خانه / یادداشت / مردی از جنس اقبال لاهوری

مردی از جنس اقبال لاهوری

نویسنده: عبدالناصر امینی

اشاره: حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان به منظور ارج نهادن به مقام علم و علما و گرامی‌داشت علامه پروفسور دکتر محموداحمد غازی، اقدام به برگزاری سمیناری تحت عنوان “نشست  آشنایی با شخصیت، اندیشه ها، آثار و خدمات اندیشمند جهان اسلام، علامه فقید پروفسور محمود احمدغازی- رحمه الله- ” نمود. این سمینار روز شنبه ۸ آبان ۸۹ در محل مسجد مکی زاهدان و با حضور علما، دانشگاهیان، طلاب و دانشجویان برگزار شد که بنده مقاله ذیل را در این سمینار ارائه نمودم.

چند سالی‎ست که مرکز علمی بزرگ اهل‎سنت ایران، دارالعلومِ خوشنامِ مکّی زاهدان علما و اندیشمندان جهان اسلام را به شوق دیدار به سوی خود کشانده است. بزرگانی از هند و پاکستان، عراق و افغانستان، سوریه و تاجیکستان و اخیراً از سرزمین حجاز دیار مدینه و… به مناسبت مراسم دانش آموختگی این «ازهر بلوچستان» تشریف آورده‎اند و با خاطراتی فراموش نشدنی به دیار خود بازگشته‌‏اند. بس خاطرات از شهرتان در سینه و جان من است/ حاشا فراموشش کنم این گوهر دُردانه را.

اما جدای از مراسم دانش‎آموختگی، در فواصل زمانی دیگر نیز علما و نخبگان علم و معرفت امثال شیخ سلیم‎الله خان مدیر جامعه فاروقیه کراچی و رئیس وفاق المدارس پاکستان، مولانا دکتر عبدالحلیم نعمانی رئیس بخش تخصص فی‎الحدیث (بنوری تاون)، مناظر سترگ مولانا محمد منظور، مولانا حسن جان، مفتی عبدالحمید مدیر مدرسه دینی افریقا و نهایتاً سیدسلمان ندوی خلیفه فکری امام سیدابوالحسن ندوی در دارالعلوم حضور یافتند که حقیقتاً باعث دلگرمی و کسب فیض طلاب و استادان شد.

خوب به یاد دارم روزهایی که سیدسلمان به زبان عربی محاضرات علمی ارائه می‎داد، فضای دارالعلوم عوض شده بود، شور و شوق خاصی همه جا را فراگرفته بود و طلاب در کلاس‌ها و خوابگاه به عربی سخن می‎گفتند و گویی همه «عرب العرباء» بودند.

اوایل بهار سال گذشته وقتی اطلاع رسید که شخصیتی به نام دکتر محمد احمد غازی به دعوت حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید به این مرکز علمی می‎آید، باز شور و شوق ایام سیدسلمان ندوی به پا شد، همه لحظه شماری می‎کردند که با این اندیشمند بزرگ که تا کنون از وی نامی هم نشنیده بودند، آشنا شوند.

روز موعون فرا رسید و همه در صحن دارالعلوم جهت استقبال وی به صف ایستاده بودیم، هر یک از ما طلاب چهره و قد و قامتی از میهمان در ذهن خود ترسیم می‎کرد، با خود می‎گفتم شیخ محمود چه ابایی و قبایی و چه خرقه و امامه‎ای خواهد داشت، اما برخلاف تصور همه مردی از جنس اقبال لاهوری بدرخشید و ماه مجلس.

تورا با خرقه و امامه کاری/ من از خود یافتم بوی نگاری/ همین یک چوب نَی سرمایه من / نه چوب منبری نی چوب داری. [اقبال لاهوری]

شاید تصور دکتر محمود احمد غازی از دارالعلوم زاهدان، فضای دانشگاهی معمول در بلاد اسلامی بود، به همین علت با لباسی در خور اهل دانشگاه آمد. برای طلاب شگفت آور بود، چنین شخصیتی که وزارت امور دینی و مذهبی پاکستان را در کارنامه خود داشت با این شمایل ظاهر شود. به هر حال وی قدم به این دیار گذاشته بود، کوله باری از معلومات به همراه داشت و هر قدمش زمزمه این ابیات بود:

باز آمدم تا سر نهم فرمان صاحب خانه را / تا باز بینم محفل این مردم فرزانه را / سرشار از شور و شعف از راه دوری می‎رسم / بُعد مسافت کی بود مر عاشق جانانه را / باشد که تسکینی بود این قلب محنت دیده را / دیدار و لطف دوستان در یوزه این خانه را.

دکتر غازی یکی از اندیشمندان و صاحب نظران برجسته جهان اسلام از کشور پاکستان بود، وی دانش آموخته حوزه و دانشگاه بوده و وزارت امور دینی و مذهبی پاکستان و دانشگاه بین‎المللی اسلام آباد را اداره کرده بود، و در آکادمی مطالعات اسلامی مؤسسه قطر در دوحه به تدریس و فعالیت‎های علمی و پژوهشی اشتغال داشت.

ایشان در مدت یک هفته اقامت در دارالعلوم زاهدان ضمن دیدار با علما، طلاب و دانشگاهیان طی چندین نشست سخنرانی‎های علمی مفیدی ارائه کرد و تحسین همگان را بر انگیخت. دکتر غازی بسیار مسلط به زبان عربی و انگلیسی سخن می‎‏گفت و بر موضوعات مطروحه با دیدی ژرف و محققانه‏ اظهار نظر می‏‌کرد. عمق مطالعه و کاوش در منابع علمی از سخنانش هویدا بود و الحق که با ظاهری اقبال گونه که او نظمش از شریان رگ‌ها به دل رسوخ می‌‏کرد، دکتر غازی با فراست و کمالات و سخنان علمی روح آدمی را می‎ربود. تا لب می‎گشود، همه غرق معانی و تعابیر کلام او بودند و از فیض کلامش دُرها می‎چیدند.

او با طلاب و علما و دانشگاهیان جلسات ویژه‏ای داشت و ماحصل عمر خود را که زیر و بم دنیا را چشیده بود و مملو از تجربیات بود، در اختیار آنان قرار داد.

دکتر غازی مرد قدیم و جدید بود، قدیم را خوب شناخته و آشنای گذشته تاریخی مسلمانان بود جدید را به نحو احسن غربال کرده بود، وی راه تعالی و درخشندگی را در جمع بین این دو طیف می‎دانست. او معتقد بود: «امروزه جامعه اسلامی در حالت بحرانی به سر می‎برد و ارتباط مسلمانان با گذشته درخشان و تاریخی شان منقطع شده است. مسلمانان را در چشم انداز آینده جهان اسلام می‎‎توان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول اقلیتی هستند که دچار غرب زدگی شده و تحت تأثیر تفکرات دموکراسی دنیای غرب قرار گرفته‎اند و هرگونه رشد و بالندگی را در آنجا جستجو می‏‌کنند. این اندک افراد با تمام توان با استفاده از رسانه‎های جمعی در صدد استثمار افکار عمومی توده‎ها هستند.

اقلیت دوم انسان‎های متدین و متقی هستند، این گروه بر خلاف گروه اول معتقداند که برای حفاظت جامعه اسلامی باید از پیشرفت‎های علمی و تکنولوژی دنیای غرب فاصله گرفت، علی رغم اینکه آنان با چنین عقیده‎ای مقاصد نیکی را دنبال می‎کنند اما باید گفت اجرای چنین ایده‏ای در دنیای امروز امکان پذیر نیست.

و اما گروه سوم که ۹۵ درصد جوامع اسلامی را تشکیل می‏‌دهند با دو گروه فوق الذکر هم عقیده نیستند، آنان نیک پنداشته‎اند که می‎توان در عین پایبند بودن به عقاید اصیل اسلامی با استفاده از تکنولوژی و پیشرفت‎هایی که غرب به آن دست یافته است، به منظور بازگشت به گذشته درخشان خود بهره برداری کرد». آری دکتر غازی چنین مرد قدیم و جدید بود، او جدید مدرن را برای دست یابی به گذشته صالح جستجو می‎کرد.

دکتر غازی هرگاه لب به سخن می‎گشود، نگین کلامش ذکر اقوال سلف بود و با قدر و احترام یادشان می‎کرد؛ نسبت به گذشتگان بسیار متواضع بود و ادب را رعایت می‎نمود و همین ارج نهادن به مقام شامخ بزرگان به کلامش قدر و منزلتی خاص بخشیده بود که عوام می‌‏فهمیدند و خواص دُرهای نابی از آن گرفته و حرف حرف کلامش را می‎پسندیدند.

وی از طلاب و اهل علم انتظار بسیاری داشت و جهت پیشبرد اهداف اسلامی و دعوت فراگیر خواستار حضور آنها در میادین علمی و دعوت عملی بود. او انتظار داشت که ضریب علمی علما و تحصیل کردگان مسلمان به سطحی برسد که بتوانند با دانشمندان غرب رقابت کنند و استعداد و قریحه علمی‏ای که خداوند به آنها داده است را به منصه ظهور بگذارند.

از دیدگاه ایشان نظام آموزشی فعلی مدارس نیازمند تحول بود و باید در زمینه‎های آموزش زبان انگلیسی، کامپیوتر، تاریخ، جغرافیا و… منابعی به آن افزوده می‎شد. او در دورانی که وزارت امور دینی پاکستان را به عهده داشت در این زمینه بسیار کوشید تا اصحاب مدارس را در این راستا قناعت دهد و چه بسا تغییرات به وجود آمده در شیوه‏های درسی مدارس پاکستان حاصل تلاش‎های وی باشد.

یک هفته مدت بسیار کمی بود و به سرعت سپری شد، اهل دارالعلوم هنوز باید از وی می‎شنیدند، اما بار سفر بست و رفت، در آخرین ساعت‎های حضورش در ایران وقتی جهت مصاحبه مجله ندای اسلام از وی در مورد دارالعلوم می‎پرسند، می‎گوید: «حقیقت این است که با دیدار از دارالعلوم زاهدان و مشاهده فعالیت‌های آن، این اطمینان قلبی را در خودم احساس کردم که ان‌شاءالله آینده جهان اسلام با این قبیل فعالیت‌ها خوشحال‌کننده‌تر و روشن‌تر خواهد بود. شهری دورافتاده از مرکز کشور و مراکز بزرگ جهان اسلام مثل زاهدان که از لحاظ مادّی و امکانات ضعیف است، خصوصاً با کمبود شدید امکانات آموزشی مواجه است، امّا با وجود این، دارالعلوم زاهدان با فعالیت‌های خود از برخی از مدارس بزرگ پاکستان هم جلوتر است. این‌جا کارهایی شروع شده که در مدارس دینی پاکستان تصوّر آن هنوز پیدا نشده است. جذب فرهنگیان و دانشگاهیان و برگزاری همایش‌های دانشجویی، کاری که دارالعلوم زاهدان و مدیران آن خصوصاً شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید و قبل از ایشان حضرت مولانا عبدالعزیز ـ رحمه‌الله ـ انجام داده است، در نوع خود یک کار تاریخ‌ساز است، و من یقین دارم که کارهای این بزرگان نوید‌بخش یک آینده روشن است. کارهایی که در نتیجه آن این منطقه مرکز علوم و فنون قرار می‌گیرد همان‌طور که در مقطع خاصی از زمان، نیشابور، شیراز، ری، مرو و گرگان از مراکز علوم و فنون این سرزمین بودند.»

امروز که دکتر غازی بدرود حیات گفته است بازهم دارالعلوم زاهدان یاد او را گرامی می‎دارد و این نشست جهت بررسی زوایای مختلف شخصیت، افکار، آثار و خدمات او برگزار می‎گردد امید است که مورد قبولیت درگاه ایزدی قرار گرفته و به همه دوستداران آن اندیشمند فقید نفع برساند.

درباره ی عبدالناصر امینی

• معاون اداری، فرهنگی و استاد دارالعلوم کابل. • از ولایت غور افغانستان. • متولد ۱۳۶۴هـ.ش. زاهدان (ایام هجرت). • حافظ قرآن کریم و فارغ التحصیل دارالعلوم زاهدان . • لیسانس شرعیات.

همچنین ببینید

بیت المقدس فروشی نیست

نویسنده: عبدالحق حبیبی صالحی اظهار اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر اینکه بیت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *