خانه / ادبيات فارسي

ادبيات فارسي

ادبيات فارسي، شعر، ادب

داغ مهر او چراغ سینه اهل کمال

مربع نعتیه‌ای در مدح رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم شاعر: مولانا انورشاه کشمیری ۱-    دوش چون از بینوایی هم‌نوای دل شدم/ عهد ماضی یاد کرده سوی مستقبل شدم ۲-    از سفر وامانده آخر طالب منزل شدم/ کز تگاپو سوبه‌سو شام غریبان در رسید ۳-    دشت و گلگشت …

ادامه نوشته »

توشه گرد آور برای مرگ و قبر و آخرت

شاعر: شیخ سید محمدشافی قریشی ای که دنیایت ترا مشغول بر خود کرده است! 🌱 مرگ و قبرو نار دوزخ را زیادت برده است ! 🌱 نه به فکر مرگ و قبری نه به یاد حشر و نشر ! 🌱 گوء یا بهرت ملک برگ معاف  آورده است! 🌱 بار …

ادامه نوشته »

چه ها ندید از آدم‌، این روزها زمین…

نویسنده: سرگل رستمی دیگر گریه ای برایم نمانده چشم‌هایم خشک شده می‌روم از خویش و تنگنای تنگ گلویم واژه‌ای جدید را چونان تازیانه‌ای بر قامت افکارم می‌زند “عفرین”! هم آن‌که برایش جز دعا نباید سرود این روزها سوریه را بیشتر از کشورم می‌شناسم! نقشه‌اش … مردمانش… همسایه‌هایش.. و…. خبرهای آنجا …

ادامه نوشته »

منم قدس و ترا در انتظارم

شاعر: مولانا عبدالکریم حسین پور (راجی) منم قدس و ترا در انتظارم به نیروی تو باشد اعتبارم مسلمان تا به کی در خواب غفلت بشو بیدار و آ اندر کنارم یهودان را بران اینک ز نزدم کزآنان من چنین خوار و نزارم صلاح الدین ایوبی کجایی؟ کجایی ابن خطّاب افتخارم؟ …

ادامه نوشته »

بهار عمر می گردد خزان، آهسته آهسته

شاعر: شیخ سید محمدشافی قریشی بهار عمر می گردد خزان، آهسته آهسته به منزل می رسد این کاروان آهسته آهسته 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 نوید خوان الوان جهان هرگز مخور جانا که مهمان کش بود این میزبان آهسته آهسته 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 به زیبایی مناز ای گل که در این گلستان چون تو بسی پرورد …

ادامه نوشته »

مثل ها و حکمت ها

مثل ها و حکمت ها ۱- زخم زبان از زخم دندان عمیق تر است. ۲- کلام راست همچون خورشیدی است که در سرزمینی سرد می تابد. ۳- برای علاج حزن چیزی بالاتر از کشتن آن با صبر نیست. ۴- قویترین پیروزی که یک نفر به دست می آورد چیرگی او …

ادامه نوشته »

جز او معین و یاور نبوده، نیست ما را

شاعر: شیخ سید محمدشافی قریشی قسم به آن خدایی که آفریده ما را قسم بر آن کلامش، که ره نموده ما را قسم به آن الهی، که مالک جهان است قسم به ذات پاکی، که صاحب زمان است قسم به نام هایی، که هست آن خدا را به آنکه گر …

ادامه نوشته »

هستم کن

نویسنده: صدیق قطبی – «تو اگر با منی چرا هر روز / در هوای تو سخت بی‌تابم؟ / یا چرا مثل جغدها شب‌ها / تلخ می‌نالم و نمی‌خوابم؟ / تو اگر با منی چرا پاییز / سوی من وحشیانه می‌تازد / تا بگیرد بهار را از من؟ / تو اگر …

ادامه نوشته »

مدح و نعت یاران پیامبر

شاعر: شیخ سید محمدشافی قریشی مدح و نعت یاران پیامبر عظیم الشأن اسلام علیهم الصلات والسلام بوبکر و عمر، علی و عثمان ممدوح رسول و صحب و یزدان هر چار بزرگوار الحق اصحاب یقین و اهل ایمان هر چار خلیفه از مهاجر بودند عزیز و عبد رحمان ایشان خلفاء راشدین …

ادامه نوشته »

عنکبوتی که توری نازک می‌بافد…

نویسنده: صدیق قطبی نخ و سوزن را برداری و انگاری که مشغول عظیم‌ترین کار عالَمی، به حوصله و صبوری سوزن نخ کنی و بعد بروی سراغ دکمه‌های افتاده یا شل‌شده‌ی لباس‌هایت و با عشق و ظرافت، بدوزی‌شان. بشقاب‌ها را با حواس جمع بشویی و به سُریدن آب از سطح‌ ظرف‌ها …

ادامه نوشته »