خانه / یادداشت / و از این بدتر چه خواهد بود؟!!

و از این بدتر چه خواهد بود؟!!

نویسنده: عبدالناصر امینی

هرج و مرج‎های بی‎سابقه، قتل و کشتار و ناامنی‎های بی‎حد و حصر، قانون شکنی‎ها و فساد گسترده، پررنگ‎شدن صفوف مخالفین نظام و اظهار وجود گروه‎های مختلف علیه حکومت، فریادهای دادخواهانۀ مردم مظلوم این وطن، تنش‎ها و نزاع‎های قومی و لسانی، مدیران و مسئولین بی‎کفایت، آشوب و بلوای هر روزۀ خانۀ ملت (پارلمان) و شاخ و شانه کشیدن‎های زرگری سران حکومت، همه و همه بیانگر آینده‎ای سیاه و روزهای تلخ آتی برای ملت مظلوم و بی‎پناه افغانستان است. امروز حکومت بر گُردۀ مردم سوار است و بجای خدمت‎رسانی و زمینه‎سازیِ زندگی باعزت و مرفه برای مردم، هر روز مشکل جدیدی پیش پای مردم می‎اندازد و امیدها را به یأس و ناامیدی تبدیل می‎کند.

چند مدت است از خود می‎پرسم که شرایطِ از این بدتر چه خواهد بود؟ از احوال فعلی ما، حالت بدتری هم وجود دارد؟ ما به کدام سو روان هستیم؟ چه کسی مقصر است؟ چه کسی نمی‎گذارد که این وطن آزاد و آباد باشد؟ این وضعیت اسف‎بار میراث کدام عمل شوم است که چنین حلقوم ما را به کام مرگ می‎کشاند؟ نسل تولد‎یافتۀ جنگ، امروز چهل ساله و پنجاه ساله شده‎اند، کَی این بلای جان، دست از سر ما برمی‎دارد؟

هر لحظه این سوالات را من و جوانان هم سن و سال من از خود و از دیگران می‎پرسیم، اما جواب همان پادزهری است که یافتن آن معمای زندگی قریب به چهل میلیون مردم خسته و آشفتۀ این وطن است.

کیست که نمی‎گذارد من و تو ما شویم؟ خانه‎اش ویران باد! کیست که تنوع نژاد و زبان‎‎ را که یک فرصت است به چالش حل‎ناشدنی و مصیبت تبدیل می‎کند؟ خانه‎اش ویران باد!

کمی به خود آییم، این ره که می‎رویم به کدام سو ما را می‎کشاند؟! چه آینده‎‎ای برای این کشور و نسل جدید آن متصور است؟ آیا تباهی و سیه‎روزی بس نیست؟! چه شده که تیشه بر ریشۀ خود می‎زنیم؟!

هر بار که تصمیم می‎گیرم سرمقالۀ دوهفته‎نامه را بنویسم، با خود می‎گویم که این بار به نقطه‎ای مثبت روی می‎آورم و کمی مطالب امیدوار کننده می‎نویسم؛ اما چون قلم را به دست می‎گیرم، صحنه‎های تاریک و واقعیت‎های اسف‎بار وطن که هر روز تکرار می‎شود و سیاهی‎اش پررنگ‎تر می‎گردد، دل و دماغم را می‎سوزاند و وادارم می‎کند تا رقیمه را به فریاد و ضجه‎های مظلومین اختصاص دهم تا شاید قلبی بتپد، جنبنده‎ای به تکان آید و روزنۀ امیدی یافته شود و قدمی به سوی اصلاح و به‎روزی برداشته شود. یقیناً که این مردم مستحق این همه مظالم و بدبختی‎ها نیستند و لیاقت زندگی با عزت، مستقل و آسوده را دارند و همه برای تحقق این آرزو باید قدم‎های جدّی و عملی بردارند و هیچ‎کس از این ضرورت مستثنا نیست.

هر راه ممکن برای بیرون‎رفت از این وضعیت را باید جستجو کنیم و از هر فرصتی که می‎تواند گره کوری را بگشاید، باید به نحو احسن استفاده کرده و نگذاریم از دست برود؛ حال اگر این خواسته و مطلوب از راه «لویه جرگه» و ارادۀ ملی مردم میسر می‎شود، باید به نمایندگان واقعی مردم فرصت داده شود تا صدای خود را بلند کنند و برای راه حل بحران فعلی تصمیمی قاطع بگیرند و کار را یک‎طرفه کنند. البته باید جرگه‎ای دایر شود که ممثل واقعی مردم باشد و به هر کس و ناکس فراخوان داده نشود.

کمی از خودخواهی دست برداریم و بگذاریم که مردم خود بر سرنوشت و آتی خود تصمیم بگیرند و خیر و شر خود را تعیین کنند.
تجربۀ این دو سه دهه نشان داده است که هر عقل کل که ادعای حل مشکلات را کرده است، به زمین خورده و کشور را با بحران ها و چالش های بیشتری روبرو ساخته است.

بناءً زمان آن رسیده که مردم خود دست به کار شوند و روندِ تغییر و اصلاح را به پیش گیرند.

منبع: دو هفته نامه دنیای جوان

درباره ی عبدالناصر امینی

• معاون اداری، فرهنگی و استاد دارالعلوم کابل. • از ولایت غور افغانستان. • متولد ۱۳۶۴هـ.ش. زاهدان (ایام هجرت). • حافظ قرآن کریم و فارغ التحصیل دارالعلوم زاهدان . • لیسانس شرعیات.

همچنین ببینید

داستان ما و درخت

نویسنده: سرگل رستمی نفس می‌خواهیم، همان که نشانه‌ی زنده بودن ماست، همان که عزیزترین‌هایمان را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *