خانه / مقالات / خانه و خانواده / تحقیقی پیرامون تعدد زوجات

تحقیقی پیرامون تعدد زوجات

آیا اسلام آنگاه که به مرد اجازه می دهد با چهار زن ازدواج کند به این معناست که حقوق زنان مورد توجه قرار نمی گیرد آیا اسلام با این قانون راهی را برای مردان گشوده که با عدالت و انصاف سازگار نیست ومردان چنین حقی ندارند یا اینکه حکمت و فلسفه ای در کار است که ما از آن بی خبریم.

برخی مخالفین دین اسلام قانون تعدد زوجات  را دستاویزی قرار داده اند تا به زعم خویش احکام مدنی اسلام را خدشه دار، منافی با حقوق بشر و سطحی جلوه دهند بر همین مبنا ما با گردآوری و تحلیل بخشی از مطلب تلاش می کنیم موضوع را روشن تر نشان دهیم و ابرهای تاریک شبهات را با پرتوهایی از خورشید دانش در حد وسع دور گردانیم.

نگاهی به نص قرآنی تعدد:

{اگر بخواهیم نص صریحی که حاکی از بیان موضوع تعدد زوجات باشد را بیابیم باید به سراغ آیه سوم سوره نساء برویم که الله متعال در این باره چنین می فرماید:«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً»:،«اگر مى ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را درباره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمایید و به سراغ زنان دیگر بروید، از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید اما اگر مى ترسید عدالت را رعایت ننمایید تنها به یک همسر اکتفا کنید».

قبل از اسلام برخى از مردم، دختران یتیم را جهت تکفّل و سرپرستى به خانه خود مى بردند و بعد با آنها ازدواج کرده و اموال آنها را هم تملّک مى کردند و چون همه کارها دست آنان بود حتى مهریه آنها را هم کمتر از معمول قرار مى دادند و هنگامى که کمترین ناراحتى از آنها پیدا مى کردند، به آسانى آنها را رها مى ساختند. در این هنگام بود که آیه مذکور نازل شد

و لازم است بدانیم مقصود از عدالت در این آیه شریفه، یکسانى تمایلات قلبى و عواطف درونى نیست؛ بلکه منظور رعایت حقوق زناشویى و اقتصادى و نیز ابراز عواطف است.} https://goo.gl/FSRqvs

قواعد وضع شده دین  اسلام در این باره، این است که آن را محدود ساخت و شرایط سنگینى از جهت اخلاقى، اقتصادى و … بر آن حاکم کرد و بدون تحقّق آن شرایط، چند زنى را غیرمجاز اعلام نمود. تا این کار سبب تجاوز به حقوق زنان و اسباب هوسرانى مردان نگردد.

با نگاهی بسیار مختصر به آیه در می یابیم که این دروازه ای بی قید و بند نیست  که هر کس بخواهد بدان وارد شود و در صورت عدم رعایت شرایط و حدود مذکور در مقابل الله متعال و بعد در اجتماع دینی مورد مواخذه و مجازات قرار نگیرد؟

بدون شک مشکل در این مسئله از همین جا شروع می شود که احساسات معیار قضاوت قرار می گیرد نه واقعیت های اجتماعی موجود، پس شایسته است نگاهی چند جانبه داشته باشیم و موضوع را کمی جزیی تر پی گیریم….

تعدد در ادیان قبل از اسلام:

{ با بررسى وضع محیطهاى مختلف قبل از اسلام به این نتیجه مى‏رسیم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادى بوده و قبل از اسلام جریان داشته؛علاوه بر اقوام گوناگون باقی ادیان آسمانی هم از این مستثنی نبوده اند و کتب تاریخی و نصوص دینی معتبری که از ممنوع بودن تعدد زوجات در ادیان قبل از ابراهیم حکایت کند نمی یابیم

و همچنین در دین یهود و مسیحیت که برخی از آنها خود، این شبهات را علیه اسلام علم می کنند این امر وجود داشته است برای مثال در مورد ابراهیم چنین مطلبی نقل شده”و اما بنو السراری اللواتی کانت لابراهیم فاعطاهم ابراهیم عطایا و صرفهم عن اسحاق ابنه شرقا الی ارض المشرق و هو بعد حی”(توارت،تکوین۶:۲۵) و در کتابشان تورات آمده که اسحاق بن یعقوب دو پسر داشته “عیصوو یعقوب” که عیصو پنج زن به اسم های(یهودیت ، بسمه ،محله،عدا، اهولیانه ) و یعقوب چهار زن به اسم های(لیئه ،راحیل، بلهه ، زلفه )داشته اند و کسانی از بزرگانشان همچون “رحیمان”بین هجده زن جمع نموده و “بهو بارع کاهن”دو زن و “ایبا ملک یهوذا”چهارده زن داشته است،و پیوسته این در بین یهود رایج بود تا اینکه مجمع”وورمز”ربانی مشهور در قرن یازده میلادی آن را تحریم اعلام کرد ولی طوایفی از یهود بنابر الگو گیری از پیامبرانشان این کار را ادامه می دهند

و اما در مورد نوشته های انجیل، چنان که می دانیم این کتاب مکمل تورات است در ابتدا جمله مشهور عیسی علیه الصلاه و السلام را می یابیم که می فرماید “لا تظنوا انی جئت لانقض الناموس او الانبیا،ما جئت لانقض بل لاکمل”.{من نیامده ام که تورات یا پیامبران را نقض نمایم من برای کاستن نیامده ام من برای کامل کردن آمده ام)(متی۱۷:۱۵) و با این دلیل ما در انجیل جایی نمی یابیم که تعدد زوجات حرام شده باشد و در انجیل متی مثالی زده شده که نشان می دهد جمع بین پنج حتی ده زن جایز می باشد”ان عشر عذاری کن ینتظرن لیلا،و کان منهن خمس حکیمات….” }موسوعه بیان الاسلام الرد علی الافتراءات و الشبهات القسم الثانی: الرسول ص۷۷

این ها مثال  کوچکی هستند از دلیل های بسیاری که ثابت کند  برخی از یهودیان و مسیحیان که تعدد زوجات را در دین اسلام به عنوان ایراد مطرح می کنند خود از مطالب  کتب مقدس و تاریخ و عملکرد بزرگانشان مطلع نیستند و یا از ابراز مسایل خود داری می نمایند.

با این اوصاف می توان نتیجه گرفت که تعدد زوجات از ابتکارات اسلام نیست، بلکه دین اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏هاى زندگى انسان محدود ساخته و براى آن قیدهایی قرار داده است.

در شرح ضرورت های زندگی می توان گفت قوانین اسلام براساس نیازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، زیرا ممکن است هر زنى از آمدن رقیب در زندگى ناراحت بشود، ولى وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن مى ‏شود.

حال وقت آن است که به عنوان مثال اشاره ای داشته باشیم به برخی از حکمت های آن

برخی از حکمت های تعدد :

۱-فزونی جمعیت زنان بر مردان در طول تاریخ و حتی در این زمان

{هیچ کس نمى ‏تواند انکار کند که در طول تاریخ و در غالب جوامع به طور معمول تعداد زنان آماده ازدواج، از مردان افزون تر است.

آگبرن و نیم کوف مى نویسند: «در سال ۱۸۰۵ در میان ۲۳۰۰۰ تن از سرخ پوستان «دشت هاى بزرگ» (Great Plains)، در برابر هر ۱۰۰ زن تنها ۴۴ مرد وجود داشتند»W.F. Oghborn. & M.F . Nimkuff, Sociology, Boston, 8591, p.585. (ق) ا.ح. آریانپور، زمینه جامعه شناسى، (تهران، دهخدا، ۱۳۴۷)، ص ۳۳۱. .

«فرقه آمریکایى مورمون (Mormon) نیز که چند زن گیرى را روا مى داند، در گذشته بارها دچار کمبود مرد شده است. براى مثال در سال ۱۸۷۰ در بین مورمون هاى سه ناحیه از استان یوتا (Utah) 956 زن در برابر ۸۵۴ مرد وجود داشت»(ق) همان Ibid. .

برتراند راسل مى نویسد: «در انگلستان کنونى بیش از دو میلیون زن اضافه بر مردان وجود دارد که براى ایشان محرومیت بزرگى است»مطهرى مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۳۱۸، به نقل از: برتراند، راسل، زناشویى و اخلاق، ص ۱۱۵..

«براساس برخى از آمارهاى منتشره، چندى پیش در روسیه، جمعیت زنان ۲۱ میلیون نفر بر مردان فزونى دارد» Why Polygamy Is Allowed In Islam, P.62.

بنابراین تکیه بر «تک همسرى»، باعث مى شود در چنین شرایطى، همواره تعدادى از زنان از نعمت ازدواج محروم بمانند؛ در حالى که با جواز چند همسرى، مى توانند از داشتن شوهر و کانون خانواده و آثار مهم آن بهره مند گردند.

همواره بر اثر حوادث اجتماعى – مانند جنگ ها – تعداد بیشمارى از مردان تلف مى شوند و همسران آنان بى سرپرست مى گردند. همچنین غالباً تصادفات، غرق شدن ها، سقوطها، زیر آوار ماندن ها و … تلفات بیشترى را متوجه جنس مرد مى کند. طبیعى است در این موارد، شمار زنان آماده به ازدواج بر مردان فزونى پذیرد. «در اروپا در خلال سى سال جنگ و خونریزى در دو جنگ جهانى، مردان زیادى کشته شدند؛ به طورى که عدد مردان براى ازدواج با دوشیزگان و بیوه زنان کفایت نمى کرد. تنها در آلمان غربى شش میلیون زن وجود داشت که نمى توانستند شوهرى براى خود پیدا کنند. برخى از آنان از دولت درخواست کردند قانون جواز چندهمسرى را به تصویب رساند تا در پناه ازدواج قانونى، هم از امنیت اجتماعى و تأمین اقتصادى بهره مند شده و هم نیازهاى غریزى آنان به طور سالم در کانون خانواده ارضا گردد. با مخالفت کلیسا چنین خواسته اى برآورده نشد، در نتیجه تأمین نیازها و ارضاى غرایز، بسیارى از آنان را به روسپى گرى و روابط حاشیه خیابان ها کشاند»و در پى آن فساد و بزهکارى در آلمان، به شدّت رواج یافت.

۲- بررسی تعدد از نظر پزشکی خاصه تاثیر هورمون های مردانه و زنانه

نکته دیگر اینکه هورمون هاى مردانه، باعث بروز رفتارهاى خشن، تهاجمى و جنگى مى شوند که در نهایت به درگیرى و صدمات بدنى و مرگ مى انجامد. در حالى که هورمون هاى زنانه، آرام بخش اند و رفتارهاى صلح جویانه را تقویت مى کنند. همچنین تستوسترون Testostrone.، (هورمون مردان) و استروژن ها Progestrone & Estrogene.، (هورمون هاى زنانه)، اثرات متفاوتى بر سطح کلسترول Chlostrole. و تعداد گلبول هاى قرمز خون (هماتوکریت)  Hematocrite. مردان و زنان دارند و بر اثر همین اختلاف هورمونى بین زن و مرد و پیامدهاى ثانوى ناشى از آن، نسبت مرگ و میر مردان در سن ۱۵ – ۲۵ سالگى حدود ۴ – ۵ برابر زنان در همین محدوده سنى است و  بنابراین هورمون ها و نقش متفاوت آنها در مرد و زن، یکى از عوامل مطرح در مرگ و میر و تفاوت طول عمر آنها است و ایضا بلوغ جسمى و جنسى دختران، به طور معمول چندین سال پیش از پسران است و در طول زمان، همراه با رشد جمعیت بشرى، باعث مى شود که در جامعه تک همسرگرا، همواره انبوه کثیرى از زنان با مشکل روبرو باشند و در مقابل بقاى غریزه جنسى مردان از زنان طولانى ‏تر است، زیرا زنان در سن معینى، آمادگى جنسى خود را از دست مى ‏دهند، در حالى که در مردان چنین نیست. هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتى از دوران حاملگى و نفاس عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالى که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.

۳-تاثیر منفی حذف این قانون در اجتماع و مخصوصا در  زیر مجموعه کوچک و حساسش خانواده

همیشه تعدادى از زنان، درمحرومیت کامل جنسى به سربرند! چنین چیزى فاقد توجیه منطقى است؛ زیرا به معناى سرکوب غریزه و نیاز طبیعى گروهى از انسان ها و نوعى ستم بر آنان است. افزون بر آن در سطح کلان و در طولانى مدت، شدنى نیست. به عبارت دیگر سرکوب غریزه، در نهایت به سرکشى و طغیان آن خواهد انجامید. تجربه آلمان و بسیارى از دیگر کشورهاى غربى، شاهد این مدعا است.

استاد مطهرى در این باره مى نویسد: «اگر عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند، فزونى داشته باشد، منع تعدّد زوجات خیانت به بشریت است؛ زیرا تنها پایمال کردن حقوق زن در میان نیست … بحرانى که از این راه عارض اجتماع مى شود، از هر بحران دیگر خطرناک تر است. همچنان که خانواده از هر کانون دیگر، مقدّس تر است… .

زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را براى اغواى مرد – که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست – به کار خواهند برد. و بدیهى است که «چو گل بسیار شد پیلان بلغزند» و متأسفانه از این «گل» مقدار کمى هم براى لغزیدن این پیل کافى است.

آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا مى کند؟ خیر. نوبت به زنان خانه دار مى رسد. زنانى که شوهران خود را در حال خیانت مى بینند. آنها نیز به فکر انتقام و خیانت مى افتند و در خیانت دنباله رو مرد مى شوند. مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۳۳۴.

نتیجه نهایى در گزارشى – که به «کینزى راپورت» مشهور شده – در یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان آمریکایى در بى وفایى و خیانت، دست سایر ملل دنیا را از پشت بسته اند»}

yon.ir/Q3xG

۴-در نظر گرفته شدن نیاز جنسی برخی مردان و پیشگیری از عواقب ناهنجار آن در صورت عدم کنترل شدن

طبیعت برخی از مردان به گونه ای  است که دارای نیروی جنسی بیشتری به نسبت باقی مردان  هستند و یک همسر نیاز آن ها را برآورده نمی سازد. برای چنین مردانی ( فارغ از محدودیت جنسی زنان در زمان های خاص که شامل عادت ماهیانه، دوران حاملگی و نفاس  می باشد)اگر دین اسلام تبصره ای قایل نشود نارچارا دو راه باقی می ماند یا اینکه با وجود توان جسمی و مالی باید غریزه طبیعی خود را سرکوب کنند و به خاطر چیزی که خداوند در وجودشان نهاده تا آخر عمر بار سنگینی را تحمل کنند ویا به سراغ فحشا رفته و علاوه بر انجام گناه از جمله ی کسانی گردند که در صدد تباهی جامعه و نظام خانواده گام می نهند.

امتیاز راهکار اسلام:

{خانم بیزانت Annie Besant. مى نویسد: «گفته مى شود که در غرب تک همسرى است؛ اما در واقع چندهمسرى است بدون مسئولیت پذیرى! همین که مرد از زن سیر شد، او را رها مى کند. او نیز      کم کم زن کنار خیابانى خواهد شد؛ زیرا نخستین عاشق دلداده اش هیچ مسئولیتى در برابر آینده او ندارد».

وضع زنى که به عنوان یک همسر و مادر، در خانه اى چندهمسرى پناه گرفته، صد بار بهتر از این است. وقتى هزاران زن بدبخت را مى بینیم که شبانگاه در خیابان هاى شهرهاى غرب پرسه مى زنند، به یقین درمى یابیم که غرب نمى تواند اسلام را به جهت چندهمسرى سرزنش کند. براى زن بسى بهتر، خوشبختانه تر و محترمانه تر است که در چندهمسرى اسلامى زندگى کند و تنها با یک مرد اشتراک زندگى پیدا کند، فرزند قانونى خود را در آغوش گیرد و همه جا مورد تکریم و احترام باشد؛ تا اینکه هر روز توسط این و آن اغوا شود و احتمالاً با فرزندى نامشروع کنار خیابان رها گردد! نه تحت حمایت قانون باشد و نه پناهگاه و مراقبتى داشته باشد و هر شب قربانى هوس رهگذرى گردد»» Why Polygamy Is Allowed In Islam, PP. 33 – ۴۳٫

استاد مطهرى در این باره مى نویسد: «تعجّب مى کنید اگر بگویم تعدّد زوجات در مشرق زمین، مهم ترین عامل براى نجات تک همسرى است. مجاز بودن تعدّد زوجه، بزرگ ترین عامل نجات تک همسرى است … در شرایطى که موجبات این کار فراهم می شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج فزونى مى گیرد؛ اگر حق تأهل این عدّه به رسمیت شناخته نشود و به مردان واجد شرایط اخلاقى، مالى و جسمى، اجازه چند همسرى داده نشود؛ دوست بازى و معشوقه گیرى، ریشه تک همسرى را مى خشکاند» مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۳۳۰..}

yon.ir/D57F

در اینجا ممکن است سؤالى دیگر پدید آید و آن اینکه چرا چند شوهرى مجاز نیست؟ جواب آن است که:

۱. عمده ترین علت چند زنى – که فزونى تعداد زنان آماده به ازدواج بر مردان است – به طور معمول در مورد چند شوهرى وجود ندارد.

۲- این خلاف طبیعت و روحیات زن است؛ زیرا از نظر روان شناسی تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقداند که زنان به طور طبیعی “تک شوهرگرا” هستند و فطرتا از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفی و عملی یک مردند و تنوع گرایی در زنان نوعی بیماری است. ولی مردان ذاتا تنوع گرا و “چند زن‏گرا” هستند وشاید به همین علت است که در طول تاریخ بشر، چند شوهرى رواج چندانى نیافته و اگر هم در جایى (مانند قبیله «تودا» یا برخى از قبایل «تبت») مشاهده شده، پدیده اى بسیار استثنایى است .

۳- شناخت انساب و تمیز آنها از بین خواهد رفت و یکی از پیامدهای آن ازبین رفتن عواطف خانوادگی و عدم تمایل به تکثیر نسل و زاد و ولد، خواهد بود؛ چون به حسب طبع هر کس فرزند خودش را دوست داشته و برای او سرمایه گذاری می‏ کند، اما در قبال کسی که انتسابش به وی مشکوک است، بلکه اصلا معلوم نیست از کیست؟ بی گانه بوده و تعهدی نسبت به او ندارد و از درون نیز چنین انگیزش و تمایلی وجود ندارد.} http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa5359

۴.مردها در بسیاری از جوامع به علت قوای جسمی برتر و همچنین هزینه و حمایتی که می کنند مدیریت و کنترل کلی خانواده را در دست دارند حال تصور کنیم یک زن چگونه می تواند با مدیریت و اوامر و سلایق چند مرد کنار بیاید و به تفاهم برسد در حالی که یک مرد با این اوصاف که مطرح شد و طبیعت ذاتی او که تنوع طلب است به راحتی می تواند با چند زن در عین گوناگونی آنها کنار بیاید .

خلاصه و نتیجه مطلب

با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم مى‏ خورد) ناچاریم یکى از سه راه ذیل را انتخاب کنیم.

راه اول) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نیازهاى فطرى و خواسته‏ هاى درونى و احساسى خود را سرکوب کنند. حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعى که به وجود مى ‏آید، با فطرت و غرائز و نیازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم اما این مبارزه ‏اى است که پیروزى در آن نیست. به فرض که این طرح عملى بشود، جنبه‏ هاى غیر انسانى آن بر هیچ کس پوشیده نیست

راه دوم) مردان فقط داراى یک همسر قانونى باشند، ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى که بى شوهر مانده‏ اند، به شکل معشوقه برقرار سازند. اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانى که به عنوان معشوقه مورد بهره بردارى جنسى قرار مى‏ گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده ‏اى. چنان که شخصیت آن‏ها پایمال شده است. این‏ها امورى نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.

راه سوم)بنابراین تنها همین راه مى‏ ماند و آن اینکه کسانى که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمى و مالى و اخلاقى مشکلى براى آن‏ها ایجاد نمى ‏شود، نیز قدرت بر اجراى کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند. با این راهکار هم می شود به نیاز ‏هاى فطرى و نیازهاى غریزى زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانى زندگى این دسته از زنان جلوگیری نمود و جامعه را از گرداب گناه بیرون برد. و…

در نتیجه تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلکه لازم است علاوه بر آن از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعى مورد مطالعه قرار گیرد.} http://www.eporsesh.com/node/65

تدوین و گردآوری : خالد کوهی نژاد

منبع: تابش

لینک منبع

درباره ی modir

پورتال اسلامی تبیین

همچنین ببینید

تأمین آزادی دینی یا تحمیل دین؟!

نویسنده: جلیل بهرامی نیا جمع بندی احکام و اهداف جهاد در اسلام در اسلام و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *