خانه / فرهنگ و جامعه / فقر، ایمان را تهدید می کند!

فقر، ایمان را تهدید می کند!

در بحبوبه ی انقلاب و اوج گیری مبارزات و وسیع شدن دامنه ی تظاهرات، چند هدف اساسی از بروز حرکت انقلابی و رادیکال، شعار عمومی ملت شده بود که تقریبا در همه جای ایران، تکرار می شد و آن: استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود.

این شعار، مانیفست انقلاب شد، ولی از بس شعارزده شد که به کلی، جز پوسته چیزی از آن باقی نماند،

استقلال و آزادی، کلماتی چند وجهی، با مترادف های بسیار و تفسیرهای گوناگون شد، هرکس به زعم خود معنایش کرد و دایره ی معنایش، چنان وسیع شد که تمام تعریف ها را زیر چتر خود کشید.

بهبود وضع معیشت مردم و خصوصا طبقه ی ضعیف جامعه هم، یکی از مترادف های این کلمه ی قربانی است…

نمی خواهم ( آزادی) را تعریف و مصادیقش را معنا کنم ….

این کلمه ، خودش دنیایی است که همه چیز گم شده ی بشر را تحت حمایتش دارد.نمی خواهم لوثش کنم، بگذار همچنان مقدس بماند و من در جملات نارسایم، فرسوده اش نکنم، برمی گردم به همان تعریف ذهنی خودم از استقلال، که بیش از هرزمان دیگر محتاج تحققش هستیم.

این شعار چپ ها که اقتصاد زیر بناست را نمی خواهم معیار قراردهم، ولی در توجه دینی هم، این شالوده؛ مبناست….اگر ملتی در رفاه و آرامش زندگی کنند، بی شک بندگان خوبی هم خواهند بود.

بندگانی که به خاطر تقسیم یکسان و برابر امکانات، بهداشت و نگاه بی تبعیض، درجه بندی نمی شود ، بواسطه ی تفاوت نژاد ، زبان و دین، مورد اجحاف نیست و برابر از مواهب برخوردار است، این جامعه ی آرمانی ، می تواند شکل بکیرد اگر، دولت ها به معنای استقلال اشراف داشته باشند.در اقتصادهای وابسته به محصول و منابع تک تولیدی مثل نفت ، دولت این ثروت عمومی را باید صرف توسعه کند، زیر ساخت ها را ترمیم و صنایع را رونق ببخشد، تا این میراث آیندگان ، یک جا ، بدست ما به تاراج نرود ..

ایران از جمله کشورهای صاحب منابع و ذخایر نفتی است که با داشتن چاه های بسیار و ثروت بی شمار، مردمی فقیر دارد.

این فقر، یعنی: با هشت ساعت کار مفید و مستمر و سالم ، ولی نتوان پاسخگوی یک زندگی متوسط بود، با این تصویر و رویت آن،

می توان گفت که دولت ضعیف عمل کرده و دست هایی ثروت را در انحصار گرفته و چون هشت پایی، بر آن چمبره زده اند.

این گونه فلج شدن اقتصاد خانوادگی و لنگ ماندن معیشت، زنگ خطری را باید به صدا درآورد که تراکم ثروت و تجمع آن در کجای پیکره، باعث فقر شده و دنبال علت العلل بود .

اگر حس کردیم جامعه ای به این سرطان مبتلاست ، باید سریع به فکر چاره بود.، چون ایمان مردم ، اولین تیرهایش را نوش خواهد کرد.

.تخصیص ثروت به محدوده ای و تعلق آن به طبقه ای، خطرات زیان باری را بدنبال خواهد داشت که بزودی این سرطان، نه با اصلاحات، که با یک جراحی پر درد ، قابل علاج است.

جامعه با فقر ، با تبعیض و با ظلم، دوام نخواهد آورد و شاکله اش از هم خواهد گسیخت، هرچند مدتی لاپوشانی اش کرد ، ولی آتشفشانی خواهد شد که هرآن باید منتظر فورانش بود…

پس دولتمردان هوشیار کشورهایی با اقتصاد تک محصولی و ضعیف ، اگر زمینه را برای گسترش و بسط تقویت صنایع پشتیبان و مکمل فراهم نکنند، منتظر روزهای سخت باید باشند.

ملت های گرسنه ، خود بخود تهدید هستند….

تهدیدها را جدی باید گرفت!

نویسنده: کتایون محمودی/ روزنامه نگار

درباره ی کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

همچنین ببینید

قوامیّت مرد و ارتباط آن با بندگی و نقش زن / بخش دوم

نویسنده: استاد ناصر سبحانی مترجم : سرگل رستمی حال برای بیان اینکه چه زنی صالح …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *