خانه / شخصيت‌ها / صحابه و اهل‌بیت / حسین شهید (رض) ریحانه النبی (ص)- بخش دوم و پایانی

حسین شهید (رض) ریحانه النبی (ص)- بخش دوم و پایانی

اعتقاد ما در باره‌ی شهادت حسین (رض)

قبلا به این حقیقت رسیدیم که حسین(رض) مظلومانه شهید شد، اعتقاد ما در این باره همان گونه که تقی الدین ابن تیمیه (ره) گفته، این است که: «بدون تردید حسین(رض) همچون بسیاری دیگر مظلومانه به شهادت رسید، قتل وی و همکاری در آن و رضایت به آن مصیبتی است بزرگ، که مسلمانان متحمل شده اند، اما برای حسین(رض) شهادت و علو درجه و جایگاه بلندی است، تقدیر خداوند متعال به سعادت او و برادرش رقم خورده است، سعادتی که جز با نوعی آزمایش بدست نمی‌آید، سوابقی داشتند که دیگر اهل بیت نداشتند، آنان با عزت و امنیت در دامان اسلام پرورش یافتند، یکی مسموم شد و دیگری به شهادت رسید تا به مراتب سعداء و عیش شهدا برسند». (منهاج السنه،ج۴،ص۵۵۰)

ابن تیمیه  در جایی دیگرعقیده‌ی اهل‌سنت را درباره‌ی شهادت امام حسین (رض) خلاصه وار چنین بیان کرده و می‌نویسد: «خداوند امام حسین (رض) را با شهادت اکرام نمود و قاتلان و دستیاران و کسانی که به کشتنش راضی بودند، خوار و ذلیل گردانید. و از شهیدان پیش از خود الگوی نیکویی دارد؛ چراکه او و برادرش حسن (رض)، سرداران جوانان بهشتند. آن دو در زمان عزت و قدرت اسلام و مسلمانان بزرگ شدند و زندگی کردند لذا هجرت و جهاد نکردند و از اذیت و آزار مشرکین مصون بودند؛ بنابراین خداوند آن دو را با شهادت اکرام نمود، تا کرامت و بزرگواریشان کامل شود و درجه و مقامشان رفیع باشد و شهادت حسین(رض) مصیبت بزرگی است.

و خدادند به ما دستور داده که در هنگام مصیبت «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ» بگوییم و  نیز می‌فرماید:

«… وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ (۱۵۵) الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ (۱۵۶) أُولَـئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَـئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ » (بقره: ۱۵۵-۱۵۶-۱۵۷)؛ (صابران را بشارت بده. آنانی که هرگاه مصیبتی به آنان برسد، گفته‌اند: ما از خداییم و به خدا باز می‌گردیم. بر آنان درود و رحمتی از جانب خداوند است و آنان هدایت یافته گانند). (مجموع الفتاوی،ج۴،ص۵۱۱)

حافظ ابن کثیر می‌گوید: «هر مسلمانی باید از قتل حسین (رض) اندوهگین شود، او از سادات مسلمین و علمای صحابه و پسر برترین دخت رسول خدا (ص) است و بسیار عابد و شجاع و سخاوتمند بود».(البدایه والنهایه،ج۹،ص۲۰۵)

بدون تردید قتل حسین (رض) از بزرگ‌ترین گناهان است و کسی که به آن اقدام نموده و یا به آن راضی بوده و همکاری نموده مستحق عذاب الهی است. تمام سلف قتل حسین (رض) را شنیع می‌دانستند؛ ابراهیم نخعی می‌گوید: «اگر من از قاتلان حسین (رض) بودم و به بهشت هم می‌رفتم، خجالت می‌کشیدم به چهره‌ی رسول الله (ص) نگاه کنم.» (طبرانی،الکبیر،ج۷،ص۱۹۵؛ هیثمی،ج۹،ص۱۹۴(گفته رجال آن ثقه اند.) ابن عساکر ترجمه الحسین،ص ۲۶۰، ابن عبدربه، العقد الفرید، ۴/۳۸۳، مزی، تهذیب الکمال ۶/۴۳۹، ابن حجر، تهذیب التهذیب، ۲/۳۰۶٫)

هم چنین ابن تیمیه در جایی دیگرآورده که : « احادیث رسول الله (ص) که در آن امر شده کسی که از جماعت مسلمین جدا شود کشته شود، شامل حال وی نمی‌گردد؛ زیرا که او مفارق جماعت نبود، و ایشان در حالی به قتل رسید که تصمیم بازگشت به مدینه و یا مرزی از مرزهای اسلام و یا حضور در نزد یزید را داشت و همسو با جماعت و از تفریق مسلمانان بیزار بود،اگر درخواست کننده این موارد دون‌ترین فرد می‌بود باید می‌پذیرفتند، حال چه رسد به اینکه او حسین(رض) بود. (منهاج السنه،ج۴،ص۵۵۶ -با اندکی تصرف).

با او در حالی که طالب ولایت باشد، نجنگیدند بلکه در حالی که او پیشنهاد بازگشت و … داده بود او را کشتند، بلکه چون اسارت را نپذیرفت او را مظلومانه به شهادت رسانیدند. (منبع سابق،ج۶،ص۳۴۰ – با اندکی تصرف).

عبدالرحمن سربازی از علمای معاصر در این زمینه نوشته است: «به محض اینکه منصب زمامداری و حکومت از مسیر اصلی خود انحراف پیدا کرد و نااهلانی مانند یزید زمام امور را به دست گرفتند حضرت سرور شهیدان تا پای جان خود و عزیزانش ایستادگی فرمود و با نثار خون پاکش روسیاهی باطل و سربلندی حق را بر صفحات تاریخ عالم تا قیام قیامت ثبت نمود.» (سربازی عبدالرحمن،۱۳۷۲هـ .ش،صص۳۰-۳۱)

هم چنین ایشان در جایی دیگر چنین گفته است: «حسین(رض) در نظر خلفاء راشدین و تمامی صحابه کرام دارای اهمیت و عظمت بی پایانی بود و همه به او با دیده‌ی احترام و قدردانی و به حیثیت یک صحابی جلیل القدر و فرزند دخت رسول أکرم (ص) و به حیث یک عالم، عابد، مجاهد، بهادر و فیّاض نگاه می‌کردند و آن حضرت را محبوب و از اعماق قلب عزیز می شمردند .» (سربازی عبدالله،۱۳۷۲هـ .ش،ص۲۷)

شیخ محمد عبده مصلح بزرگ جهان اسلام می‌نویسد: «هنگامی که در دنیا حکومت عادلی وجود دارد و هدفش اقامه شرع و حدود الهی و در برابر آن حکومتی سمتگر است که می‌خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هر مسلمانی یاری و مساعدت حکومت عدل واجب است و در همین باب انقلاب امام حسین علیه‌السلام است که در برابر حکومت یزید که خدا او را خوار کند ایستاد.»

محمد علی جناح، رهبر بزرگ پاکستان می‌گوید:« به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدوالایی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی نمایند.( مودودی، استشهاد الامام الحسین(رض))

شیخ عبدالحمید کُشک، روحانی مبارز مصری درباره عظمت نهضت مقدس امام حسین (رض)می‌گوید: «در ایام تاریخ روزهای گرانقدری وجود دارد که انسان نسبت به این روزها احساس غرور و سربلندی می‌کند. همینطور در تاریخ اسلام روزهایی وجود دارد که نام آن روزها با حروف نورانی بر لوحهای طلائی نگاشته شده است. روز عاشورا یکی از آن روزهاست.»

 ازنظر عقاد، امام‌ حسین‌ در تمام‌ مدت‌ نهضت‌ خود طرفدار صلح‌ بود و نه‌ جنگ‌ و شدت‌ عمل‌ و هیچ‌ گاه‌ نیز نمی‌خواست‌ به‌ تدابیر فریبنده‌ که‌ امکان‌ پیروزی‌ او را بر دولت اموی‌ صد چندان‌ می‌کرد، متوسل‌ شود.

امام‌ حسین‌، بنده‌ی مؤمن‌ و فداکار خداوند بود که‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ خلاف تصورات‌ موجود درباره‌ وی‌، هرگز خیال‌ پرور و رویایی‌ نبوده‌ تا یک‌ خواب‌ عادی‌ بر سر تربت‌ پیغمبر (ص) او را برای‌ قیام‌ علیه‌ بنی‌ امیه‌ مصمم‌ سازد، بلکه‌ علت‌ قیام‌ را باید درماهیت‌ حکومت‌ بنی‌ امیه‌ جستجو کرد. امام‌ حسین (رض)‌ به‌ دلیل‌ فاسد بودن‌ رژیم‌ بنی‌ امیه‌ بود که‌مانند یک‌ انقلابی‌ شرافتمند ـ علی‌ رغم‌ آگاهی‌ اش‌ از شرایطی‌ که‌ همگی‌ به‌ زیان‌ او بود ـ خود را برای‌ قیام‌ علیه‌ آن‌ مجبور می‌دید. اگر چه‌ قیام‌ او نه‌ برای‌ ساقط‌ کردن‌ بنی‌ امیه‌،بلکه‌ برای‌ از پا در آوردن‌ آن‌ طراحی‌ شده‌ بود. (عباس محمود عقاد، ابوالشهداء، الامام الحسین)

محمد غزالی‌ از نویسندگان‌ توانا و اندیشمند نوگرای‌ شهیر مصری‌ است‌ که‌ عمدتاً با دید رادیکالیستی‌ به‌ تحلیل‌ واقعه عاشورا پرداخته‌ است‌. از نظر وی‌ امام‌ حسین ‌(ع) با مرگ‌قهرمانانه‌ خویش‌ راه‌ جدیدی‌ به‌ عدالت‌ جویان‌ تاریخ‌ نشان‌ داد و آن‌ دفاع‌ از آرمان‌ خود،حتی‌ با پذیرش‌ شکست‌ ظاهری‌ بود.

چهره‌ زنده‌ یاد علامه‌ اقبال‌ لاهوری (متوفای ۱۹۳۸ م) ‌ در میان‌ شاعران‌ اهل‌ سنت‌ که‌ به‌ ستایش‌ از امام‌ حسین‌ (ع) ونهضت‌ عاشورا پرداخته‌، بیشتر از همه‌ می‌درخشد و این‌ اثر بخشی‌ بسیار شدید و عمیق‌، نهضت‌ عاشورا را در تفکر جدید سیاسی‌ اهل‌ سنت‌ و هنر و ادبیات‌ آنان ‌ نشان‌ می‌دهد؛ شاید اقبال لاهوری‌ در قرن‌ اخیر بیش‌ از هر شاعر دیگر اهل‌ سنت‌، نهضت‌ حسینی‌ را با ملاحظاتی‌ تفکر آمیز به‌ ادبیات‌ منظوم‌ فارسی‌ وارد کرده‌ است‌. امام‌ حسین‌ از نظر اقبال‌، شخصیت ایمانی کامل برای‌ برانگیختن‌ و بیدار ساختن‌ ملت‌های‌ خوابیده‌ مسلمان‌ و نیز مبارزه ‌مؤثر و شهادت‌ فداکارانه‌اش‌، تفسیر کننده‌ رازهای‌ پنهان‌ قرآن‌ می‌باشد:

هر که‌ پیمان‌ با هو الموجود بست‌               گردنش‌ از بند هر معبود رست‌

تیغ‌ بهر عزت‌ دین‌ است‌ و بس                ‌مقصد او حفظ‌ آئین‌ است‌ و بس‌

خون‌ او تفسیر این‌ اسرار کرد                  ملّت‌ خوابیده‌ را بیدار کرد.

تیغ را چون از میان، او برکشید                  از رگ ارباب باطل، خون کشید

نقش «الاّ اللّه» بر صحرا نوشت                 سطر عنوان نجات ما نوشت…

رمز قرآن‌ از حسین‌ آموختیم                  ‌زآتش‌ او شعله‌ اندوختیم‌    

همچنین‌ اقبال‌ به‌ مادران‌ امروز توصیه‌ می‌کند که‌ فرزندانی‌ حسین‌ وار تربیت‌ کنند:

هوشیار از دستبرد روزگار                گیر فرزندان‌ خود در کنار

تا حسین‌ (ع) شاخ‌ تو بار آورد              موسم‌ پیشین‌ به‌ گلزار آورد

اقبال لاهوری فلسفه عاشورا را در حریّت بخشی می داند. از دید اقبال، قیام امام حسین (رض) و یارانش برای حفظ آزادگی و گریز از بندگی طاغوت و غیر خدا و اثبات بندگی نسبت به خدا و برخوردار ساختن دیگران از آزادی در سایه تعبد الهی بود. وی این گونه می سراید:

چون خلافت رشته از قرآن گسیخت          حریّت رازهر اندر کام ریخت.

خاست آن سرّ جلوه خیر الأمم                   چون سحاب قبله یاران در قدم

    بر زمین کربلا بارید و رفت                       لاله در ویرانه ها کارید ورفت.

در نوای زندگی سوز از حسین                   اصل حریّت بیاموز از حسین

سپس اضافه می کند:

تا قیامت قطع استبداد کرد                       موج خون او چمن ایجاد کرد

بهر حق در خاک و خون غلطیده است          پس بنای لا إله گردیده است

(سربازی عبدالله،۱۳۷۲هـ .ش،صص۹-۱۱)

خالد محمد خالد از دیگر نویسندگان‌ مذهبی‌ نوگراست‌ که‌ کارهای‌ او شاید پس‌ از نوشته‌های‌کامل‌ البناء در ردیف‌ دوم‌ قرار گیرد،او در کتاب مستقلی‌ که‌ زیر عنوان‌ “ابناء الرسول‌ فی کربلا” تألیف‌ کرده‌ ، با نگاهی‌ آرمان‌ گرایانه‌ به‌ بررسی‌ نهضت‌ عاشورا پرداخته‌ است‌.

درس‌ بزرگ‌ کربلا از نظر خالد محمد، این است که ایثار و شهادت طلبی حسین (رض) باید برای‌ همیشه‌ سرمشق‌ مسلمانان‌ باشد و مورد ستایش‌ و تمجید قرار گیرد.

و در نهایت حسن ختام نظریات اندیشمندان اهل سنت را با گفته‌ی شهید سید قطب (ره) می آوریم که با قلم مؤمنانه و ربانی خویش چنین می نویسد: «ثمره نهضت حسین (رض) پیروزی بود یا شکست؟ در دایره و مقیاس کوچک ثمره این حرکت چیزی جز شکست نبود، ولی در عالم واقع حرکتی پرفروغ و در مقیاس بزرگ و وسیع، پیروزی بود. هیچ شهیدی در سراسر زمین مانند حسین (رض) نیست که احساسات و قلب ها را قبضه کند و نسل‌ها را به غیرت و فداکاری بکشاند. چه بسیار از کسانی که اگر هزار سال هم می زیستند امکان نداشت عقیده و دعوتشان را گسترش دهند. ولی حسین (رض) عقیده و دعوتش را با شهادتش به کرسی نشاند. هیچ خطابه‌ای نتوانست قلب‌ها را به سوی خود سوق دهد و میلیون‌ها نفر را به سوی اعمال بزرگ بکشاند، مگر خطبه آخرِ حسین علیه السلام که با خون خود آن را امضا کرد و برای همیشه موجب حرکت و تحول مردم در خط طولانی تاریخ گردید.» (قطب سیّد، ذکری ابی الشهداء)

آری…

او به ما آموخت که مؤمن حقیقی و دلباخته معبود، باید در ره حق بکوشد و از هیچ چیز جز او نهراسد و از خود هیچ کوتاهی نشان ندهد، و پس از آنست که آسمان ادامه ماجرا را در دست می گیرد. و اینجاست که معجزه الهی به میدان کارزار و عمل می‌آید و سخن می گوید!..

هر گاه عقل بشر در پرتو ایمان صادق در رکاب نبوت بپا خیزد، و جز اخلاص و ایمان هیچ نکارد معجزه ید بیضایی به مانند موسی(ع) در دستان او خواهد نهاد…

آری …

حماسه پر شور و آه کربلا… حماسه سرزمین پلیدی است  که جز کرب و بلا هیچ ارمغانی برای تاریخ مان نیاورد.. حماسه ی خاکی که با مکیدن خون پسر رسول خدا برای همیشه مهر پلیدی بر پیشانی خود نهاد…

آری …

پیام حرکت استشهادی سالار شهیدان در کربلا نگاشته شد و تا امروز خاری است در حلقوم پادشاهانی که مهار ملت‌ها را آن روزی که روده‌ی نافشان بریده می‌شود در دست می‌گیرند! و خاری است در گلوی حکام زورگو و جاه طلب و خودخواه و خود رأی و متقلّب و چپاولگر…

آری ….

جنگ حق و باطل نبردی است ازلی که ناقوس آن در روز خلقت دمیده شده تا روز پیروزی حق بر باطل در محشر ادامه خواهد داشت…..

وظیفه‌ی ما در قبال شهادت حسین (رض)

بعد از بررسی زوایایی از ابعاد شخصیتی حسین (رض) خصوصا مبارزه و شهادت طلبی ایشان، باید گفت اگر چه مسلمان از آنچه برای نوه‌ی پیامبر (ص) پیش آمده، بسیار غمگین و دردمند می‌شود اما نباید این ناراحتی و اندوه جانکاه، سبب شود که فرد مسلمان به اوامر و نواهی پیامبر (ص) در این زمینه پایبند نباشد، چرا که  التزام به دستورات پیامبر (ص) چیزی است که فقها و علمای اهل بیت به شدت برای تحقق بخشیدن به آن می‌کوشیدند و مردم را به التزام به اوامر و نواهی پیامبر (ص) و تطبیق عملی آن سفارش می‌کردند.

و اینک بخشی از احادیث صحیح نبوی که در آن از بی‌قراری و بی‌تابی نهی شده ، باز گو می‌کنیم.

امام بخاری در صحیح خود از مسروق و او از عبدالله روایت می‌کند که می‌گوید: پیامبر (ص) فرمود: «هر کسی به هنگام مصیبت بر سر و صورت بزند و گریبان پاره کند و سخنان جاهلیت را فریاد زند از ما نیست» . (صحیح بخاری، حدیث شماره ۱۲۳۲)

و امام مسلم در صحیح خود از ابی مالک اشعری روایت می‌کند که گفت: پیامبر (ص) فرمود: « زن نوحه خوان اگر قبل از مرگش توبه نکند روز قیامت در حالی بلند می‌شود که لباسی از قیر بر تن دارد و تمام بدنش را بیماری گر گرفتگی فرا گرفته است.» ( صحیح مسلم،حدیث شماره ۲۲٫۸)

و نسائی از یزید بن اوس از ابوموسی اشعری(رض) روایت می‌کند که او بیهوش شد آنگاه کنیزی از کنیزانش برای او گریه کرد وقتی به هوش آمد به کنیز گفت: آیا به تو سخن پیامبر (ص) نرسیده است؟ ما از کنیز پرسیدیم: او از پیامبر (ص) چه روایتی به تو نقل کرد؟ گفت: پیامبر(ص) فرموده است: «از ما نیست کسی که صدای نوحه سر دهد و به هنگام مصیبت گریبان چاک کند و موی سرش را به نشانه‌ی عزاداری بتراشد» . ( نسائی ۱۸۵۶ و آلبانی آن را صحیح شمرده است.)

و ابن ماجه در سنن از ابی امامه روایت کرده که رسول خدا(ص) زنی را که چهره اش را با ناخن می‌زند و می‌کند و زنی که گریبانش را پاره می‌کند و فریاد و واویلا سر می‌دهد را لعنت کرده است . ( ابن ماجه ۱۵۸۵ و آلبانی آن را صحیح دانسته است.)

بی شک در ضمیر ووجدان ما بسی موثر خواهد بود که عاجزانه  به در گاه معبود، چنین دعا کنیم:

پروردگارا! محمد مصطفی(ص) را در قلوب ما محبوب بگردان» و آل و اصحابش را که ایشان را یاری داده اند و قرآن و سنت پیامبرت را به ما رساندند، در دل‌های ما محبوب بگردان، اگر آنان – به اذن تو- نمی بودند، کتاب و سنت و اسلام به ما نمی‌رسید، پس پروردگارا! ما را با آنان و در پی مصطفی (ص) و خاندان ویارانش محشور بگردان.

خدایا! تو گواهی! که ما حسین را دوست داریم همانگونه که پیش از آن جد بزرگوارش و پدر و مادر او و برادرش حسن را به خاطر تو دوست داریم.

خدایا! اعتقاد ما درباره‌ی بنده ات حسین (رض) همین است…

نویسنده: حمزه خان بیگی

منبع: دانشنامه اسلامی تبیین

—————————————————

فهرست منابع:

  1. قرآن کریم.
  2. إعلام الموقعین عن رب العالمین، ابن قیم الجوزیه، محمد بن أبی بکر، تحقیق : طه عبد الرءوف سعد،بیروت، الناشر : دار الجیل،۱۹۷۳م.
  3. أبناء رسول فی کربلاء، تألیف خالد محمد خالد که توسط حسن فرامرزی با عنوان «فرزندان پیامبر در کربلا» به فارسی ترجمه شده است.
  4. ابوالشهداء، الامام الحسین، تألیف عباس محمود عقاد که توسط مسعود انصاری با عنوان «واقعه کربلا» به فارسی ترجمه شده است.
  5. استشهاد الامام الحسین(رض) تألیف سید ابوالاعلی مودودی.
  6. البدایه و النهایه،ابن کثیر ،قاهره ، دار الحدیث،۱۴۱۳ ق.
  7. المعجم الکبیر لابی القاسم سلیمان بن احمد الطبرانی، ۲۶۰ ه‍ – ۳۶۰ ه‍، دار مکتبه العلوم و الحکم، طبعه ۲، ۱۴۰۶ ه‍ – ۱۹۸۵ م
  8. ذکری ابی الشهداء، تألیف سید قطب.
  9. روح المعانی (تفسیر الالوسی)، محمود الالوسی البغدادی، دار الفکر، طبعه ۱۴۰۲ ه‍.

۱۰٫ سنن ابی داود: الامام ابوداود سلیمان السجستانی، تحقیق و تعلیق عزت الدعاس، ۱۳۹۱ ه‍، سوریا.

۱۱٫ سنن الترمذی: الامام ابوعیسی محمد بن عیسی الترمذی، دار الفکر، ۱۳۹۸ ه‍.

۱۲٫ سنن النسائی: ابوعبدالرحمن احمد بن شعیب النسائی، مطبعه مصطفی الحلبی، القاهره، ۱۹۶۴ م.

۱۳٫ سیر اعلام النبلاء: شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی، موسسه الرساله – الطبعه الاولی، ۱۴۰۳ ه‍.

۱۴٫ شرح النووی علی صحیح مسلم للامام النووی (ابوزکریا محیی الدین یحیی ابن شرف، المتوفی ۶۷۶ ه‍ – طبع المطبعه المصریه و مکتبتها – القاهره – عالم ۱۳۴۹ ه‍.

۱۵٫ شهسوار کربلا،عبدالرحمن سربازی،زاهدان،انتشارات صدیقی،چاپدوم،بهار۱۳۷۲هـ .ش .

۱۶٫ شهید کربلا، تألیف مفتی محمد شفیع دئوبندی که توسط محمد امین حسین بر فارسی ترجمه شده است.

۱۷٫ صحیح البخاری، محمد اسماعیل البخاری، دار الفکر، الطبعه الاولی، ۱۴۱۱ ه‍ ۱۹۹۱ م.

۱۸٫ صحیح مسلم بشرح النووی، المطبعه المصریه بالازهر، الطبعه الاولی، ۱۳۴۷ ه‍ – ۱۹۲۹ م.

۱۹٫ صحیح سننن ابن ماجه: ناصر الدین الالبانی، مکتب التربیه العربی لدول الخلیج الریاض، الطبعه الثالثه، ۱۴۰۸ ه‍ – ۱۹۸۸ م.

۲۰٫ صحیح مسلم، تحقیق محمد فواد عبدالباقی، دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، الطبعه الثانیه، ۱۹۷۲ م.

۲۱٫ طریق الهجرتین وباب السعادتین، ابن قیم الجوزیه، محمد بن أبی بکر، تحقیق : عمر بن محمود أبو عمر، دار ابن القیم، الطبعه الثانیه ، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۴م.

۲۲٫ فتح الباری، ابن حجر العسقلانی، دار المعرفه، بیروت،بی تا.

۲۳٫ مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین علی بن ابی بکر الهیثمی، الطبعه الثالثه، سنه ۱۴۰۲ ه‍ – ۱۹۸۲ م، دار الکتاب العربی، بیروت.

۲۴٫ مجموع فتاوی: شیخ الاسلام ابن تیمیه جمع عبدالرحمن بن محمد قاسم العاصمی النجدی، المکتب التعلیمی السعودی بالمغرب.

۲۵٫ مدارج السالکین، ابن قیم الجوزیه، محمد بن أبی بکر، بیروت،دارالکتاب العربی، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۳ – ۱۹۷۳م.

۲۶٫ مسند الإمام أحمد بن حنبل، إمام أبی عبدالله أحمد بن محمد بن حنبل، چاپخانه المیمنیه قاهره، چاپ اول ۱۳۱۳ ه‍ – ۱۸۹۵ م، تصویر المکتب الإسلامی، بیروت، چاپ چهارم ۱۴۰۳ ه‍ ۱۹۸۳ م.

۲۷٫ منهاج السنه النبویه، لابی العباس احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه موسسه قرطبه للطباعه و النشر و التوزیع، الطبعه الاولی ۱۴۱۶ ه‍ – ۱۹۸۶ م.

درباره ی حمزه خان بیگی

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث / اشنویه

همچنین ببینید

نگاهی به زندگانی حضرت اسامه بن زید

نویسنده : عبدالقادر شیخ ابراهیم مترجم : عبدالرحیم هاشم زهی الحِبُّ بن الحِبِّ نام و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *