خانه / مقالات / مطالعات اسلامی / دغدغۀ تجدد و جدال فکری

دغدغۀ تجدد و جدال فکری

نویسنده: سمیع الله داعی

با ظهور فرآورده‎های دنیای مدرن که اساساً در قرن نوزدهم به میان آمد، دنیای اسلام وارد تجدد و نَو نگری شد و دغدغۀ تجدد، وجودش را فرا گرفت. عموما نگرش‎ها به پدیدۀ تجدد، دو‎گانه به چشم می‎خورد. عده‎ای از علمای سنتی و کلاسیک، تجدد را نوعی تحمیل استعمار غربی پنداشته و عده‎ای دیگری از دانشمندان اسلامی، با تجدد و نوگرایی بر سر مِهر بودند و چنان می‎اندیشیدند که بایستی هم با خود و هم با دیگران به نحوی تعامل کرد و این تعامل میسور نخواهد بود مگر در پالایش و تنقیه یک سلسله از متون و داشته‎های سنتی خود. بر اساس این، از چشم‎انداز علمای نوگرای اسلامی، مفاهیمی چون “سنت” “اجماع” و ثوابت دینی بایستی مورد باز‎نگری و باز‎خوانی قرار گیرد.

به اعتقاد آنان، مفاهیم فوق باید به گونه‎ای تفسیر شوند که تعهد دینی مؤمنان و مدرن‎سازی جامعه اسلامی به گونه‎ای هم‎نوا در کنار هم‎دیگر هم‎سفر گردند. این اندیشه از سوی علمای مصر شروع شد و رفته‎رفته تا مرز‎های هند، ایران، ترکیه و اندونزی غوغا به‎پا کرد. دقیقا جهان اسلامی زمانی دنیای مدرن را تجربه نمود که به نقل از تاریخ “جبرتی”؛ علمای الازهر مصر برای بازدید از آزمایشگاه شیمیایی که توسط اندیشمندان فرانسه در قاهره تأسیس شده بود، دعوت شدند.

آنان با دیدن فرآورد‎ه‎های مدرن در این آزمایشگاه زیر لب آهسته «أعوذ بالله» تکرار می‎کردند و معتقد بودند که این دستگاه‎ها توسط نیروی اجنه حرکت می‎کند. این دقیقا سر‎آغاز تجدد و نوگرایی بود که در جهان اسلام رقم خورد و دانشمندان اسلامی شک‎های بزرگی را متقبل شدند و خود را در مصاف با جهان جدید از سر، دوباره تعریف نمودند. وقتی جهان جدید با ماشین و فن‎آوری‎های مهیب‎اش از مجرای استعمار فزیکی و تهاجم فکری وارد قلمرو اسلامی شد، فرهنگ‎پژوهان دینی در مصاف به آنها به دو گروه متفاوت تقسیم شدند.

علمای سنتی و اصول‎گرا، دستۀ اول این گروه را تشکیل می‎دادند و علمای متجدد و نوگرا، دستۀ دوم این تقسیم‎بندی بودند. دستۀ اول، هر نوع‎نگری و تجدد را اهانتی به متن مقدس و ثوابت دینی می‎انگاشتند، در‎حالی‎که دسته دوم مفاهیم علمی و متون ثانویۀ اسلامی را باز‎خوانی و موشکافی می‎کردند و روش‎های استخوان‎شکنی را در رویکرد تحقیقی و فکری خود انتخاب می‎نمودند.

داستان جدال فکری و زد و بند‎های فکری نیز از همین‎جا میان علمای جناح سنتی و روشن‎فکر آغاز شد، در‎واقع حرکت اصلاح‎گری و روشن‎گری در مشرق، توسط سید‎جمال‎الدین افغانی شروع شد و آرام‎آرام توسط دو شاگردش، محمد عبده و رشید‎رضا از روزن، مجلۀ “‎المنار” در سایر کشور‎های اسلامی سایه افکند و نهایتا در دل خود دو گفتمان دیگر را نیز جای داد.

گفتمان نخست آن را رشید‎رضا رهبری می‎کرد که، حدودی به اصول دینی معتقد و پابند بود و گفتمان دوم آن را علی عبدالرزاق به عهده داشت که بیشتر از دیگران در درون مفهوم‎های جدید غرب، ذوب شده و بسیاری از اصطلاحات دینی را قربان شوق غرب‎گرایی خود کرد. جدا از این‎که دغدغۀ تجدد در هر دو نوع قرائت وجود داشت؛ اما کما‎کان این دو قرائت از درون با هم آشتی نبودند و جدال‎های پایان‎ناپذیری را پی‎ریزی کردند.

درباره ی سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

همچنین ببینید

«رجب» ماه کاشت است

ماه رجب در سیرۀ عملی رسول‌خدا صلى الله علیه وسلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *