خانه / دین و دعوت / معرّفی شیطان

معرّفی شیطان

نویسنده: مجدی الهلالی
ترجمه: مجتبی دوروزی

بعد از آنکه ابلیس فرمان سجده بر آدم (ع) را نپذیرفت، خداوند او را از رحمت خود محروم فرمود و دستور حبس ابد در آتش را برایش صادر نمود، ابلیس از خداوند درخواست مهلتی نمود قبل از آنکه حکمش اجرا شود… این مهلت مدّت زمانی است که آدم و فرزندانش بر روی زمین هستند:

(‏قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ‏*‏ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ‏*‏ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ) (ص: ۸۱-۷۹)

«‏گفت: پروردگارا!  (حال که چنین است) پس تا روزی مرا مهلت بده و ممیران که مردمان دوباره زنده می‌گردند (و رستاخیز شروع می‌شود)… ‏‏ فرمود: تو از مهلت داده‌شدگانی (و تا پایان جهان زنده می‌مانی)… ‏‏ تا روز زمان معیّن (که پایان عمر جهان و سرآغاز قیامت است)…»

آمدن ابلیس به زمین بدین‌خاطر بود که آدمیان را گمراه کند و آنان را به همراه خود به سوی آتش سوق دهد، هر فردی که به دنیا می‌آید مورد هدف ابلیس است.

(‏ قَالَ أَرَأَیْتَکَ هَذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ لأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إَلاَّ قَلِیلاً ‏) (اسرا: ۶۲)

«‏شیطان گفت: به من بگو که آیا این همان کسی است که او را بر من ترجیح و گرامی داشته‌ای‌؟!  (جای تعجّب است). اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری ، فرزندان او را همگی جز اندکی (با گمراهی) نابود می‌گردانم (و لگامِ وسوسه را به دهانشان می‌زنم و به جاده خطا و گناهشان می‌کشانم).»

دشمنت را بشناس:

بنابراین ابلیس دشمن ماست. او بود که سبب اخراج پدر و مادرمان از بهشت شد، تلاش می‌کند تا ما نیز به بهشت بازنگردیم بلکه همراه او به سوی جهنّم رویم… شیاطین (انس و جن) نیز یاران و دوستان اویند، از دستوراتش اطاعت می‌کنند و نقشه‌هایش را اجرا می‌نمایند. هر روزی که خورشید طلوع می‌کند این دشمن دام‌های جدیدی می‌گستراند و برای جلوگیری از وارد شدن به راه خداوند تلاش‌ها می‌نماید.

در مورد هر بنده‌ای از نقطه ضعف‌ مخصوص آن فرد وارد می‌شود، این یکی را از راه‌های علاقه به زنان گول می‌زند، آن دیگری را از راه عشق به ثروت‌اندوزی، این یکی را از طریق تدارک بسیار خوردنی‌ها، آن دیگری سوءظن به دیگران، این یکی را از راه بدعت، آن دیگری با ترک واجبات و انجام سنّت‌ها.

مهم آن است که شیطان نمی‌خواهد در این نبرد بازنده و دست خالی بماند کاری بس خطرناک است که با دشمنی تعامل و همکاری داشته باشیم که درونش پُر است از کینه و حسد و تنفّر نسبت به ما، کمتر چیزی که از ما، او را راضی می‌نماید ورودمان به آتش جهنّم است… او ما را می‌بیند در حالی که ما اورا نمی‌بینیم… ما از او غافلیم او از ما غافل نیست… از آن‌چه محبوبمان است به درونمان نفوذ می‌کند… بنابراین چه باید کرد؟ راه جنگیدن با او چگونه است؟ چگونه باید خود را مصون داشت؟!… این قرآن است که پیش روی ماست، او پیوسته ما را از خطرات و دشمنی‌های ریشه‌دار شیطان نسبت به آدمیان هشدار و انذار می‌دهد.

خداوند می‌فرماید: (‏إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ) (فاطر: ۶)

«‏بی‌گمان اهریمن دشمن شما است، پس شما هم او را دشمن بدانید (و از مکر و کید او یک لحظه غافل نمانید و از وسوسه‌های او پیروی نکنید). او پیروان خود را فرا می‌خواند تا از ساکنان آتش سوزان جهنّم شوند.»

قرآن پیوسته برخوردهای گذشته شیطان با آدمی و این‌که چگونه توانسته بسیاری از آن‌ها را گمراه کند، به ما یادآوری می‌کند.

خدا می‌فرماید: (‏ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ‏*‏ وَأَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ ‏*‏ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنکُمْ جِبِلّاً کَثِیراً أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ) (یس: ۶۲-۶۰)

«‏ای آدمیزادگان! مگر من به شما سفارش ننمودم و امر نکردم که اهریمن را پرستش نکنید، چرا که او دشمن آشکار شما است‌؟…‏ و (آیا به شما دستور ندادم) این که مرا بپرستید و بس که راه راست همین است… ‏ اهریمن گروههای فراوانی از شما انسانها را گمراه کرده است. آیا (تاریخ جبّاران گمراه پیشین را خواندید، و آثار سرنوشت گول خوردگان ابلیس را دیدید و) نیندیشیدید؟…»

قرآن به همه‌ی این‌ها اکتفا نمی‌کند بلکه به خواننده قرآن راه‌های نفوذ شیطان و چگونگی دوری و مراقبت خود  از آن‌ها را نشان می‌دهد به عنوان مثال: (‏ وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) (فصلت: ۳۶)

«‏ هرگاه وسوسه‌ای از شیطان (در این مسیر) متوجّه تو گردید (به هوش باش و در مقابل آن مقاومت کن و) خود را به خداوند بسپار (و به سایه لطف او پناه بر) که او بس شنوا و آگاه است (و تو را می‌پاید و محافظت می‌نماید.)…»

نمونه‌ای دیگر: (‏وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّاً مُّبِیناً‏) (اسرا: ۵۳)

«‏(ای پیغمبر!) به بندگانم بگو: سخنی (در گفتار و نوشتار خود) بگویند که زیباترین (و نیکوترین سخنها) باشد. چرا که اهریمن (به وسیله سخنهای زشت و ناشیرین) در میان ایشان فساد و تباهی به راه می‌اندازد، و بی‌گمان اهریمن (از دیر باز) دشمن آشکار انسان بوده است (و پیوسته درصدد برآمده تا آتش جنگ را با افروزینه وسوسه شعله‌ور سازد)…»

منبع: اصلاح وب

درباره ی مجتبی دوروزی

همچنین ببینید

تأمین آزادی دینی یا تحمیل دین؟!

نویسنده: جلیل بهرامی نیا جمع بندی احکام و اهداف جهاد در اسلام در اسلام و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *