خانه / فرهنگ و جامعه / پدیده‌ی سرقت علمی و پیامدهای آن

پدیده‌ی سرقت علمی و پیامدهای آن

نویسنده: ولی الله رفیعی

از بی‌پروایی افراد تازه کار در ثبت کارهای علمی و ادبی دیگران به نام خود، چه بسا مانند بسیاری از وجدان‌های متعهد آزرده و دردمند می‌شوم و ساعت‌ها به فکر فرو می‌روم…

پیش از آن‌که گام در دنیای مجازی بنهم، دیده بودم بسیاری از افراد کارکشته را که برای کسب نامی یا رسیدن به نوایی و احرازِ پست و جایگاهی، چگونه فراورده‌های ذهنی و پژوهش‌های دیگران را غصب می‌کنند و با ظرافت و تردستی ماهرانه‌ایی می‌آرایند و به قله‌های رفیعی از تکامل می‌رسانندش که فقط اهل فن با شناختِ نزدیک، توان تشخیص آن را دارند…

اما آن‌گاه که با تشویق برخی از اساتید و دوستان خیرخواه، قدم در فضای ناپیدای مجاز گذاشتم از پدیده‌ی سرقت‌های علمی و ادبی، شوکه شدم!

بار خدایا!

این نویسندگان پر طمطراقِ امروز، همان همکلاسی‌ها و شاگردان دیروز هستند که اگر با آنان به حرف می‌شدم  از گفتن حتىٰ یک جملهٔ مرتب عاجز بودند، امروز اما این چنین اوج گرفته‌اند و راه هزار ساله را یک شبه پیموده‌اند؟

پروردگارا! بی‌شک انجامِ هیچ کاری بر تو دشوار نیست.

از عروج‌شان خرسند بودم برای استواری گام‌هایشان از صمیم دل دعا می‌کردم. خود را سرزنش می‌کردم و به تلخی روزگار به سر می‌کردم آن‌گاه که خویشتن خویش را همگام با آن عروجی‌ها نمی‌دیدم…

اما وقتی تشت رسوایی‌شان از بام افتاد و چهره‌ی این عروسِ زشتی که خود را با دیبای مُعْلَم، آراسته بود نمایان گشت، بسی پریشان شدم…

پریشانی‌ام اما بدان جهت بود که از پیامدهای ویران‌گر این پدیده آگاه بودم – و آگاهی مصیبتی بس بزرگ است و بسان خوره به وجدان آدمی می‌افتد و تا زمانی‌که یافته‌هایش را به دیگران ندهد، آرام نمی‌گیرد و کاش این پردازش‌ها خیرخوانه باشد!-.

آری این موضوع نیاز به بحث مفصل جداگانه دارد و در این‌جا بنده فقط – آن هم از باب خیرخواهی و رفاقت – به ذکر مواردی که تبعات ویران‌گر آن قبل از هر کس دامن‌گیرِ دانشِ عاملانِ سرقت و تقلب در کارهای پژوهشی و ادبی دیگران می‌شود، بسنده می‌کنم:

رسول خدا صلی الله علیه وعلیٰ آله وسلم [در حدیث صحیحی] می‌فرماید: «مَنْ ادَّعَىٰ مَا لَیسَ لَهُ فَلَیسَ مِنَّا وَلْیتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ» [ابن ماجه: ۲۳۱۹]؛ «اگر کسی آن‌چه را که از او نیست به خود منتسب کند از ما نیست  و باید نشیمنگاهش را در آتش آماده کند.»

 و نیز اﻣﺎﻡ ﺳﻔﻴﺎﻥ ثوری ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ می‌گوید: «ﺇﻥ ﻧﺴﺒﺔ ﺍﻟﻔﺎﺋﺪﺓ ﺇﻟﻰٰ ﻣﻔﻴﺪﻫﺎ ﻣﻦ ﺍﻟﺼﺪﻕ ﻓﻲ ﺍﻟﻌﻠﻢ ﻭﺷﻜﺮﻩ، ﻭﺇﻥ ﺍﻟﺴﻜﻮﺕ ﻋﻦ ﺫﻟﻚ ﻣﻦ ﺍﻟﻜﺬﺏ ﻓﻲ ﺍﻟﻌﻠﻢ ﻭﻛﻔﺮﻩ» [نک: مواهب الجلیل، اثر ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺧﻄﺎﺏ ج۴، ص۱]؛ نسبت دادن یافته‌ها به صاحبانش نشانه‌ی صداقت علمی و سپاس از مقام بلندِ دانش است و سکوت کردن از آن (نسبتِ فایده به صاحبش)،  دروغی علمی محسوب می‌شود و ناسپاسی به جایگاه  پر ارزش دانش است.

چه زیباست سخن امام نووی ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﻰٰ که در این‌باره می‌فرماید: «ﻭَﻣِﻦَ ﺍﻟﻨﺼﻴﺤﺔِ ﺃﻥ ﺗﻀﺎﻑَ ﺍﻟﻔﺎﺋﺪﺓُ ﺍﻟﺘﻲ ﺗُﺴﺘﻐﺮﺏُ ﺇﻟﻰٰ ﻗﺎﺋﻠﻬﺎ، ﻓﻤﻦ ﻓﻌﻞ ﺫﻟﻚ ﺑُﻮﺭﻙ ﻓﻲ ﻋﻠﻤﻪ ﻭﺣﺎﻟﻪ ﻭﻣﻦ ﺃَﻭﻫﻢَ ﻓﻴﻤﺎ ﻳﺄﺧﺬﻩ ﻣﻦ ﻛﻼﻡ ﻏﻴﺮِﻩِ ﺃﻧﻪ ﻟﻪ ﻓﻬﻮ ﺟﺪﻳﺮٌ ﺃﻥ ﻻ ﻳﻨﺘﻔِﻊ ﺑﻌﻠﻤﻪ ﻭﻻ ﻳُﺒَﺎﺭﻙ ﻟﻪ ﻓﻲ ﺣﺎﻝٍ ﻭﻟﻢ ﻳﺰﻝ ﺃﻫﻞ ﺍﻟﻌﻠﻢ ﻭﺍﻟﻔﻀﻞ ﻋﻠﻰٰ ﺇﺿﺎﻓﺔ ﺍﻟﻔﻮﺍﺋﺪ ﺇﻟﻰٰ ﻗﺎﺋﻠﻬﺎ، ﻧﺴﺄﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺘﻮﻓﻴﻖ ﻟﺬﻟﻚ ﺩﺍﺋﻤﺎً» [نک: ﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﻟﻌﺎﺭﻓﻴﻦ، ﺹ۹]؛ و از نصیحت/خیرخواهی [در دین] است  نسبت‌دادن فایده‌‌‌ایی که گوینده‌اش برای خوانندگان، بیگانه‌ است به صاحبش؛ هر کس چنین کند در دانش و همه حالش خیر و برکت عطا می‌شود.

و هرکس در کلامی که از دیگران می‌گیرد، چنان وَهْم اندازد که گویی آن سخن فراوردهٔ  ذهن  خودش است، پس او لایق آن است که از علمش به کسی بهره‌ و نفعی نرسد و در همه حال خیر و برکت نبیند/سلب توفیق شود.

و همیشه اهل دانش و فضل بهره‌های علمی را به گویندگانشان ارجاع می‌داده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که در این باب توفیق را بدرقه‌ی قلم‌ها و زبان‌هایمان کند.

و باز پیامبر اکرم صلی الله علیه وعلیٰ آله وسلم می‌فرماید: «الْمُتَشَبِّعُ بِمٰا لَمْ‌یُعْطَ کَلٰابِسِ ثَوْبَیْ زُوْرٍ»؛ کسی که به غیر از آن‌چه که به او داده شود، خود را سیر جلوه دهد، همچون بر تن کنندهٔ دو لباسِ تزویر (دروغ و ریا) است.

امام نووی رحمه الله در توضیح و شرحِ واژه‌ی «الْمُتَشَبِّعُ» می‌نویسد: «مُتَشَبِّعُ» کسی است که خود را سیر می‌نمایاند، در حالی که سیر نیست و معنایش در این‌جا آن است که بنمایاند که برایش فضیلتی [علمی، ادبی یا پژوهشی و…] حاصل شده است، در حالی که چنان نیست‌.

و «لٰابِسِ ثَوْبَیْ زُوْرٍ»؛ یعنی صاحب تزویر و او کسی است که بر مردم تزویر می‌کند به این‌که خود را به شکل پارسایان، عالمان، ثروتمندان [نویسندگان و شاعران]، بیاراید تا مردم را بدان وسیله بفریبد در حالی که بدان صفات متصف نیست‌. [نک ریاض الصالحین، مترجم مسعود انصاری، نشر احسان‌، چاپ دوم: ۹۳هـ‌ش]

جای بسی تأمل است که با وجود چنین وعیدهای سختی باز هم هستند کسانی که به دنبال زاغ نفس می‌پرند و همه جا به ندای نفس بهیمی لبیک می‌گویند و به آن‌چه کرده‌اند شاد می‌شوند و دوست دارند به آن‌چه نکرده‌اند ستوده شوند، در حالی که خداوند درباره‌ی‌ افرادی که دارای صفات پیش‌گفته باشند، می‌فرماید: ﴿فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَهٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ﴾ [آل عمران: ۱۸۸]؛ «آنان را رسته از عذاب خداوند مپندار و آنان عذابی دردناک [در پیش] دارند.»

به همین دلیل هر کس دوست دارد به مقامی که می‌خواهد برسد، باید دلش را خون کند و بداند که هر کاری که به نظر ناممکن می‌نماید، با برنامه‌ریزی هدفمند، تلاش مستمر، همت بلند و دعای پرسوز، ممکن می‌شود، چنان‌که گفته‌اند:

زکوشش به هر چیز خواهی رسی /∗/ به هر چیز خواهی کما هی رسی

و نیز «بیدل» شاعر پارسی گوی مسلمان در دیوانش می‌سراید:

گر دلی داری تو هم خون ساز و صاحب نشئه باش  /∗/ مَـــیْ شـــدن مخصــوص نبــود دانــه‌ی انگــــــور را

همان‌طور که مَی/ شراب‌شدن خاصه‌ی دانه‌ی انگور نیست، بلْ هر میوه‌ایی را چنین خاصیتی است، هر فردی هم می‌تواند با همتی بلند سنگ‌های راه را آب کند و از پست و بلندِ جاده‌ها بگذرد و به سر منزل مقصود برسد.

و این بر خداوند دشوار نیست!

به امید فردایی بهتر …

درباره ی ولی الله رفیعی

* مدرس دارالعلوم فاروقیه گالیکش استان گلستان * نویسنده * مترجم

همچنین ببینید

او همیشه بر ضد فلسطین است!

نویسنده:  دکتر تیسیر رجب التمیمی ترجمه:  عبدالخالق احسان ایالات متحده آمریکا در شورای امنیّت‌ سازمان ملل متّحد، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *