خانه / فرهنگ و جامعه / پرسیدن مهمتر از پاسخ‌ دادن است

پرسیدن مهمتر از پاسخ‌ دادن است

نویسنده: صدیق قطبی

طالب حقیقت توانایی پرسشگری را همواره در خود زنده نگه می‌دارد. وقتی کودک هستیم ذهنمان پرنشاط است و دربرابر پاسخ‌ها به‌راحتی تسلیم نمی‌شود. می‌پرسد و از پرسیدن خسته نمی‌شود. یکی از روحیه‌های کودکانه پرسش‌گری بی‌انتها است و به‌همین‌سبب است که گفته‌اند روحیه‌ی کودکی را باید در خود زنده نگاه داریم. کارل یاسپرس می‌گوید:

«شگفت‌انگیزترین نشانه‌ی گرایش ذاتی انسان را به فلسفه باید در پرسش‌هایی جُست که کودکان مطرح می‌سازند. شنیدنِ کلامی که کودکان بر زبان می‌آورند و به ژرف‌ترین نقطه‌های فلسفه اشاره می‌کند، به هیچ روی غیر عادی نیست… کودکان استعدادهایی دارند که هر چه بزرگتر می‌شوند، آن‌ها را بیشتر از دست می‌دهند. چنین می‌نماید که ما آدمیان، همراه با پایان کودکیِ خود، وارد زندانی از آیین‌های قراردادی، عقاید، پنهان‌کاری‌ها و پذیرش‌های پرسش‌ناپذیر می‌شویم و صفا و رک‌گویی کودکی را از دست می‌دهیم… در این مَثَل که «حرف راست را از بچه و دیوانه بشنو» حقیقتی ژرف نهفته است.»(کوره‌راه خرد؛ درآمدی به فلسفه؛ کارل یاسپرس، ترجمه مهبد ایرانی‌طلب)

نقطه‌ی عزیمت تفکر راستین از پرسش‌های دقیق و حساب‌شده است. البته نه پرسیدن به جهت مخالف‌نمایی و خود را متفاوت عرضه‌کردن یا صِرفاً بازیگوشی ذهنی از سرِ‌ سیری و بیکاری؛ بلکه پرسش به‌منظور بازسنجی باورها و عقایدمان و تمیزدادن صواب از ناصواب. آدم‌های حقیقت‌طلب زود به هر پاسخی تسلیم نمی‌شوند و باور دارند که «پرسیدن مهم‌تر از پاسخ‌‌دادن است». هایدگر جمله‌ی مشهور و مهمی دراین‌زمینه دارد: «پرسش پارسایی اندیشه است». اگر تقوایی در اندیشه‌ورزی باشد، پرسش‌گری است. یوستین گوردر در فرازی از یک داستان اشاره‌ی تأمل‌انگیزی دراین‌باره می‌کند:

«پرسیدم: چرا تعظیم می‌کنی؟
گفت: ما توی سیاره‌مان، همیشه وقتی کسی سؤال هوشمندانه‌ای بکند، تعظیم می‌کنیم.
گفتم: پس وقتی می‌خواهید به کسی احترام بگذارید، چه کار می‌کنید؟
او گفت: سعی می‌کنیم سؤالی هوشمندانه مطرح کنیم.
چرا؟
او گفت: «ببین! برای پاسخ که تعظیم نمی‌کنند. هیچ جوابی آن قدر صحیح نیست که شایسته‌ی تعظیم باشد.» و بعد ادامه داد: «کسی که تعظیم می‌کند، خم می‌شود. تو نباید در مقابل یک پاسخ خم شوی.»
پرسیدم: «چرا نه؟»
چون پاسخ فقط بخشی از راه است که پشت سر گذاشته شده، این «سؤال» است که همیشه به پیش رو اشاره دارد.»(سلام! کسی اینجا نیست؟، ترجمه‌ی مهرداد بازیاری، ‌نشر هرمس)

سقراط در تمثیلی، نقش پرسش‌گری خود را چنین بازگو می‌کند:

«در این جا شاید این قیاس به نظرتان مضحک بیاید، اما مانند اسب مسابقه‌ی قوی و نیرومندی است که به سبب فربه شدن، تنبل شده و نیاز به مهمیز دارد تا حسابی به هیجان بیاید و تحریک شود. اگر این‌طور نگاه کنیم به نظر می‌رسد خداوند مرا برگزیده تا شما را به هیجان بیاورم. و تحریک کنم و هر یک از شما را بدون وقفه، همیشه و در هر کجا که باشید مواخذه کنم.»(محاکمه‌ی سقراط، ترجمه لیلی گلستان، نشر مرکز)

پرسش‌گری مداوم او، نقش مهمیزی برای چابک‌کردن اندیشه‌ورزی مخاطبان داشت. مهمیزی که سواران بر دو پهلوی اسب می‌فشارند تا تندتر برود.

منبع: عقل آبی

درباره ی صدیق قطبی

همچنین ببینید

داشتن مسجد، حق مسلم اهل سنت در پایتخت !

نویسنده: کتایون محمودی دو روز  از عید فطر گذشته و فضای مجازی هنوز پر از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *