خانه / صدیق قطبی

صدیق قطبی

در بلا هم می‌کَشم لذات او…

نویسنده: صدیق قطبی دردورنج‌های عالَم چگونه نزد عارف تحمل‌پذیر و بلکه گوارا می‌شود؟ باورِ عارفان این است که دنیا سرای آزمون و امتحان است و عمده‌ی رنج‌های دنیا از این باب است که عاشق را بیازمایند. شما وقتی عاشق کسی هستید و بدانید که معشوق‌تان از جهت آزمودن شما و …

ادامه نوشته »

مبارک باشیم (۲)

نویسنده: صدیق قطبی برای مبارک شدن، ضرورت ندارد حتماً کار اعجاب‌انگیز و فوق‌العاده‌ای انجام دهیم. کافی است از هر فرصت کوتاه و مجال کوچکی برای انتشار روشنی و خیر استفاده کنیم. پیامبر به ما تعلیم داده است هر کجا درختی بکاریم و حتی اگر تنها پرندگان از ثمر آن بهره‌مند …

ادامه نوشته »

باز گردد عاقبت این در؟ بلی!

نویسنده: صدیق قطبی از شگفتی‌های مولانا، امید بی‌پایان اوست. مولانا به ما می‌گوید طلب کردن و جُستن را نباید مشروط به دانستن و یقین کرد. به تعبیر او، برخی درها و راه‌ها تنها زمانی بر فرد گشوده می‌شوند که او در زده یا راه‌ رفته باشد. برخی نشانی‌ها تنها بر …

ادامه نوشته »

هستم کن

نویسنده: صدیق قطبی – «تو اگر با منی چرا هر روز / در هوای تو سخت بی‌تابم؟ / یا چرا مثل جغدها شب‌ها / تلخ می‌نالم و نمی‌خوابم؟ / تو اگر با منی چرا پاییز / سوی من وحشیانه می‌تازد / تا بگیرد بهار را از من؟ / تو اگر …

ادامه نوشته »

اگر ستیزه کنی، روزگار بستیزد…

نویسنده: صدیق قطبی پذیرش به موقع شکست، میوه‌ی فرزانگی است. از چیزهایی که آموختنش خیلی برای زندگی لازم است، یکی اینکه بدانی کی باید دست از مبارزه بکشی. کی میدان را ترک کنی. که هر چه سفت‌تر بگیری، درد بیشتر می‌شود. اغلب ما در کودکی تجربه‌ی آمپول زدن را داریم …

ادامه نوشته »

مبارک باشیم (۱)

نویسنده: صدیق قطبی ما همه به یکدیگر می‌گوییم عیدت مبارک، روزت مبارک، قدومت مبارک، خانه‌ی تازه مبارک، لباس نو مبارک؛ اما آنچه اصل است را فراموش می‌کنیم و آن اینکه: جانت مبارک،‌ وجودت مبارک. روزها به خودی خود اعتبار و فضلی ندارند، وجود ماست که اگر مبارک باشد، زمان و …

ادامه نوشته »

بندگان من …

نویسنده: صدیق قطبی بندگان من! از دین، بهانه‌ای برای جنگ و ستیز نسازید، دستمایه‌ای برای صلح و آشتی فراهم کنید. دنیایتان خسته از نامردمی و برادرکشی است. نهال دین از تابش مهر و دوستی می بالد و میوه‌های شیرین می دهد. درخت سبز را با خون نخشکانید. بندگان من! اگر …

ادامه نوشته »

حماسه‌ها و اسطوره‌ها، راویِ ابعاد سوگناک و مقدّر زندگی هستند

نویسنده: صدیق قطبی دبستانی بودم که کتاب‌های فارسی خواهر و برادر دبیرستانی‌ام را ورق می‌زدم و می‌خواندم و اغلب می‌رفتم سراغ شعر رستم و سهراب. می‌خواندم و اشکی می‌شدم. انگار از اینکه می‌توانم گریه کنم با آن بیت‌ها، حس شایستگی پیدا می‌کردم. نوعی احساس‌پرستی و عاطفه‌گرایی. انگار هر آنچه تراژدی …

ادامه نوشته »

بازی زندگی، بدون تمرین قبلی

نویسنده: صدیق قطبی یکی از جهات غصه‌ناک زندگی این است که ما همیشه در «ابرهایی از جنس ندانستن» پرواز می‌کنیم. نه می‌توانیم ملال و بی‌ذوقی توقف و ایستایی را برتابیم و نه جاده آن‌چنان پیدا است که بتوانی به راحتی پایت را روی پدال گاز بگذاری. به تعبیر حافظ «منزل …

ادامه نوشته »

عنکبوتی که توری نازک می‌بافد…

نویسنده: صدیق قطبی نخ و سوزن را برداری و انگاری که مشغول عظیم‌ترین کار عالَمی، به حوصله و صبوری سوزن نخ کنی و بعد بروی سراغ دکمه‌های افتاده یا شل‌شده‌ی لباس‌هایت و با عشق و ظرافت، بدوزی‌شان. بشقاب‌ها را با حواس جمع بشویی و به سُریدن آب از سطح‌ ظرف‌ها …

ادامه نوشته »