خانه / فرهنگ و جامعه / اندیشمند اسلامی در لابلای دو مکتب فکری: “اجتهاد سنتی و تفکر نوگرایی”

اندیشمند اسلامی در لابلای دو مکتب فکری: “اجتهاد سنتی و تفکر نوگرایی”

نویسنده: دکتر سعید فرج
برگردان: سمیع الله داعی

مقدمه:
این نبشته را با تعریف مختصر و مفیدی از فکر شروع میکنم به علت اینکه وقتی مفهومی را محکوم قرار می دهی تعریف وتصوری از فروعات و اصول آن در چانته باید داشته باشی، سپس بعد از تعریف فکر و نیاز ما به او ؛ به بسط و شرح نظریات ؛ حول تفکر و مفکر اسلامی می پردازم و التجامندم برای خوانندگان مفید سودمند قرار گیرد.

یکم: تعریف لغوی و اصطلاحی واژه فکر

از دریچه ی لغوی: فکر گذر اندیشه بر یک مفهوم؛ اما در تقویم تعریفی دانشمندان، فکر: مرتب کردن امور معلومه و رسیدن به یک امر مجهول تصدیقی و یا تصوری.

اگر کلام به اطاله کشانده نشود مخلص تعریف لغوی از فکر اینچنین می شود: فکر در مفاهیمی کاربکرد دارد که قابل تعمق و تدقیق باشد؛ که نیاز به آشکار شدن او بدیهی باشد، یا اینکه فکر ابزارییست برای توصل به حقیقت، که  توسط او حقییت سهل و گیرا می شود.

از دریچه ی اصطلاحی : مشغول کردن عقل در امر مجهول با ترتیب امور متعدده در ذهن تا رسیدن به شناخت حقیقی و ظنی.

از لابلای تمام تعریفات تقدیم شده از واژه فکر به این نکته میرسیم که گردشگاه و محل فکر؛ مظنونات است و امور یقینی از دایره او بیرون است.

از دو تعریف (لغوی و اصطلاحی) واضح می شود که بیشتر افرادی که ادعای مفکر و اندیشمند بودن را دارند در تعریف فکر دچار پارادوکس گفتاری و عملی شده اند به علت اینکه محل گردش فکر ظنیات است و این بزرگواران وارد تشکیک یقینیات و تشویه چهره وی شده اند.

دوم: چرا اندیشه اسلامی؟

عوامل زیادی است که ما را مجبور می کند تا به این سوال بپردازیم به علت اینکه فکر اسلامی چاقوی برانی شده در دست عده ی از افراد که دغدغه ی جز شهرت و کمال ندارند و از این منظر است که روح اصلی خودش را گم کرده است، میوه های تلخ و بد میزه ی شبیه شک، تردید و طعن تولید می کند، به ثنویتی در این مورد دچار شدیم بسی دردناک و مولم. مفکر و حرکت فکری وی برای عده ی جز طعن ولعن چیزی نمی آفریند در حالی که برای دیگری چاکلیت و میوه خوش طعم و خوش رنگی شده و در این وسط صاحبان خرد سر درگم اند و نمی دانند که به کدام سو پناه ببرند، شناخت حق و باطل برای شان مشکل نه بلکه محال به نظر می رسد.

سوم: ظهور اصطلاح فکر اسلامی

این اصطلاح تقریبا در اواخر قرن نزدهم(۱۹) میلادی و آغاز قرن بیستم ظهور کرد و علت ظهور آن مواجه و واکنشی بود در مقابل تفکر استشراقی، این فکر به دفاع از ارزش ها و داشته های اسلامی به میان آمد..

چهارم: به چی کسی مفکر یا اندیشمند اسلامی گفته می توانیم؟

در این مقاله موضوع اساسی بحث ما همین پرسش است و برای وضاحت بخشیدن به پرسش فوق ناگزیر وارد دو مکتب فکری اسلامی شویم..

مکتب اول: اندیشمند اسلامی مجتهد(مکتب اجتهادی سنتی)

این مکتبی است قاعده مند و قانونی، دارای حدود و چوکات معینی است که مفکر اسلامی در آن می گنجد، در این مکتب مفکر دارای شروط خاص و معینی است و در یک شبانگاه و چاشتگاه تبدیل به اندیشمندی نمی شود که هر مفهومی را به نقد و بررسی بگیرد!

در نگرش این مکتب مفکر به کسی گفته می شود که به ترازوی شرع برابر باشد، قبل از اینکه یک اندیشمند باشد یک مسلمان متعهد است، اصطلاح مفکر اسلامی از منظر نحوی مضاف و مضاف الیه است. مضاف الیه مقید به مضاف است در نزد ایشان مفکر اسلامی برای خودش محلی از اعراب ندارد وقتی که ضوابط شرع را می شکانند و بدان متفطن و ملتف نمیباشد، دقیقا وقتی که مفکر مارکسیستی می گویم باید به فکر مارکسیزم خود را به قلاده بکشد و در روشنایی این تفکر فعالیت کند، مجبور است که اندیشه کمونیستی و سلک سرمایه داری را درخور دیگران دهد، پس موجودیت این قیود لازمی است و پسوند اسلامی واژه مطلق مفکر را مقید و محدود میسازد.

پنجم: در این مکتب آیا اندیشمند اسلامی دارای شروط خاصی است؟

دید کلی این مکتب بر این است که اندیشمند اسلامی دارای شروط متفاوتی است که در وقت فراخی و وسعت و هنگام سختی و تنگی دستخوش دگردیسی و تحول است، اما کمترین شرط در این مکتب برای اندیشمند اسلامی اینست که باید مجتهد باشد و به درجه اجتهاد در علوم شرعی رسیده باشد قدرت استنباط و شناخت در علوم نقلی و وحیانی به وضوح در او دیده شود، آگاهی کامل به سنت های الهی که در کون ومکان است داشته باشد و باقی شروط دیگر…. باقی شروط را می توانید در کتاب های اصول از باب اجتهاد بیرون کنید..

مکتب دوم: مکتب نوگرایی یا اندیشمند نوگرا

افرادی که از این مکتب اند بر این باورند که عموم اشخاصی که قدرت فکر کردن را دارند مفکر اند،پس انسان وقتی که در امر جهان،زندگی، دین، طبیعت و سایر مفاهیم می اندیشد یک اندیشمند است!

بنا بر این هیچ نوع قیدی که دست و پاه مفکر را ببندد در این مکتب وجود ندارد بل اندیشه و تفکر حقیست برای هر فردی که قدرت اندیشیدن و فکریدن را داشته باشد..

آیا شروطی برای مفکر در این مکتب وجود دارد؟
۱- آیا برای یک اندیشمند اسلامی لازم است که زبان عربی را که نزول وحی توسط آن صورت گرفته بداند؟ نخیر.
۲- آیا لازم است که آیات احکام را بداند؟ نخیر.
۳- آیا لازم است که دلالت الفاظ را بداند؟ نخیر.
۴- آیا لازم است که موقفگاه های اجماع را بداند؟ نخیر.
۵- آیا لازم است که ناسخ و منسوخ نصوص اسلامی را بداند؟ نخیر.
۶- آیا شرطی هم در قاموس فکری شما برای این بزرگوار وجود دارد؟ بله.
پس چی است؟؟؟
اینکه قدرت اندیشیدن داشته باشد و دیوانه نباشد!!!!

باور شخصی من اینست که افراد این مکتب خطر بزرگی است برای تفکر اسلامی بنا به علت های ذیل.
۱: اسلام را چراگاهی قرار میدهند برای عموم انسان های که قدرت فکر کردن را داشته باشند، این ها می توانند به راحتی نصوص شرعی را تفسیر کنند و نظریات خود را شبیه به دیدگاه های مجتهدین بدانند..
۲: گشودن درب برای گروه های باطل و گمراه تا هر چی که در دین بخواهند اظهار کنند .
۳: ناکار شدن آیه های که می گوید از اهل علم بپرسید اگر شما نمیدانید، هیچ انگیزه ی برای پرسش و فهم باقی نمی ماند وقتی همه مفکر شوند.
۴: طعن و لعن در ثوابت اسلام به بهانه فکر و اندیشه آزاد.
۵: ظهور مفکرین میان خالی که نه از حدیث،فقه ، اصول، عقیده و باقی علوم اسلامی خبر دارند و نه اهلیت اجتهاد را دارا می باشند.
مجددا باور من اینست که این گروه در لغزشگاه خطرناک و مهیبی قرار گرفته اند،که یکی از آنها اینست: وقتی تمام انسان ها مفکر اند پس چی است سخنی که بر خدا بدون علم بسته شده و از اکبر الکبایر به شمار می رود؟
” بگو که رب من حرام کرده است… اینکه نسبت بدهید به خدا آنچه را که نمی دانید”
” اعراف ۳۳”
عدم راستگاری که در این آیه به او اشاره شده چی است؟
” و نگوید به دروغ آنچه را که زبان های تان میسازد که این حلال است و این حرام ،تا بر خدا بهتان ببندید،یقینا کسانی که بهتان می بندند دروغ را بر خدا کامیبا نخواهند شد”
“النحل ۱۱۶”

بنا به قواعد مکتب اول پسوند و یا لقب مفکر به کسی داده نمی شود مگر به افراد مثل ابوحنیفه، مالک،شافعی و احمد و امثال این ها. بنا به اصول مکتب دوم هر فردی می تواند لقب مفکر را از آن خود کند و از مزایای آن حظ ببرد! چون فکر می کند پس مفکر است! می داند که چی وقت بخورد و چی وقت نخورد! می داند که چی وقت بنوشد و چی وقت ننوشد! چطوری بیدار شود و چطوری بخوابد!

اگر در نوشته خود به حقیقتی اشاره کرده باشم الهام شده از جانب پروردگار بوده و اگر اشتباهی کرده باشم از نفس خودم بوده؛ خدا مرا بیامرزد.

مراجع:
۱- حمایه الملکیه الفکریه فی الفقه الإسلامی د . ناصر بن محمد بن مشری الغامدی.
۲- دستور العلماء، للقاضی نکری.
۳- العین للخلیل الفراهیدی.
۴- لسان العرب، لابن منظور.
۵- معجم مقاییس اللغه لابن فارس..

درباره ی سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

همچنین ببینید

داشتن مسجد، حق مسلم اهل سنت در پایتخت !

نویسنده: کتایون محمودی دو روز  از عید فطر گذشته و فضای مجازی هنوز پر از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *