خانه / فرهنگ و جامعه / معامله ای به نام رشته پزشکی!

معامله ای به نام رشته پزشکی!

نویسنده: کتایون محمودی

اوضاع اسفبار وضعیت شغلی جوانان در کشورمان ،به حد اعلام وضع بحران رسیده است!

بیکاری بیشتر دانش آموختگان علوم انسانی و بلاتکلیفی آنان ، تصویری نیست که ماست مالی شود و پنهانش کرد.

سال هاست که خانواده ها با دریافت این موضوع ، دیگر تمایلی به تحصیل فرزندانشان در رشته های انسانی ندارند و عملا دفتر گروه های این رشته، مدت هاست که تخته شده و دیگر نام و نشانی از آن ها در میان نیست!

نگرانی آن ها، قابل توجیه است .

وقتی سهمیه های غیر متعارف ، جا را برای حضور در دانشگاه های دولتی ، برای همه به شکل یکسان و بی تبعیض تنگ کرده ، قبول هزینه ی سنگین تحصیل و جوانب آن باید در کانال و رشته ای باشد که فردایش روشن و آینده ای موجه داشته باشد.

رشته های علوم انسانی ، غیر از حقوق که آن هم به حد اشباع رسیده ، بقیه بی مشتری و طالب هستند.

خلا و چاله ای که عدم اقبال به علوم انسانی ایجاد کرده ، با تمام عمقش ، هنوز چنانی که باید آنالیز نشده ، گرچه صداهایی بی پشتیبان ، از این بی توجهی به گوش می رسد.

عدم توازن و رشد موضعی و سرطانی و اهمیت بیش از حد به رشته های پزشکی و بی اعتنایی به رشته های علوم انسانی ؛ معلول همان برنامه ریزی های غلط و پذیرش دانشجو در رشته های بی کارایی است که برابر پذیرش آن ، بستر اشتغال ایجاد نشده است.

دانشجوی ارشد و حتی دکترای، رشته هایی مانند: ادبیات و علوم اجتماعی و همسایه های آن ، سال هاست که جذب بازار و حتی شغل های دولتی نشد و معلق میان فضایی است که نه هضمش می کندو نه برایش برنامه دارد .

روی آوردن خانواده ها با حمایت فرزندانشان ، از رشته ی پزشکی ؛ برای تامین آینده ای است که دیگر رشته ها ، خصوصا رشته های علوم انسانی ، آن را برآورده نمی کند.

وقتی خانواده ای با درآمد متوسط می پذیرد که هفت سال، هزینه های سنگین رشته ی پزشکی را قبول کند؛ یعنی:به این نتیجه رسیده که هفت سال خرج کن و هفتاد سال بخور!

نمی خواهم زحمت پزشکان و ارزش کارو تلاششان را تقلیل بدهم ، ولی سال هاست که جوری معامله گونه به این رشته ، نگاه می شود.

جامعه ی مریض با مصرف مواد غذایی غیر ارگانیگ و آغشته به پالم و آرسنیک ، به پزشکان زیادی محتاج است ، با تخصص هایی معادل این همه ماده ی شیمیایی که به شکل اپیدمی ، جامعه را تهدید می کند، ولی این تنها بدن نیست که باید حواسمان به سلامتش باشد ؛ روح نیز خوراک می خواهد …..

ذهن های خسته ی زندگی ماشینی و عصر تنهایی بشر ، به ادبیات و نویسنده هم احتیاج دارد …

محروم کردن جامعه از این ، در واقع نادیده گرفتن قسمتی از نیاز آنهاست که عمدا به غلط و با القای نادرست ، دست به حذفش
زده ایم .

تا دیر نشده ، باید به فکر چاره جویی باشیم وگرنه با اشباع رشته ی پزشکی ، حفره ی علوم انسانی را پیش رو خواهیم داشت که بی شک بیماری این قسمت ، هولناک تر از بخش های دیگر است ….

ما به ادیب، جامعه شناس ، فیلسوف و فقیه هم احتیاج داریم..

همه را فدای یکی نکنیم!

منبع: دانشنامه اسلامی تبیین

درباره ی کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

همچنین ببینید

او همیشه بر ضد فلسطین است!

نویسنده:  دکتر تیسیر رجب التمیمی ترجمه:  عبدالخالق احسان ایالات متحده آمریکا در شورای امنیّت‌ سازمان ملل متّحد، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *