خانه / بایگانی برچسب: سهراب سپهري

بایگانی برچسب: سهراب سپهري

آنچه در کودکی جا گذاشته‌ایم! / بخش چهارم

نویسنده: صدیق قطبی ۷٫ جاندارپنداری کودک، تمام موجودات را زنده می‌یابد و می‌بیند. به حرف‌‌های آب گوش می‌دهد و می‌تواند گل سوسن را «شما» خطاب کند. خصلتی که شاعران به خوبی در خود پرورانده‌‌‌اند و از این رو کودکیِ زنده‌‌‌‌‌ای دارند. فروغ می‌گفت: «علی کوچیکه، نشسته بود کنار حوض، حرفای …

ادامه نوشته »

آنچه در کودکی جا گذاشته‌ایم! / بخش دوم

نویسنده: صدیق قطبی روحیات خوبِ کودکان: ۱. در زمان حال زیستن در زمان حال، زیستن چیزی جز حُضور داشتن نیست. حضور داشتن در اکنون و اینجا. «آبتنی کردن در حوضچه‌ی اکنون» به طوری که تماماً خیس و شسته شوی. در زمان حال زیستن یعنی با توجه و حضور قلب به …

ادامه نوشته »

سهراب سپهری و اقبال لاهوری، آنیما و آنیموس

نویسنده: صدیق قطبی اقبال، شاعر تغییر و جنبش است و مانندِ شریعتی می‌خواهد از هر ظرفیّتی برای نهضت‌سازی بهره بگیرد. در منابع حدیثی آمده است که پیامبر اسلام روزی علی‌بن‌ابی‌طالب را می‌بیند که در مسجد خوابیده است و در اثرِ کنار رفتنِ ردایش کمی خاک‌آلود شده است. می‌گوید:‌ «قُمْ أَبَا …

ادامه نوشته »

وجود گرسنگی، شقایق را شدیدتر می‌کند…

tabyeen.com

نویسنده: صدیق قطبی «دنیا پر از بدی است. و من شقایق تماشا می‌کنم. روی زمین، میلیون‌ها گرسنه است. کاش نبود. ولی وجود گرسنگی، شقایق را شدیدتر می‌کند… در تاریکی، آن قدر مانده‌ام که از روشنی حرف بزنم.»(از نامه‌های سهراب سپهری؛ به نقل از:‌ هنوز در سفرم، به کوشش پریدخت سپهری، …

ادامه نوشته »

معنای زندگی نزد سهراب سپهری / بخش ششم

نویسنده: صدیق قطبی ۳. دوست داشتن با تجربه‌ی بی‌رنگی و وحدتِ عالَم و گذر از میل به تفسیر و تصاحب، تنها شاعر می‌ماند و مکاشفه‌ی رازها و زیبایی‌های جهان. تمام نیروی وجودی شاعر در کار مکاشفه و اشراق می‌شود: «خاک انباشته از زیبایی است. دیگر چشم‌های من جا ندارد… چشم‌های …

ادامه نوشته »

معنای زندگی نزد سهراب سپهری / بخش پنجم

نویسنده: صدیق قطبی با توجه دادن انسان‌ها به تماشای زندگی، در رگ‌ها نور می‌ریزد. تماشا و شناور شدن، با عبور از حجاب نام‌ها و مفاهیم ممکن می‌شود. با عمدتاً‌ با هستی نمی‌آمیزیم، بلکه صِرفاً‌ با نام‌ها و مفهوم‌سازی‌های خود که از امور و پدیده‌ها انتزاع کرده‌ایم سر و کار داریم. …

ادامه نوشته »

معنای زندگی نزد سهراب سپهری / بخش چهارم

نویسنده: صدیق قطبی اما چرا تماشا و شناور شدن و دست‌ها در جذبه‌ها شستن؟ وقتی ما فارغ از دغدغه‌های شناخت و تنگنای مفاهیم و نیز برکنار از سوداگری‌ و منافع شخصی، دست در کارِ تماشا می‌شویم، پنجره‌های خود را به سوی نور می‌گشاییم. نمی‌خواهیم جهان را تصاحب و تملک کنیم …

ادامه نوشته »

معنای زندگی نزد سهراب سپهری / بخش دوم

نویسنده: صدیق قطبی ۱. آشتی دادن و آشنا کردن سهراب به مانند همه‌ی عارفان راستین، آن‌سوی تضادهای ظاهری و کشاکش‌های پیدا، یک‌رنگی و خویشاوندی پهناوری می‌بیند. آشتی دادن و آشنا کردن برآمده از این نگاه است که ما همه تراشه‌های یک نوریم: «چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد موسیی با موسیی …

ادامه نوشته »

معنای زندگی نزد سهراب سپهری/ بخش سوم

نویسنده: صدیق قطبی ۲. راه رفتن و نور خوردن شفیعی کدکنی در شعری گفته است: «من آن بذر بی‌حاصلم کاین جهان را، نه تغییر دادم. نه تفسیر کردم». در یک شیوه‌ی مواجهه، جهان چون مسأله‌ای است که باید حل شود. مجهولی است که باید معلوم شود. به قصد شناختن و …

ادامه نوشته »

معنای زندگی نزد سهراب سپهری / بخش اول

نویسنده: صدیق قطبی آیا زندگی خالی از معنا است؟ پاسخ سهراب سپهری منفی است: «زندگی خالی نیست». اما چه چیزهایی زندگی را برای او سرشار می‌کند؟ «در این جهان ظلمانی، در این روزگار سرشار از فجایع، در این دنیای پر از کینه»(مارگوت بیکل، ترجمه احمد شاملو)، چه آویزگاه‌های استواری به …

ادامه نوشته »