خانه / یادداشت / به یاد انسان‌های در قفس

به یاد انسان‌های در قفس

نویسنده: عبدالحکیم سیدزاده

دیروز ظهر دقایقی چند در آسانسور که با مشکل مواجه شد، گیر کردم و زندانی شدم، هر چه تکمه‌ها را فشار دادم، حرکت نکرد.

در این لحظات تنهایی آن هم در کابینی کوچک و تاریک و با اکسیژن محدود به یاد زندانیان بی‌گناه افتادم که در زندان‌های اسرائیل و  امریکا از تمام امکانات مادی حتىٰ نور خورشید محروم‌اند. روزی یک وعده به آنان غدای ناچیز و غیر بهداشتی آن هم مشکوک به زهرآلودگی و… می‌خورانند و با ضرب و شتم و توهین به مقدسات آنان، به شکنجهٔ روحی و جسمی آنان می‌پردازند.

آنان در ٢۴ ساعت بلکه هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها در سیاه‌چال‌ها به سر می‌برند؛ انگار در عذاب قبر هستند و شاید عذاب قبر از آن راحت‌تر باشد.
قاضی و زندانبان و هر انسانی زمانی که برای چند لحظه در دام این تک‌سلول‌ها بیفتد و یا حداقل در آسانسوری گیر کند، در آن هنگام ذره‌ای از حال زار زندانیان را ‌درک می‌کند.

در آسانسور به یاد حیواناتی افتادم که دست ظلم بشر آنها را در قفس انداخته است. اما خدا را شکر که از بسیاری از زندانیان وضعیت بهتری دارند؛ حداقل از انرژی و نور خورشید محروم نیستند و نسبت به سلول از اتاق بهتری برخوردارند و از شکنجهٔ جسمی و روحی در امان‌اند.

در این اثنا به یاد یکی از علما افتادم که نوشته بود: نه ماه در تک سلول به سر بردم و در این مدت نه خورشید دیدم  و نه ماه؛ شب را از روز نمی‌شناختم، بماند صبح و عصر و ایام هفته.

خوانندگان محترم: خدا را شکر گویید که با اختیار خود به این سمت و آن سمت و به این شهر و آن شهر آزادانه سفر می‌کنید. به خدا ارزش این آزادی را کسی می‌داند که در دام قفس افتاده باشد. همچنین تا توان دارید پیگیر آزادی زندانیان بی‌گناه باشید  و به خانواده آنان کمک کنید و همیشه جویای احوالشان باشید.

زندانیان بی‌گناه و عزیز  در هر کجای جهان که هستید به وسیلهٔ دعا و کثرت ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» و توسل به ایمان و اعمال نیکی که دارید -هر چند کم – آزادی از غار زندان را از الله بخواهید و به او امید دارید؛ زیرا حکم و قدرت او بالای حکم و سلطهٔ سلطان و قاضی است و مهر او هفتاد برابر مهر مادر است.

به امید آنکه هیچ مسلمانی بدون جرم در هیچ کجای دنیا بسان حیوانات باغ وحش در قفس ظلم قفل نشود.

درباره ی عبدالحکیم سیدزاده

مدرس مدرسه دینی عین العلوم گشت مدیر مجلس علمی عین العلوم گشت نویسنده مترجم محقق

همچنین ببینید

داستان ما و درخت

نویسنده: سرگل رستمی نفس می‌خواهیم، همان که نشانه‌ی زنده بودن ماست، همان که عزیزترین‌هایمان را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *