های کلی مسلمانان قلمداد گردید و هر فرد و یا حرکتی بر طبل مخالف این  میکوبید تاپه های – قشنگ و بلند و بالایی- شبیه کافر و فاسق نثار او می گردید.

آره !

تمام این ها اتفاق افتید با وجود مزیتی که دین اسلام بر اجتهاد به عنوان فرض کفایی قایل شده بود ، یعنی اسلام اجتهاد را به عنوان فریضه ی اجتماعی می پندارد و بر آن ارج می نهد و آنرا به عنوان پایه ی برای انجام فرایض عینی نیز قلمداد کرده است، تمدن اسلامی با تمام فراخی که در کثرت گرایی فکری دارد باز هم به این نکته سخت متفطن و ملتف است که اجتهاد یک مجتهد به عنوان فکر تحمیلی برای دیگری قرار گرفته نمی تواند.

از همین بابت است که تمدن اسلامی تمام عوامل و اسبابی را که باعث فرو کوفتن و بسته شدن دروازه اجتهاد می شود در هسته از هم پاشیده و – نگذاشته که قد و قامت بلند کند – تا ریشه های حرکت و تقدم را بخشکاند. من تعجب به افرادی می کنم که پیهم در تلاش این امر اند که دروازه اجتهاد را به روی ما ببندند، حرف من برای این قماش انسانها اینست که بنگرید به انقلابی که بر علیه جریان عقلگرایی اسلامی صورت گرفت و این انقلاب چطور توانست آغازی قرار بگیرد برای عقب گرد؛بن بست و شکست فکری ما.

پی نوشت های مترجم:

(۱) بی مهری که نویسنده در متن فوق از آن یاد آور شده است اولین بار با دستان پر مهر پرچمبرداران داران مکتب اعتزال بر مخالفان فکری شان وارد می شود. علی الخصوص زمانی این بی مهری و کم پنداشتن بضاعت فکری دیگران تشدید می یابد که تفکر اعتزالی از سیاست و سیاستمداران به عنوان پشتوانه استفاده می کند .

فرو کوفتن و حذف رقیبان در تفکر عقلگرایی آنها پر رنگ و جاذبه دار به چشم می خورد!

(۲) هدف از توحید در اینجا همان مراتب پنج گانه توحیدی است که مکتب اعتزال به آن بنا یافته است. و مفهوم عدل در اینجا مبحث عدل الهی که مربوط صفات فعلی او تعالی میگردد می باشد.

(۳) اصل خلق قرآن در مکتب اعتزالی از  برجسته ترین افکار آنها به حساب می آید و چی بسا جان های شیرین انسان های مظلومی را نیز در اقناع کردن آنها به مسئله خلق قرآن ستاندن.

به باور من تیوری رویای های رسولانه دکتور سروش نسخه متکامل تفکر اعتزالی در خلق قرآن است و چی بسا حرف های سربسته دیگری که نیز از اینجا ریشه گیرد!!

(۴) دیدگاه “منزله بین المنزلتین” از سوی طرفداران مکتب اعتزالی مبنی بر اینکه مرتکبین گناه برای همیشه در دوزخ خواهند ماند اما عذاب آنها به تناسب عذاب کفار خفیفتر و سبکتر خواهد بود مطرح شد.

اگردر نظریه ذیل زیرکانه نظر بیندازیم درخواهیم یافت که از دید مکتب عقلگرایی اسلامی (اعتزال)  هیچ مومنی به بهشت نخواهد رفت!!

درباره ی سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

همچنین ببینید

«رجب» ماه کاشت است

ماه رجب در سیرۀ عملی رسول‌خدا صلى الله علیه وسلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *