خانه / یادداشت / ناامیدی، حاصل بی تدبیری دولت امید!

ناامیدی، حاصل بی تدبیری دولت امید!

نویسنده: کتایون محمودی

چه زود مردم را از خودتان ناامید کردید!

چه زود هشتک راه انداختند که پشیمانند! یعنی : این قدر زود کاسه صبرشان پر شد ؟ یعنی : باورکنیم که ناامید و مایوسند؟

آقای روحانی ،‌بی آنکه ماسک به صورت بزنم ، یا از صنعات ادبی استفاده کنم که ناراحت نشوید و در لفافه سخنم را خدمتت برسانم ، می گویم : سبب این نا امیدی ، این سرخوردگی و یاس ، شمایید!

به وعده هایتان عمل نکردید …

صدای مردم را نشنیدی ، یا شنیدی و عمدا پنبه در گوش کردید …

اوضاع اقتصادشان ، مسکن و کارشان ، نه تنها خوب نشد که تغییر کرد و تغییری منفی و چند پله ، پایین افتادن !

فرار نخبگان را سرعت بخشیدید …

زنان را با تمام توانایی شان ، در کابینه جا ندادی ، اهل سنت را اصلا به حساب نیاوردی ….

کلیدت به هیچ قفلی نخورد ، امیدت فصل ناامیدی بود …..

برای بخش فرهنگ چه کردید ؛ نه این که با عدم حمایت از نو یسندگان ، زمین گیرش کردی !

برای صنعت وتولید چه کردید ؛ نه این که پراید قاتل اول جاده هاست و آمار کشته گان جاده ای با این داعش مجوز دار، اولین نرخ مرگ ومیر در کشور است !

گفتید : همه را با استعدادشان می بینید ، تبعیض را می سوزانید ، اما نه این که شایستگان نخبه ی اهل سنت را نامحرمان کابینه دانستید !

فرمودید : ملاک برتری فکری است و نه رابطه ، مگر نه این که غیر از بند ( پ) و پارتی ، نمی شود کاری را در فرایند قانونی اش ، انجام داد!

در شعارها و لابلای وعده های انتخاباتی و در گرماگرم آن روزهای هیجانی ، نطق های غرا می گفتید : از روزهای روشن پیش رو ….

ولی آیا روزها به آن روشنی که گفتید هست ؟

راستش اگر نمی دانید که من بعنوان یک چشم و گوش جامعه بگویم که : هیچ چیز نه آنی هست که شما وعده دادید !

موج بلند ناامیدی که از عملکرد دولت امید ، سرزمین مارا در نوردیده ، بزودی اپیدمی بی اعتنایی ، حتی به شما را راه خواهد انداخت که بازهم شما عاملش هستید ….

زمانی در وال استریت آمریکا ، به حاکمیت یک درصدی ها طعنه می زدیم ، حالا انصافا چند درصدی های خودمان را باید قایم کنیم ؟

این بی اعتمادی را کی و چگونه می خواهید ترمیم کنید ، وقتی هنوز به هیچ یک از وعده هایتان عمل نکرده اید ؟

فقر ، بیداد می کند ….اصلا توقع نداریم مهارش کنید ، اقتصاد بیمار ما ، کارش از کلید شما گذشته ، تومورش بدخیم است ، شیمی درمانی هم ، کچل ترش می کند …

جوانان را آب برده ……بازهم کارشما نیست ، از سکته ی این تابلوهای دق( مدرک های )بدردنخورشان ، فراری اند…

شما هم فقط دنبال این برجام بد فرجام باشید که زود به زود پتکش کرده اید که ما درستش کرده ایم ، وگرنه جنگ حلقوم کشور را
می درید !

خیال کرده اید ملت ، سرش را زیر برف کرده ، یا همه را هالو فرض کرده اید ، به میمنت این فضای مجازی ، همه می دانند چه خبر است ، الاشما !!!

حقوق بازنشستگی ، قراردادهای آبکی ، نظام اداری خراب و بوروکراسی ناتمام ، محیط زیست به نفس افتاده ، وضع خراب تبعیض و استخدامی ، مدرک های نامرتبط و بی پشتوانه ی کاری ، انبوه دانشگاه ها ی بی خاصیت …..بازهم بگویم ؟

کجای این بیت و غزلید آقای روحانی ؟

خوشحالم که رای ندادم ….

و خوشحالم آنانی که به شما هم رای دادند ؛ پشیمانند!

درباره ی کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

همچنین ببینید

داستان ما و درخت

نویسنده: سرگل رستمی نفس می‌خواهیم، همان که نشانه‌ی زنده بودن ماست، همان که عزیزترین‌هایمان را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *