خانه / مقالات / فقه و احکام / کرامت انسان و حرمت قتل نفس از دیدگاه اسلام

کرامت انسان و حرمت قتل نفس از دیدگاه اسلام

نویسنده: محمدقاسم قاسمی

خداوند متعال با دست خود انسان را آفرید و با قدرت خود او را عقل و فکر داد و به او شنوایی و بینایی بخشید. با توجه به دقت و ظرافتی که در آفرینش انسان به کار رفته، هیچ مخلوقی با وی برابری نمی‌کند. خداوند متعال در چند جای قرآن مجید داستان چگونگی خلقت انسان و مراحل متعدد آفرینش او را به تفصیل بیان کرده و او را أشرف مخلوقات قرار داده است. به آیات ذیل دقت نمایید:

۱ـ «خلق الانسان من صلصال کالفخار و خلق الجآن من مارج من نار»[رحمن: ۱۴]؛ خداوند انسان را از گل خشکیده‌ای همچون سفال آفریده است، و جن را از زبانه شعله‌ور آتش خلق نموده است.

۲ـ «و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین»[مؤمنون: ۱۲]؛ و همانا انسان را از گل خالص آفریدیم.

۳ـ «و انا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبتلیه فجعلناه سمعیاً بصیراً»[انسان: ۲۶]؛ ما انسان را از نطفه آمیخته آفریده‌ایم، و چون او را می‌آزماییم، وی را شنوا و بینا کرده‌ایم.

۴ـ «و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن أقرب الیه من حبل الورید»[ق: ۱۶]؛ ما انسان را آفریده‌ایم و می‌دانیم که بر خاطرش چه می‌گذرد و ما از شاهرگ گردن به او نزدیکتریم.

۵ـ «و اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من صلصال من حماً مسنون فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین فسجد الملائکه کلهم أجمعون»[حجر: ۳۰ـ ۲۸]؛ یاد کن آن زمان را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من از گل سیاه شده متغیری انسان را می‌آفرینم، پس هرگاه که او را آراسته و پیراسته کردم و از روح خود در او دمیدم (برای احترام و گرامیداشت) در برابرش به سجده افتید؛ فرشتگان همه جملگی سجده کردند.

۶ـ «و لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم»[تین: ۴]؛ ما انسان را (از نظر جسم و روح) در بهترین قالب و زیباترین سیما آفریده‌ایم.

۷ـ «الذی أحسن کل شیء خلقه و بدأ خلق الانسان من طین ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین ثم سوّاه و نفخ فیه من روحه و جعل لکم السمع و الابصار و الأفئده قلیلاً ما تشکرون»[سجده: ۹ـ۷]؛ (الله) ذاتی است که هرچه را آفرید، نیکو آفرید. و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، سپس خداوند نسل او را از عصاره آب ناچیزی آفرید آنگاه اندام‌های او را تکمیل و آراسته کرد و از روح خود در او دمید. و برای شما گوش‌ها و چشم‌ها و دلها آفرید، (اما) شما کمتر شکر او را بجای می‌آورید.

براستی که خلقت انسان، پیچیدگی و ظرافت‌های آفرینشی وی به قدری حیرت‌انگیز هستند که هیچ مخلوقی در آفرینش به انسان شباهت ندارد. بدون تردید وجود انسان شاهکاری از قدرت بی‌مانند الهی است. ارزش انسان به قدری است که الله تعالی تمام موجودات را برای خدمت به او آفریده است و پدیده‌های متعددی را به نفع او مسخر نموده است: «هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعاً»[بقره: ۲۹]؛ خداوند کسی است که همه موجودات و پدیده‌های روی زمین را برای شما آفرید.

ابرهای متراکم در آسمان، اقیانوس‌های بی‌‌‌کران در پهنه زمین، دریاهای متلاطم، رودخانه‌های روان، کشتزارهای سرسبز و با طراوت، حیوانات متعدد و گوناگون، بادهای مختلف، ستارگان و کواکب، همه و همه موظف و مامور به خدمت انسان هستند و انسان اشرف مخلوقات، مسجود فرشتگان و مخدوم تمام موجودات می‌باشد.

با توجه به ارزش و مقام آدمیت است که حق‌ تعالی فرشتگان را به خدمت انسان گماشته است؛ عده‌ای او را حفاظت و حراست می‌نمایند، عده‌ای برایش دعای خیر می‌کنند، عده‌ای اعمالش را می‌نویسند، عده‌ای همراه وی هستند. بعثت انبیا برای هدایت بشر نیز دلیل اهمیت و ارزش انسان در نزد آفریدگار است. بنا بر همین احترام و عزت انسانی است که خداوند متعال به هیچ کس حق نداده است نسبت به جان و مال فردی از افراد انسان بدون دستور الهی کوچکترین تعرضی روا دارد.

شما باغبانی زحمت‌کش را تصور کنید که در زمین خود باغی درست کرده، درختان و نهال‌هایی غرس نموده و گل‌های رنگارنگی  کاشته است؛ آیا باغبان می‌پسندد کسی بدون اجازه وی وارد باغ شده و گلها را پرپر کند، درختان را قطع نموده و باغ را تخریب نماید؟ هرگز!

آیا می‌دانید وقتی گیاه و درختی در باغ پژمرده و خشک می‌‌شود، یا کسی به سوی آنها سنگی پرتاب می‌کند، بر دل باغبان چه می‌گذرد؟

صنعت‌گری را تصور کنید، اگر کسی صنایع دستی‌اش را بشکند، چه عکس‌العملی از خود نشان خواهد داد؟ آیا یک کوزه‌گر اجازه می‌دهد کوزه‌‌هایش بدون دلیل شکسته شوند؟

پس پروردگار که انسان را با دست قدرت خود آفریده و به او مقام و جایگاه والایی بخشیده است چگونه می‌پسندد که این مخلوقش مورد اهانت قرار بگیرد و یا نابود گردد. از این جهت است که حق تعالی کشتن یک انسان را بدون مجوز شرعی همانند کشتن همه انسانها شمرده است.

شایان ذکر است که احترام به انسان و حرمت قتل نفس، از مسائلی است که همه شرایع آسمانی و قوانین بشری در مورد آن متفق‌اند و قتل نفس را یکی از بزرگترین گناهان و جنایات می‌شمارند. ولی دین اسلام به عنوان آخرین پیام‌آور عزت و امنیت، بیش از همه برای این مسئله اهمیت قایل شده است و برای قاتلان و اخلال‌گران امنیت و متعرضان به جان و مال بی‌گناهان، در دنیا و آخرت مجازات‌‌‌های سنگینی بیان نموده است.

از دیدگاه اسلام جان هر انسان، مسلمان باشد یا غیر مسلمان، محترم است و گرفتن جان فقط حق جان‌‌‌آفرین است و بس. بجز جان‌دهنده و جان‌آفرین کسی دیگر حق جان‌ستانی را ندارد. واقعاً چه قدر سنگین و غیرقابل تحمل است که یک انسان بی‌گناه که این همه مورد لطف و مهربانی خالقش است، توسط یک انسان دیگر با سنگدلی و قساوت در یک لحظه کشته شود و طعمه ظلم و جور گردد.

آیا قاتل سنگدل و بی‌رحم هیچ فکر کرده که مرتکب چه جنایتی شده و چه مخلوق با ارزشی را بدون اجازه صاحبش نابود نموده است؟

آیا قاتل ستمگر و جنایتکار می‌داند که چه شاهکاری از شاهکارهای قدرت الهی را تخریب نموده و چه گلی از گلستان انسانیت و چه نهالی از باغ بشریت را پر پر و ویران کرده است؟

قطعاً آفریدگار توانا از این قاتل سنگدل انتقام خون مقتول را خواهد گرفت. قتل هر انسان به هر حال جرمی سنگین و خطرناک است، اما قتل یک مسلمان با توجه به ایمان و اسلامش سنگین‌تر و خطرناک‌تر است. به همین دلیل مجازات آن بسیار سخت‌تر و هولناک‌تر است.

قتل نفس در پرتو آیات

آیه اول: «من یقتل مؤمناً متعمدا‌ً فجزاءه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعد له عذاباً عظیماً»[نساء: ۹۳]؛ هر کسی انسان مؤمن و مسلمانی را قصداً بکشد، جزایش دوزخ است، که  در آن همیشه خواهد بود، و الله بر او خشم گیرد و بر او لعنت کند، و عذابی بزرگ برایش آماده کرده است.

در این آیه الله تعالی پنج نوع مجازات را برای قاتل بیان کرده است: ۱ـ دوزخ، ۲ـ ماندگار شدن در دوزخ، ۳ـ خشم الهی، ۴ـ لعنت و نفرین، ۵ـ عذاب بزرگ.

اولین مجازات قاتل، دوزخ و دیگری ماندگاری در آن است. «خالداً فیها» به این دلیل بعد از ذکر «جهنم» آمده است که بسیاری‌ها گرفتار دوزخ می‌گردند، اما سرانجام بعد از مدتی کوتاه یا طولانی از آن خارج می‌شوند، ولی قاتل چنین نیست، بلکه باید همیشه در دوزخ باقی بماند.

سومین مجازات قاتل این است که خداوند متعال خشم خود را بر سر او نازل می‌کند، و او از لحظه ارتکاب قتل تا آخرین روز زندگیش مورد خشم و قهر الهی است. این خشم بعد از مرگ نیز دامنگیر او است.

چهارمین مجازات لعنت یعنی دوری از رحمت‌های حق تعالی و مهربانی‌های او است. علامه مفتی محمدشفیع عثمانی در تفسیر معارف‌القرآن در ذیل این آیه می‌نویسد: «لعنت عبارت است از دوری از رحمت حق تعالی و دچار شدن با رسوایی فراوان و ذلت بی‌پایان. و هر کسی لعنت خداوند بر او فرود آید، هرگز به قرب الهی نخواهد رسید و از هر خیر محروم خواهد گشت».

چنانکه در جایی دیگر درباره لعنت‌شدگان می‌فرماید: «و من یلعن الله فلن تجد له نصیراً»[نساء: ۵۲]؛ کسی که الله تعالی او را مورد لعنت قرار دهد، پس هرگز یار و مددکاری پیدا نخواهد کرد.

یعنی چنین شخصی همیشه و در هر زمینه ناموفق و محروم خواهد شد.

و پنجمین چیزی که خداوند متعال قاتل را به آن تهدید کرده است، عذاب بزرگ است. ورود به دوزخ خود یک عذاب دردناک است، اما بعضی از جنایتکاران علاوه بر ورود به آتش جهنم، به عذاب‌های دردناک دیگری نیز گرفتار خواهند شد. قاتل نیز این‌چنین خواهد بود؛ زیرا الله تعالی بیان فرموده است که برایش عذابی بسیار بزرگ آماده کرده است که از عذاب معمولی به‌ مراتب سخت‌تر و دردناک‌تر خواهد بود. “العیاذبالله”.

آیه دوم: «و لاتقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق ذلکم وصاکم به لعلکم تعقلون»[انعام: ۱۵۱]؛ و جانی را که خداوند (کشتنش را) حرام نموده است جز به حق نکشید، به این حکم کرده است شما را، باشد که خرد ورزید.

در این آیه هر نوع قتل جز آنکه حق بودنش با دلایل محکم شرعی ثابت شود، حرام و ممنوع قرار داده شده است. تفصیل این حکم در حدیث چنین آمده است: آن‌حضرت ‌صلی‌الله علیه ‌و ‌آله‌ و سلم فرمود: ریختن خون هیچ مسلمانی حلال نیست مگر در سه مورد:

۱ـ کسی که ازدواج کرده است و باز هم مرتکب عمل زنا شود؛

۲ـ کسی که شخصی را به ناحق بکشد، به عنوان قصاص کشتن او جائز است؛

۳ـ کسی که دین حق را ترک کند و مرتد شود.

حضرت عثمان رضی‌الله‌عنه هنگامی‌که در محاصره آشوبگران و شورشیان قرار داشت و آنها می‌خواستند ایشان را به قتل برسانند، همین مطلب را برای شورشیان بیان کرد و سپس فرمود: چگونه می‌خواهید مرا به قتل برسانید در صورتی‌که هیچ‌کدام از سه مورد ذکر شده بر من منطبق نمی‌شود؛ من نه تنها بعد از اسلام آوردن بلکه حتی در زمان جاهلیت نیز مرتکب زنا نشده‌ام، و نه کسی را به قتل رسانده‌ام، و از وقتی که مشرف به اسلام شده‌ام در دلم حتی این وسوسه هم نیامده که اسلام را ترک کنم، پس به چه دلیلی قتل مرا مجاز می‌دانید؟

آیه سوم: «و الذین لایدعون مع الله الها آخر و لایقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق و لایزنون و من یفعل ذلک یلق أثاماً»[فرقان: ۶۸]؛ (بندگان رحمان) کسانی هستند که با خدا معبودی دیگر را به فریاد نمی‌خوانند و پرستش نمی‌کنند، و جانی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است جز به حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند. و هر کس چنین کند (یعنی مرتکب شرک و قتل و زنا گردد) قطعاً به عقوبت دشواری برمی‌خورد.

این آیه از آیه‌های آخر سوره فرقان می‌باشد که در آنها سیزده صفت از صفات بندگان راستین الهی ذکر شده است.

شایان ذکر است که گناه قتل ناحق، در ردیف شرک که گناهی نابخشودنی است، ذکر گردیده است و این دلالت می‌کند بر اینکه ارتکاب قتل خصلتی مشرکانه و کافرانه است و یک مسلمان موحد و یکتاپرست هرگز آن را برای خود روا نمی‌دارد؛ همان‌طور که فحشا و زنا نیز دور از شأن یک مسلمان واقعی می‌باشد. در آیه بعدی از همین سوره، مرتکبان شرک و قتل و زنا به عذاب خوارکننده دوزخ تهدید شده‌اند و اینکه عذاب آنها چند برابر عذاب دیگران خواهد شد؛ زیرا هر یک از گناهان فوق، سرچشمه گناهان دیگر می‌باشند. از این جهت دارای عوارض و عواقب خطرناکی هستند.

قتل نفس در پرتو روایات

هنگامی که نبی رحمت صلی‌الله علیه و سلم ظهور کرد، جهان جولانگاه فساد و خونریزی بود. جان انسان ارزشی نداشت و بر سر کوچکترین چیز جنگ‌هایی در می‌گرفت که سالیان دراز طول می‌کشید و انسان‌های بی‌شماری کشته می‌شدند.

آن‌حضرت ‌صلی‌‌الله‌ علیه ‌و سلم جان انسان را محترم شمرد و دستورات قاطع و اکیدی صادر کرد و با پدیده قتل و خونریزی به شدت مبارزه نمود. ذیلاً گزیده‌های از فرموده‌های نبوی در خصوص قتل، درج می‌شود:

۱ـ عن ابن‌مسعود رضی‌الله‌عنه قال قال رسول الله ‌صلی‌الله علیه و سلم: «أول ما یقضی بین الناس یوم القیامه فی الدماء»(۱)؛ نخستین مسئله‌ای که در روز قیامت فیصله آن در میان مردم می‌شود، دعاوی قتل نفس است.

شایان ذکر است که در برخی روایات آمده است: اولین پرسش در روز قیامت درباره نماز می‌شود، و در برخی از روایات آمده است که از شرک و توحید سؤال می‌شود. در این خصوص علما چنین توضیح داده‌اند که در زمینه اعتقادات، نخستین سؤال درباره توحید و شرک خواهد بود، و در زمینه عبادات، نخستین سؤال درباره نماز مطرح خواهد شد، اما در زمینه حق‌الناس نخستین قضاوت درباره خون ناحق صورت خواهد گرفت.

۲ـ عن أبی‌هریره رضی‌الله‌عنه أن رسول الله صلی‌الله علیه و سلم قال: «اجتنبوا السبع الموبقات. قیل: یا رسول الله! ما هن؟ قال: الشرک بالله و السحر و قتل النفس التی حرم الله الا بالحق، و أکل مال الیتیم، و أکل الربا و التولی یوم الزحف و قذف المحصنات الغافلات المؤمنات»(۲)؛ از هفت گناه هلاک‌کننده اجتناب کنید. گفته شد: یا رسول‌الله آنها کدامند؟ فرمود: شرک، سحر، قتل ناحق، خوردن مال یتیم، خوردن ربا (بهره)، فرار از جنگ در روز حمله دشمن، تهمت زدن به زنان پاکدامن بی‌خبر مؤمن.

۳ـ عن ابن‌عمر رضی‌الله‌عنهما، قال رسول الله صلی‌الله علیه و سلم: «لن یزال المؤمن فی فسحه من دینه ما لم یصب دماً حراماً»(۳)؛ مسلمان از بابت دینش در گشادگی به سر می‌برد تا زمانی که خون ناحقی نریخته است.

از این حدیث معلوم می‌شود که یک مسلمان از آنجایی که جایزالخطا می‌باشد، ممکن است از وی گناهانی سر بزند و این گناهان هر چند عوارض و کیفرهایی را موجب خواهند شد، منتها با توبه و استغفار قابل عفو و بخشش‌اند، ولی خون ناحق قابل جبران نیست؛ زیرا دیانت انسان را تخریب و تباه می‌کند و باعث بدبختی شخص قاتل می‌گردد، و چون انسان مردود بارگاه حق می‌گردد، از این جهت دچار تنگی در زندگی می‌گردد و کارهای نیکش بی‌اثر خواهند شد.

ابن‌حجر رحمه‌الله می‌گوید: منظور از گشادگی در دین قبول توبه است، اما وقتی قتل صورت گرفت، قاتل از قبولیت توبه محروم ‌می‌گردد.(۴)

۴ـ عن البراء بن عازب رضی‌الله‌عنه عن رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم قال: «لزوال الدنیا أهون علی الله من قتل المؤمن بغیر حق»(۵)؛ نابودی تمام دنیا نزد الله کم‌ارزش‌تر از قتل ناحق انسان مسلمان است.

در روایتی دیگر چنین آمده است: «و لو أن أهل سماواته و أهل أرضه اشترکوا فی دم مؤمن لأدخلهم الله النار»؛ اگر همه اهل آسمان ها و زمین در کشتن یک مسلمان دست داشته باشند، خداوند همگی را به دوزخ خواهد فرستاد.

۵ـ عن عبدالله بن عمرو قال: رأیت رسول‌الله ‌یطوف بالکعبه و یقول: «ما‌أطیبک و ما‌أطیب ریحک، ما‌أعظمک و ما‌أعظم حرمتک! والذی نفس محمد بیده لحرمه المؤمن عند الله أعظم من حرمتک، ماله و دمه»(۶)؛ عبدالله بن عمرو می‌گوید: روزی رسول اکرم ‌صلی‌الله علیه و سلم را دیدم که مشغول طواف کعبه بود و می‌فرمود: ای کعبه تو چه قدر دلربا و خوشبو هستی! چه قدر بزرگ و حرمت تو چه بسیار است! اما قسم به آنکه جان محمد در دست اوست! حرمت مؤمن و جان و مالش نزد الله تعالی خیلی بیشتر و بزرگتر از حرمت توست.

دقت فرمایید! کعبه مشرفه که زیارت و طواف آن آروزی هر مسلمانی است و حتی اگر کسی آن را در خواب ببیند، احساس سعادت و خوشبختی می‌نماید؛ کعبه‌ای که قبله‌ تمام انبیا و اولیا و مسلمانان است؛ کعبه‌ای که به قدری نزد الله دارای حرمت است که هیچ کس حق ندارد گیاهان خودروی دور و برش را قطع کند؛ کعبه‌ای که هیچ کس حق ندارد به سوی آن آب دهان بیندازد و یا پایش را به سوی آن دراز نماید؛ کعبه‌ای که مرکز انوار الهی و برکات آسمانی است؛ حرمت آن با این همه عظمت از حرمت یک مسلمان نزد الله کمتر است. ازاین‌رو اگر کسی به جان و مال مسلمانی تعرض کند، با عواقب دردناکی مواجه خواهد شد.

۶ـ عن ابن‌عباس رضی‌الله‌عنه قال: قتل بالمدینه قتیل علی عهد رسول‌الله ‌صلی‌الله‌ علیه ‌و سلم لم‌یعلم من قتله، فصعد النبی ‌صلی‌الله‌ علیه ‌و سلم المنبر فقال: یا أیها الناس یقتل قتیل و أنا فیکم، و لایعلم  من قتله، لو اجتمع أهل السماء و الأرض علی قتل امرئٍ لعذبهم الله الا أن یفعل ما یشاء»(۷)؛ ابن‌عباس روایت می‌کند که شخصی در مدینه به قتل رسید و معلوم نشد چه کسی او را کشته است. رسول اکرم ‌صلی‌الله علیه ‌و سلم بالای منبر رفت و فرمود: ای مردم! شخصی کشته شده است در حالی که من پیامبر در میان شما هستم! و قاتلش نیز نامعلوم است! سپس فرمود: اگر همه اهل آسمانها و زمین در قتل ناحق یک انسان مشارکت داشته باشند، خداوند متعال همه آنان را عذاب خواهد داد، مگر اینکه خواست خدا چیزی دیگر باشد.

اشخاصی که امروزه خون انسانها را به ناحق می‌ریزند و ردپایشان را نیز گم می‌کنند، بدانند که دل رسول اکرم صلی‌الله علیه وسلم را شدیداً به درد آورده‌اند و خداوند را ناراض ساخته‌اند. این جنایتکاران هرگز از نگاه خداوند مقتدر و توانا پنهان نخواهند شد و در دنیا و آخرت گرفتار رسوایی و ذلت خواهند گشت.

۷ـ عن أبی‌هریره رضی‌الله‌عنه قال: قال رسول الله صلی‌الله علیه وسلم: «من أعان علی قتل مؤمن بشطر کلمه لقی الله مکتوباً بین عینیه آیس من رحمهالله»(۸)؛ هر کسی که با به زبان آوردن سخنی جزئی در قتل یک مسلمان همکاری کند، روز قیامت در حالی به پیشگاه خداوند حاضر می‌شود که بر پیشانی‌اش نوشته شده است: «آیس من رحمهالله» ناامید از رحمت حق تعالی.

۸ـ عن أبی‌الدرداء رضی‌الله‌عنه قال: سمعت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم یقول: «کل ذنب عسی الله أن یغفره الا الرجل یموت مشرکاً أو یقتل مؤمناً متعمداً»(۹)؛ رسول اکرم صلی‌الله علیه وسلم فرمود: هر گناهی نزد الله قابل بخشش است مگر اینکه شخصی شرک کند، یا عمداً کسی را به قتل برساند.

۹ـ عن ابن‌عباس رضی‌الله‌عنه أنه سأله سائل، فقال یا ابن‌العباس! هل للقاتل من توبه؟ فقال ابن‌عباس  کالمعجب من شأنه: ماذا تقول؟ فأعاد علیه مسألته. فقال: ماذا تقول؟ مرتین أو ثلاثاً. قال ابن‌عباس: سمعت نبیکم ‌صلی‌الله علیه و سلم یقول: «یأتی المقتول متعلقاً رأسه باحدی یدیه متلبیاً قاتله بالید الأخری تشخب أوداجه دماً حتی یأتی به العرش، یقول المقتول لرب العالمین: هذا قتلنی. فیقول الله عزوجل للقاتل: تعست! ثم یذهب به الی النار»(۱۰)؛ ابن‌عباس رضی‌الله‌عنه می‌گوید: روزی کسی از ایشان پرسید: آیا توبه قاتل قبول می‌شود؟ ابن‌عباس با تعجب به او گفت: چه می‌گویی؟ و دو یا سه بار این سؤال را تکرار کرد. آنگاه فرمود: من از پیامبرتان شنیدم که می‌گفت: روز قیامت مقتول در حالی حاضر می‌شود که در یک دستش سرش را گذاشته و با یک دستش یقه قاتل را گرفته و در حالی که خون از رگهایش جاری است، او را به نزد عرش الهی می‌آورد و از او به پروردگار جهانیان شکایت کرده و می‌گوید: این شخص مرا کشته است. آنگاه الله تعالی به قاتل می‌گوید: بدبخت شدی! سپس قاتل را به دوزخ می‌برند.

۱۰ـ عن ابن‌مسعود رضی‌الله‌عنه قال قال رسول الله ‌صلی‌الله علیه و سلم: «یجیئ المقتول آخذاً قاتله و أوداجه تشخب دماً عند رب ‌العزه فیقول: یا رب! سل هذا فیم قتلنی؟ فیقول: فیم قتلته؟ قال: قتلته لتکون العزه لفلان. قیل: هی لله»(۱۱)؛ رسول‌الله ‌صلی‌الله علیه ‌و سلم فرمود: مقتول در حالی که قاتلش را گرفته و خون از رگهایش جاری است، به پیشگاه رب‌العزت می‌‌آید و می‌گوید: پروردگارا! از این قاتل بپرسید که به چه دلیل مرا کشت؟ سپس خداوند متعال از قاتل می‌پرسد: چرا او را کشتی؟ قاتل می‌گوید: برای اینکه فلان (فرد یا طائفه) به عزت و سربلندی برسد. گفته می‌شود: عزت و سربلندی از آن الله است.

این حدیث هشدار شدیدی است به کسانی که به خاطر بالا بردن اسم و رسم طایفه و قبیله، یا حزب و جماعت خویش، دست خویش را به خون بی‌گناهان آلوده می‌کنند و به بهانه‌های بی‌اساس، مردم را می‌کشند. در دنیای امروز قتل و ترور رقیبان سیاسی، همچون آب خوردن شده است. همین که عده‌ای احساس کنند، وجود کسی برای حزب و جماعت‌شان ـ به گمان آنها ـ زیان‌آور است و یا با آنها اختلاف فکری و عقیدتی دارد، یا اینکه باعث افشای کارنامه سیاه‌شان می‌شود، فوراً برای حذف او تصمیم می‌گیرند و به جوخه‌های ترور و عوامل جنایتکار و ازخدابی‌خبر خود دستور می‌دهند تا با ترور مخالفان، میدان تاخت و تاز آنان را هموار سازند. این نابخردان نیز صرفاً برای خوش کردن اربابان خود، تصمیمات‌شان را عملی می‌سازند و چنین می‌پندارند که با ارتکاب این جنایت، عزت و سربلندی را نصیب حزب یا طایفه خود کرده‌اند. اما بدانند که عزت و ذلت فقط در دست الله تعالی است و تلاش‌های آنان بی‌نتیجه و عاقبت‌شان سیاه است. حوادث تاریخی و تجربیات انسانی حکایت از آن دارند که چنین افرادی گرچه مدتی کوتاه یا دراز، به ظاهر راه خود را صاف کرده‌اند و چند صباحی بر روی اجساد و استخوان‌های درهم‌شکسته رقیبان مظلوم خود به رقص و پایکوبی پرداخته‌اند، اما طولی نکشیده است که در همین دنیا دچار خسران شده و ذلیل و رسوا گشته‌اند، و بی‌گمان عذاب و رسوایی پس از مرگ به مراتب سنگین‌تر از آن است که تصور می‌کنند.

بسا چنان نوکران حلقه‌به‌گوش و چشم‌وگوش‌بسته‌ای، طعم تلخ اطاعت کورکورانه را چشیده و مورد خشم اربابان خود قرار گرفته‌اند و دنیا و آخرت‌شان تباه شده است.

بهر مظلومان همی کند چاه/ در چه افتادند و می‌گفتند آه

شیخ سعدی به نقل از حکیمان چه جالب گفته است: هر که خدای را عزوجل بیازارد تا دل خلقی بدست آرد، خداوند تعالی همان خلق را بر او گمارد تا دمار از روزگارش برآرد.

آتش سوزان نکند با سپند/ آنچه کند دود دل دردمند
نماند ستمگار بد روزگار/ بماند بر او لعنت پایدار

۱۱ـ عن أبی‌موسی رضی‌الله‌عنه عن النبی ‌صلی‌‌الله ‌علیه ‌و سلم قال: «اذا أصبح ابلیس بث جنوده فیقول: من أخذل الیوم مسلماً ألبسته التاج. قال: فیجیئ هذا فیقول: لم‌أزل به حتی طلق امراته. فیقول: یوشک أن یتزوج. و یجیئ هذا فیقول: لم‌أزل به حتی عق والدیه. فیقول: یوشک أن یبرها. و یجیئ هذا فیقول: لم‌أزل به حتی أشرک. فیقول: أنت أنت. و یجیئ هذا فیقول: لم‌أزل به حتی قتل. فیقول: أنت أنت، و یلبسه التاج»(۱۲)؛ ابوموسی اشعری از رسول اکرم ‌صلی‌الله علیه ‌و سلم نقل می‌کند که آن‌حضرت فرمود: ابلیس هنگام صبح لشکرش را (به مأموریت) اعزام می‌کند و می‌گوید: هر کس امروز مسلمانی را رسوا کند، تاج را بر سرش می‌گذارم. یکی از لشکریانش پس از انجام مأموریت‌ برگشته و می‌گوید: من تلاش نمودم تا اینکه (یک مسلمان) همسرش را طلاق داد. ابلیس می‌گوید: بزودی زن دیگری خواهد گرفت. آنگاه یکی دیگر از لشکریانش حاضر شده و می‌گوید: من با تلاش مداوم فلان شخص را به نافرمانی پدر و مادرش وادار کردم. ابلیس می‌گوید: بزودی با آنها نیکی خواهد کرد. دیگری می‌آید و می‌گوید: من آن قدر زحمت کشیدم که فلان شخص دچار عمل شرک شد. ابلیس می‌گوید: کار تو عالی است! سرانجام یکی دیگر آمده و می‌گوید: من بر فلان به قدری مسلط شدم تا اینکه مرتکب قتل شد. ابلیس (خیلی خوشحال شده و) می‌گوید: کار تو واقعاً عالی است! آنگاه به پاسداشت این کار تاج را بر سرش می‌گذارد.

۱۲ـ عن عباده بن الصامت رضی‌الله‌عنه عن رسول الله صلی‌الله ‌علیه‌ و سلم ‌قال: «من قتل مؤمناً فاغتبط بقتله لم‌یقبل الله منه صرفاً و لا عدلاً»(۱۳)؛ عباده بن صامت می‌گوید: آن‌حضرت صلی‌الله ‌علیه ‌و سلم فرمود: هر کس مسلمانی را به قتل برساند و به این کار شنیع خود افتخار نماید، خداوند متعال هیچ عملی را از وی نمی‌‌پذیرد، نه اعمال فرضیش را و نه نوافلش را.

متأسفانه خیلی از انسانهای سنگدل و تیره‌بخت اینگونه‌اند، به جای اظهار ندامت و پشیمانی خود را دلیر و بهادر می‌پندارند، فخر می‌فروشند و احساس می‌کنند عزیز و سربلند شده‌اند. اینها باید بدانند که نزد الله به قدری بی‌‌عزت و خوار و ذلیل گشته‌اند که هیچ عملی از آنان پذیرفته نمی‌شود. علمای دین می‌‌گویند: هر کس بر قتل بی‌گناهی اظهار مسرت و خوشحالی نماید، روز قیامت با او نیز مثل قاتل رفتار خواهد شد و سرانجام با غضب و خشم خداوند دچار خواهد گشت.

علامه خلیل‌احمد سهارنفوری، از شارحان برجسته حدیث، می‌گوید: «من فرح بقتل المؤمن دخل فی هذا الوعید»؛ هر کس از قتل مسلمانی شاد شود، در این وعید داخل می‌‌گردد.(۱۴)

۱۳ـ عن عبدالله بن عمرو بن العاص رضی‌الله‌عنهما قال: قال رسول‌الله صلی‌الله علیه ‌و سلم: «من قتل معاهداً لم‌یرح رائحه الجنه، و إن ریحها یوجد من مسیره أربعین عاماً»(۱۵)؛ آن‌حضرت صلی‌الله ‌علیه ‌و سلم فرمود: هر کس غیرمسلمانی را که (در سرزمین‌های اسلامی) از تأمین جانی برخوردار است، به قتل برساند، بوی بهشت را احساس نخواهد کرد، حال آنکه بوی بهشت از مسیری با مسافت چهل سال راه نیز احساس می‌شود.

عده‌ای چنین می‌‌‌‌‌پندارند که کشتن غیرمسلمان در هر حال اجر و ثواب دارد، در صورتی که این پندار کاملاً نادرست است. در حدیث بالا کلمه «معاهد» آمده است؛ معاهد به شخص غیرمسلمانی اطلاق می‌گردد که از بدو تولد در یک کشور اسلامی زندگی ‌کرده و شهروند آن کشور محسوب می‌شود، و یا اینکه از یک کشور غیراسلامی با ویزا (روادید) و اجازه قانونی، وارد کشوری اسلامی شده است. در هر حال گناه کشتن چنین افرادی به قدری سنگین است که انسان را از بوی بهشت نیز فرسنگ‌ها دور می‌کند.

گفتنی است که کشتن این نوع افراد، ضمن اینکه جرم سنگینی می‌باشد، چهره اخلاقی مسلمانان و وجهه اجتماعی‌شان را در نزد غیرمسلمانان مخدوش می‌گرداند و راه تبلیغ و توسعه اسلام را مسدود می‌کند. اینجاست که تعرض به این گونه افراد، چه به شکل قتل یا گروگان گرفتن یا اذیت و آزار رساندن به آنان، ممنوع و حرام می‌باشد. البته اگر مرتکب جنایتی شوند، طبق قوانین جزایی آن کشور محاکمه شده و به کیفر خود می‌رسند. اما هیچ کس حق ندارد خودسرانه امنیت این افراد را در یک کشور اسلامی به خطر اندازند.

۱). صحیح بخاری، حدیث شماره ۴۲۲۹٫
۲). همان، حدیث شماره ۲۷۶۶٫
۳). همان، حدیث شماره ۶۸۶۶٫
۴) عسقلانی، ابن‌حجر، ‌فتح‌الباری: ۱۲/۲۳۳٫
۵). سنن ابن‌ماجه، حدیث شماره ۲۶۱۹٫
۶). همان، حدیث شماره ۳۹۲۲٫
۷). السنن الکبری للبیهقی: ۸/۲۲٫
۸). سنن ابن‌ماجه، حدیث شماره ۲۶۲۰٫
۹). سنن أبی‌داود، حدیث شماره ۴۲۷۰٫
۱۰). المعجم الأوسط للطبرانی: ۵/۱۲۱ ؛ سنن ترمذی، حدیث شماره ۳۰۲۹٫
۱۱). سنن نسایی، حدیث شماره ۴۰۰۲٫
۱۲). صحیح ابن‌حبان، حدیث شماره ۶۱۵۶٫
۱۳). سنن ابی‌داود، حدیث شماره ۴۲۷۰٫
۱۴) سهارنپوری، خلیل‌احمد، بذل‌المجهود: ۱۷/۱۷۸٫
۱۵). صحیح بخاری، حدیث شماره ۳۱۶۶٫

درباره ی محمدقاسم قاسمی

* استاد حدیث دارالعلوم زاهدان * رئیس دارالافتای دارالعلوم زاهدان * سردبیر فصلنامه ندای اسلام

همچنین ببینید

«رجب» ماه کاشت است

ماه رجب در سیرۀ عملی رسول‌خدا صلى الله علیه وسلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *