خانه / دین و دعوت / دعوت و سیاست

دعوت و سیاست

نویسنده: مولانا محمد قاسم قاسمی

بدون تردید بنابر عوامل متعددی امت اسلامی از خواب گران بیدار شده است. پیش از این در نوشتاری در همین ستون از «بیداری عربی اسلامی؛ بیم‌ها و امیدها» سخن به میان آمد. مهم‌ترین چیز پس از بیداری از خواب عمیق، این است که شخص بداند چگونه و از کجا فعالیتش را آغاز کند. به‌راستی که تشخیص اولویات برای کسی که از خواب عمیق بیدار شده بسیار مهم است. اگر هدایت‌گران و رهبران بیداری اسلامی در تشخیص اولویات دچار خطا و لغزش شوند و قبل از تکمیل و تثبیت مراحل زیربنایی و بنیادین به‌طور شتاب‌زده به مراحل بعدی بپردازند، طبیعی است که بسیاری از تلاش‌ها ضایع شده و نتیجه‌ای جز حسرت و یأس عاید نخواهد شد.

در این خصوص بهترین، کامل‌ترین و موفق‌ترین الگو و نمونه برای مسلمانان و مخصوصاً برای فعالان عرصه دعوت و اصلاح و دست‌اندرکاران حرکت‌ها و نهضت‌ها، سیره نبوی است. باید بنگریم که رسول خدا صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم چگونه جامعه را اصلاح کردند و برای چه چیز و چه مواردی اولویت قایل شدند و چگونه از تدریج و حکمت در پیشبرد اهداف و برنامه‌ها کار گرفتند. مطالعه سیره نبوی و دقت در آن به ما می‌آموزد که آن‌حضرت صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم چگونه به دعوت و ساختارهای زیربنایی جامعه اسلامی اهمیت دادند. جامعه‌ای که رسول خدا صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم با آن روبه‌رو بودند، جامعه‌ای جاهلی بود؛ از عقیده و اندیشه گرفته تا عمل و اخلاق همه چیز فاسد و خراب شده بود. اصلاح جزئی و وضع قوانین و مقررات گره‌گشا نبود.

رسول خدا در پرتو هدایات ربّانی می‌دانست که اعمال و رفتار انسان‌ها از عقیده و اندیشه سرچشمه می‌گیرد؛ و از درختی که اساس و ریشه آن در زمین فاسد است، نمی‌توان انتظار میوه و ثمره خوب داشت. قرآن چه جالب می‌فرماید: ﴿وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخْرُجُ إِلَّا نَکِدًا﴾؛ سرزمین پاک، گیاهش به اذن پروردگار [از خاک] برون می‌آید، و از آن‌که ناپاک است، جز گیاهکی بی‌مقدار برون نمی‌آید. (اعراف: ۵۸) بنابراین حضرت رسول صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم دل‌ها را نشانه گرفت و گرایش‌ها و تمایلات را عوض کرد؛ اندیشه‌ها را اصلاح نمود و عقاید را بازسازی کرد.

اندیشمند شهیر و امام دعوت اسلامی در قرن بیستم علامه سیّد ابوالحسن ندوی در کتاب گرانسنگش «ماذا خسر العالم بإنحطاط المسلمین/ حدود خسارت جهان از انحطاط مسلمانان» در این خصوص می‌گوید:

«هنگامی‌که حضرت محمّد‌بن عبدالله صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم به رسالت مبعوث شد، جهان به ساختمانی می‌ماند که با زلزله‌ای شدید از جایش تکان خورده است و هیچ چیز سر جایش نیست. آن‌حضرت که از دریچه چشم انبیا به این جهان می‌نگریست، جهانی را مشاهده کرد که در آن ذائقه بشریت عوض شده بود؛ تلخ را شیرین می‌شمرد و بد را خوب می‌دانست. با دشمن ستمگر کینه نمی‌ورزید، و با دوست خیرخواه محبت نمی‌کرد. در آن جامعه همه چیز شکل و جایگاه اصلی‌اش را از دست داده بود. گرگ چوپان گله و دشمن ظالم در جایگاه قاضی عرض اندام می‌کرد. جنایتکار شادمان و آبرومند و برخوردار بود، ولی صالح و نیکوکار از مزایای زندگی محروم و دچار رنج و فلاکت بود.

در چنین اوضاعی اگر پیامبر صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم می‌خواست همچون رهبران سیاسی و پیشوایان ملّی عمل کند، زمینه برایش فراهم بود تا به نام ملت عرب پرچمی را بلند کند و تمام قبایل عرب را زیر آن پرچم گرد آورد و حکومت عربی نیرومند و منسجمی تشکیل دهد. در آن صورت افرادی چون ابوجهل‌بن هشام و عتبه‌بن ربیعه و بقیه سران قریش نیز به وی می‌پیوستند و رهبری ایشان را می‌پذیرفتند.»

اما سیره نبوی نشانگر آن است که آن‌حضرت چنین نکرد چون می‌دانست که ساختمان ظاهری چنین حکومت و جامعه‌ای به‌زودی فروخواهد ریخت، چرا که زیربنای آن محکم و استوار نیست. آن‌حضرت می‌دانست که ملتی که عناصر و افرادش تربیت نشده‌اند، نمی‌توان بار سنگین تکالیف شریعت اسلام را به آن تحمیل کرد چون در آن صورت بعد از مدتی یا نفاق بر آن جامعه غلبه خواهد کرد یا اکثریت آن جامعه از انجام تکالیف سر باز زده و بیزار و گریزان خواهند شد.

متأسفانه خیلی از اصلاح‌گران جامعه و اسلام‌گرایان معاصر ـ که شاید در درستی سیرت و اخلاق‌شان شائبه و تردیدی نباشد ـ بدون توجه به زیرساخت‌های جامعه و بدون درنظر گرفتن بسیاری از واقعیت‌ها سعی دارند خود را به اریکه قدرت برسانند و آن‌گاه جامعه را از بالا و به‌هرصورت ممکن اسلامی کنند؛ مانند آن‌که باغبانی درخت خشکیده‌ای را ببیند و بکوشد میوه‌هایی را به آن بچسباند. بدیهی است که به‌هیچ‌وجه به چنین درختی نمی‌توان درخت میوه‌دار گفت، زیرا زمانی یک درخت میوه‌دار تلقی می‌شود که خودش به‌طور طبیعی مستعد میوه‌دار شدن باشد و باغبان رسیدگی و اصلاح لازم را نسبت‌به آن در وقت مناسب انجام داده باشد.

استاد محمّد قطب در کتاب «واقعنا المعاصر» می‌گوید: اگر در مرحله تربیت وقت زیادی صرف نکنیم و از این مرحله با عجله عبور کنیم، کار ما نتیجه‌بخش و مثمرثمر واقع نمی‌شود. این کار به مثابه ساختن عمارتی است بدون پایه یا بر پایه‌ای ضعیف، و این عمارت به هر میزان که بیشتر بالا رود، آسیب‌پذیرتر و شکننده‌تر خواهد بود. آنهایی که دوست دارند در انتخاب راه، راه‌های کوتاه و کوتاه‌تر را انتخاب کنند، باید که از گذشته‌ها درس عبرت بگیرند… اگر ما از حوادث درس نگیریم، این خود نشانه وجود ضعف در تربیت ماست که باید علاج گردد.

بنابراین باید با دعوت و تربیت مستمر کوشید تا دین و ارزش‌های اسلامی در دل‌های اقشار مختلف جامعه نفوذ کند و مردم به ایمان و عمل صالح روی آورند، آن‌گاه است که وعده الهی تحقق خواهد یافت. چنان‌که می‌فرماید: ﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا﴾؛ وعده داده است خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، که آنان را در زمین به خلافت ‌رساند آن‌سان که خلیفه ساخت آنان را که پیش از ایشان بودند، و محکم و استوار دارد برایشان دین‌شان را که پسندیده است [آن را] برای آنان، و جایگزین کند برایشان پس از ترس‌شان، ایمنی و آرامش را. (نور: ۵۵)

از این آیه چنین معلوم می‌شود که حکومت صالح، ثمره ایمان و عمل صالح است، و هرگاه مسلمانان به کمال ایمانی برسند و اعمالشان را اصلاح نمایند، الله تعالی سه نعمت به آنان ارزانی می‌دارد: ۱٫ استخلاف، ۲٫ تمکین و قدرت، ۳٫ امنیت. برهمین‌اساس است که برخی از اندیشمندان و صاحب‌نظران اسلامی چنین تعبیر می‌کنند که «حکومت در اسلام موعود است نه مقصود.»

علامه ندوی در این خصوص می‌گوید: هدف دعوت انبیا این نبود که چگونه خود را به سکانداری حکومت و دولت برسانند،‌ البته حکومت و دولت به‌عنوان وسیله‌ای برای اجرای احکام دین به آنان رسید که در واقع پاداش و جایزه تلاش‌های دعوی آنان تلقی گشت.

واقعیت این است ‌که هرگاه داعیان دین و اسلام‌خواهان، بدون پیمودن کامل مراحل دعوت و تربیت و بدون کوشش مستمر برای اصلاح اکثریت جامعه، بخواهند قدرت را به‌دست بگیرند، نظام‌های استبدادی حاکم و رقبای سیاسی آنان با استفاده از همه ابزارهای سیاسی، نظامی و تبلیغاتی‌ای که در دست دارند، نه تنها مانع این کار خواهند شد که جلوی فعالیت‌های مسالمت‌آمیز فکری و فرهنگی را نیز خواهند گرفت و در آن صورت اصطکاک‌های شدیدی بین اعضای حرکت‌های اسلامی و نظام‌های حاکم پیش خواهد آمد و ضربه شدیدی به جامعه‌ اسلامی وارد خواهد شد. اگر هم این حرکت‌ها به نحوی به قدرت و حکومت برسند، چنین قدرت و حکومتی مستحکم و پایدار نخواهد ماند، و اگر هم بخواهد با توسل به زور و فشار دوام بیاورند، محبوبیت و جایگاه خود را در دل‌های توده ملت از دست خواهند داد.

عارف بزرگ و رمزشناس دعوت إلی‌ الله حضرت مولانا محمّدالیاس به نکته بسیار دقیق و جالبی در این خصوص اشاره کرده که امید است مورد توجه اهل دعوت و فعالان عرصه سیاست در سرزمین‌های اسلامی قرار گیرد. علامه ندوی در کتاب «مولانا محمّدالیاس و نهضت دعوت و تبلیغ» در این باره می‌نویسد:

«شایان ذکر است هر سیاستی که پایه آن بر دعوت استوار نباشد، ساختمان آن متزلزل و ناپایدار است. در این خصوص مولانا محمّدالیاس دارای یک نظریه مستقل بود و می‌فرمود: برای مقدار اندکی از سیاست مقدار زیادی از دعوت لازم است، و به هر اندازه که دعوت دچار ضعف شود یا به هر اندازه‌ای که در این مرحله از تعجیل و تسریع کار گرفته شود، به همان مقدار سیاست دارای ضعف و تورم و ناپختگی خواهد شد، یا این‌که [اهداف مدنظر از] آن سیاست اصلاً به‌وجود نخواهد آمد، یا این‌که در صورت به‌وجود آمدن ساختمان آن به‌زودی متزلزل خواهد شد. واقعیت نیز همین است، زیرا نظم و نیروی خلافت راشده و سازماندهی منظم آن و اطاعت بی‌نظیر مردم در آن زمان، نتیجه همان دعوت طولانی و منظمی بود که از نخستین سال نبوّت آغاز شد و تا پایان خلافت راشده ادامه داشت. اما ضعف بعدی و سقوط اجتماعی نتیجه تغافل از دعوت بود که در زمان بنی‌امیه و بنی‌عباس به وقوع پیوست..»

مولانا محمّدالیاس جمله حضرت حسن‌بن علی رضی‌الله‌عنه  را که به حضرت حسین رضی‌الله‌عنه وصیت کرده بود اغلب تکرار می‌کرد که: از حالا به بعد کار این امت به طریق دعوت پیش خواهد رفت.

به نظر مولانا محمّدالیاس عامل بسیاری از اختلافات، فسادها و پراکندگی‌ها این است که سیاست بر دعوت مقدم شده و کار دین به روش سیاسی و سازماندهی غربی صورت می‌گیرد.

منبع: ندای اسلام

درباره ی محمدقاسم قاسمی

* استاد حدیث دارالعلوم زاهدان * رئیس دارالافتای دارالعلوم زاهدان * سردبیر فصلنامه ندای اسلام

همچنین ببینید

تأمین آزادی دینی یا تحمیل دین؟!

نویسنده: جلیل بهرامی نیا جمع بندی احکام و اهداف جهاد در اسلام در اسلام و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *