خانه / فرهنگ و جامعه / دنیای مدرن از مفهوم تا واقعیت

دنیای مدرن از مفهوم تا واقعیت

نویسنده: سمیع الله داعی

مدرنیته مفهوم پیچیده‎ای است که در تعریف واحدی محصور نمی‎شود و اصولا دشواری این کلمه زمانی آشکار می‎گردد که در تقابل با واژه “‎کهنه” و یا “‎سنت” قرار بگیرد. با این وصف در اندیشه “بودلر”، مدرنیته به جریانی تعبیر شده است که پیوسته و به طور مداوم به جلو در حرکت باشد.

مشابه این تعبیر را از انسان‎شناس فرانسوی “‎ژرژ بالاندیه‎” نیز در تعریف مدرنیته داریم. به باور وی، مدرنیته حرکتی است که ایدۀ شک، نقد و بحران در بطن آن جای دارد و از ضلع “بحران” آن است که نگرش انسان نسبت به خود و جهان ماحولش عوض می‎شود. شک، نقد و بحران، مدرنیته را به حرکت سه ضلعی مبدل می‎سازد، که تمام اعضای آن در تبانی با یکدیگر به جریان مدرنیته معنی می‎بخشند.

شرح و بسط مدرنیته از آدرس‎های فلسفی و سیاسی آن از حوصله این مقال بیرون است و در آن نمی‎گنجد. اما آنچه که بایستی به آن توجه کرد، مدرنیته و یا دنیای مدرن از مفاهیم تعریفی تا واقعیت عینی است. دنیای مدرن با تمام خوبی‎ها و لذت‎هایی که در دامان خود دارد با چالش‎های جدی و بحران‎های عمیق دست به گریبان است. پوچ‎انگاری، نهلیسیم، بی‎اخلاقی، فرار معنویت، بی‎معنایی و زندگی ماشینی از جدی‎ترین پرسش‎های است که دنیای مدرن را به چالش کشیده و بودن و زیستن انسان را در حاله‎ای از بی‎معنایی پیچانده است. در این دنیا (‎دنیای مدرن‎) رابطه و حرمت‎های معنوی شکسته است و اصلا میانۀ خوبی میان بنده و خدا دیده نمی‎شود.

انسان مدرن در سلول مدرنیته مکررا دست به خود‎کشی می‎زند تا مرگ را تجربه کند، او از رفت و آمد شب و روز و گذشت فصل‎های زندگی خسته شده، پوچ‎انگاری و باور‎های سنتی و عموم مردم او را اذیت می‎کند.

انسان مدرن در دنیای خود هیچ راز و نیازی با خدای خود ندارد؛ چون خدا برای او اسطوره‎ای بدون معنی است که صاحبان دین بنام او دکان ارزاق بنا کرده‎اند.

وقتی انسان مدرن از فشار‎های پی‎در‎پی زندگی ماشینی خسته می‎شود هیچ پناهگاه معنوی را نمی‎شناسد که در آن آرامش یابد، بل کلنجار رفتن با جملاتی چون چرا اتفاق افتاد؟ و چگونه اتفاق افتاد؟ تنهاترین راهی است که ضمیر خود را نوعی در آن اقناع می‎کند. و هلم جرا…

وقتی با چشم‎انداز فوق وارد دنیای مدرن شویم، شر آن را بهتر از خیرش می‎یابیم و زندگی سنتی را بهترین الگو تلقی می‎کنیم. هنگامی که میان آفرینش و زندگی پیوند برقرار شود، شاد‎بودن و معنی‎دار‎بودن زندگی لذت‎بخش‎تر از قبل می‎گردد، و فلسفۀ زیستن با مفهوم آن در اسلام بیشتر و قدرتمندتر از ادیان دیگر به چشم می‎خورد.

درباره ی سمیع الله داعی

* سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

همچنین ببینید

قوامیّت مرد و ارتباط آن با بندگی و نقش زن / بخش دوم

نویسنده: استاد ناصر سبحانی مترجم : سرگل رستمی حال برای بیان اینکه چه زنی صالح …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *