خانه / ادبيات فارسي / متن ادبي

متن ادبي

چه ها ندید از آدم‌، این روزها زمین…

نویسنده: سرگل رستمی دیگر گریه ای برایم نمانده چشم‌هایم خشک شده می‌روم از خویش و تنگنای تنگ گلویم واژه‌ای جدید را چونان تازیانه‌ای بر قامت افکارم می‌زند “عفرین”! هم آن‌که برایش جز دعا نباید سرود این روزها سوریه را بیشتر از کشورم می‌شناسم! نقشه‌اش … مردمانش… همسایه‌هایش.. و…. خبرهای آنجا …

ادامه نوشته »

مثل ها و حکمت ها

مثل ها و حکمت ها ۱- زخم زبان از زخم دندان عمیق تر است. ۲- کلام راست همچون خورشیدی است که در سرزمینی سرد می تابد. ۳- برای علاج حزن چیزی بالاتر از کشتن آن با صبر نیست. ۴- قویترین پیروزی که یک نفر به دست می آورد چیرگی او …

ادامه نوشته »

هستم کن

نویسنده: صدیق قطبی – «تو اگر با منی چرا هر روز / در هوای تو سخت بی‌تابم؟ / یا چرا مثل جغدها شب‌ها / تلخ می‌نالم و نمی‌خوابم؟ / تو اگر با منی چرا پاییز / سوی من وحشیانه می‌تازد / تا بگیرد بهار را از من؟ / تو اگر …

ادامه نوشته »

عنکبوتی که توری نازک می‌بافد…

نویسنده: صدیق قطبی نخ و سوزن را برداری و انگاری که مشغول عظیم‌ترین کار عالَمی، به حوصله و صبوری سوزن نخ کنی و بعد بروی سراغ دکمه‌های افتاده یا شل‌شده‌ی لباس‌هایت و با عشق و ظرافت، بدوزی‌شان. بشقاب‌ها را با حواس جمع بشویی و به سُریدن آب از سطح‌ ظرف‌ها …

ادامه نوشته »

چرا خاموشی و سکوت؟

نویسنده: صدیق قطبی استاد مصطفی ملکیان درمقاله‌ی بلند و خواندنیِ «چراغِ روشنِ خاموشی: فلسفه‌ی سکوت در مثنوی معنوی مولوی» و دکتر آرش نراقی در مقاله‌ی «مولوی و تجربه سکوت» به مهمترین اسباب توصیه به خاموشی و نیز آفات سخن نزد مولانا اشاره کرده‌اند که شاید بتوان سرجمعِ آنها را موارد …

ادامه نوشته »

قرارهای باران و پنجره

نویسنده: صدیق قطبی کوبه‌ها‌ی دل‌ و پنجره را هم‌زمان می‌زند و بوسه‌های مرطوبش را پیچیده در خشمی ملایم، سوغات می‌آورد. در این بارش شلّاقی، شاخه‌های درخت گلابی باغ، سر خم کرده است. چه تصویر محزونی. من اما‌، غریو ممتد شاخه‌ها را دوست دارم. به حقیقتی که از حنجره‌ی باران شنیده …

ادامه نوشته »

چرا خدا کنار کشیده است؟

نویسنده: صدیق قطبی به نظر سیمون‌وِی، خلق عالم به دست خدا صرفاً نوعی اعمال قوه نیست بلکه نوعی حذف قوه یا فراغت هم هست. خدا هنگامی که خلق می‌کند از جایگاه یگانه واقعیت یا یگانه قدرت خارج می‌شود. او واقعیت‌های دیگری خلق می‌کند، و برای آنکه این واقعیت‌ها هستی داشته …

ادامه نوشته »

تمرینِ خُرسندی

tabyeen.com

نویسنده: صدیق قطبی شادی شود آن غم که خوریمش چو شِکَر خوش ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم – مولانا خرسندی می‌تواند زهرِ اندوه را بگیرد. وقتی اندوه، خستگی یا ملال، سرزده به خانه‌ی ما‌ می‌آید، بهتر است به جای دل‌آشفتن و رنجور شدن، به این میهمانِ غالباً …

ادامه نوشته »

دست بگشا دامن خود را بگیر

نویسنده: صدیق قطبی راه لذت از درون است. این حقیقی است که عارف به ‌آن باور دارد. خاستگاه شادی در دل است و آدم باید بیش از آنکه در چیزها یا آدم‌های بیرون دنبال شادی باشد، شادی و خوش‌احوالی را در درون خودش پیدا کند و به گفته‌ی خیام: «ماییم …

ادامه نوشته »

آنچه در کودکی جا گذاشته‌ایم! / بخش ششم

نویسنده: صدیق قطبی ۱۰. شادمانی بی‌سبب کودکان می‌توانند از فرآیندها لذت ببرند. ما اما اغلب از مسیر و فرآیند لذت نمی‌بَریم و برای شاد بودن منتظر اتفاق‌های مهم و یا رسیدن به نقطه‌ی پایان و نتیجه هستیم. شادمانی بی‌سبب وقتی است که خودمان را با راه، با مسیر، یگانه کنیم …

ادامه نوشته »